دوستت دارم ... دوستت دارم ... و این امضای من است
نزار قبانی
برگردان: زهرا ...
بازسرایی: سیامک بهرام پرور
===========
۱-
شک داری که دلنشینترین زن جهانی
و مهمترین؟
شک داری
تمام کلیدهای جهان از آن ِ من شد
آنگاه که به تو دست یازیدم؟!
شک داری
جهان دگرگون شد
به گاه گرفتن دستت؟!
و بزرگترین روز تاریخ و
زیباترین خبر دنیا بود
روز ورودت به قلبم؟!
2-
شک داری در کیستیات؟!
تو آنی که چشمانش
از آن خود میکند
زمان را
ذره
ذره
و وقتی میگذرد
دیوار صوتی میشکند
نمیدانم مرا چه میشود؟!
گویی تو زن ِ نخستینی!
و گویی پیش از تو دوست نداشتهام
کسی را
تجربه نکردهام
عشق را
و کسی نبوسیده
مرا!
۳-
میلاد من تویی!
به یاد ندارم بودنم را
پیش از تو.
بالا پوشم تویی
به یاد ندارم زندگی را
پیش از عشقت.
شهزاده بانو!
از وجود تو انگار
چونان چون گنجشکی
پر کشیدم!
4-
شک داری
که تو بخشی از منی
و من دزدیدم آتش را
از چشمان تو
و بزرگترین عصیانم را به پا کردم؟!
گلکم!
یاقوتم!
ریحانهام!
شهبانوی دینی- میهنیام
در میان تمامی ملکهها!
ماهیِ رها در زلال زندگیام!
ماهی که هر غروب
از روزن واژگانم
سرک میکشی!
فتح الفتوح حیاتم!
ای آخرین وطن
که به دنیا میآیم در آن و
دفن میشوم
و نوشتههایم را منتشر میکنم!
بانوی بهت!
بانوی من!
نمیدانم
چطور موج در پای تو میاندازد
مرا؟!
نمیدانم چطور آمدیام؟!
چطور آمدمت؟!
تو که تمام کاکایی ها غوغا میکنند
تا لانه کنند بر سینهات!
چه لذتی است
فرا چنگ آوردنت!
5-
ای زنی که به ترکیب شعر درمیشوی!
بسان شنهای دریا گرمی و
چون شب قدر گرامی!
در را بر رویم گشودی و
عمرم آغاز شد
چقدر شعرم زیبا شد
آنگاه که تمدن را آموختم در دستانت
چه پربار و توانمند شدم
آنگاه که به من بخشیدت
خدا!
شک داری
که شرارهای از چشمان منی
و دستانت
امتداد نورانی دستان من؟!
شک داری
تو همان سخنی که خارج شد
از لبانم؟!
شک داری که من توام و
تو منی؟!
6-
های شعلهای
که دود میکند
دودمانم را!
میوهای که پر میکند
شاخههام را!
های! جسمی
که چون شمشیر میبرد
و چون آتشفشان
زیر و زبر میکند!
سینهای که عِطر میپراکند
مثل حلقههای توتون
و چون توسنی نجیب میتازد به سویم!
به من بگو
چگونه از امواج طوفان برهم!
بگو
چه کنم با تو؟!
وقتی به تو معتادم!
بگو پاسخ چیست؟!
وقتی مرا به مرز جنون کشیده،
شوق!
آی بینیات یونانی و
موهایت اسپانیایی!
ای زن ِ بیمانند
تا هزارهها!
ای که برهنه پا میرقصی
در رگ من!
از کجا آمدی؟!
چگونه؟!
چگونه در من در آمدی
شتابان!
یگانه رحمت خدا بر من!
عطشان عشق و عطوفت!
دردانهام!
آه ...
لطف خدا به من بسیار بود!