ما تماشاچیانی هستیم،
که پشت درهای بسته ماندهایم!
دیر آمدهایم!
خیلی دیر...
پس به ناچار
حدس میزنیم،
شرط میبندیم،
شک میکنیم...
و آن سوتر
در صحنه
بازی به گونهیی دیگر در جریان است!
حسین پناهی
(از دفتر هفتم: نمیدانمها-ص 51)
مرگ ناگهانی حسین پناهی در 14 مرداد 1383 باعث بهت و تعجب علاقهمندان کارهایش شد. چه آنانی که او را تنها به عنوان بازیگر سینما و تلویزیون میشناختند و چه کسانی که با آثار او در قالب شعر و نمایشنامه آشنا بودند.
پزشکی قانونی علت مرگ او را ایست قلبی عنوان کرد، گرچه...
تا پیش از مرگ حسین پناهی از او کتابهای متعددی در زمینهی شعر و نمایشنامه منتشر شده بود، کتاب "من و نازی" او مورد استقبال علاقهمندانش قرار گرفته و مدتها نایاب بود. تا اینکه در نمایشگاه کتاب امسال، مجموعهی کاملی از اشعار او به نام "چشم چپ سگ" در هفت دفتر مجزا توسط انتشارات دارینوش منتشر شد. در این هفت دفتر اشعار حسین پناهی، که پیشتر منتشر بودهاند، با تغییراتی که خود او به آنها اعمال کرده بود و اضافات تازه به چاپ رسیدهاند، علاوه بر این، تعداد زیادی از اشعار تازهتر او که مجال نشر نیافته بودند از میان دست نوشتههای پراکندهاش جمعآوری و منتشر شدهاند.
هفت دفتری که مجموعهی چشم چپ سگ را تشکیل میدهند از این قرارند:
دفتر اول: به وقت گرینویچ
دفتر دوم: افلاطون کنار بخاری
دفتر سوم: من و نازی
دفتر چهارم: کابوسهای روسی
دفتر پنجم: سالهاست که مردهام
دفتر ششم: نامههایی به آنا
دفتر هفتم: نمیدانمها
تمامی این دفاتر با سالنوشت زندگی حسین پناهی و مقدمهای از او تحت عنوان "در کودکی..." آغاز شده اند و طرح جلد مناسب و قابل اعتنایی دارند.
در کنار هم قرار گرفتن اشعار او - با وجود فقدان تاریخ سرایش اشعار که بیشتر به خود شاعر برمیگردد تا ناشر - به منتقدان و علاقهمندان پیگیر آثار او فرصت مطالعهی دقیقتر و همچنین بررسی سیر تکاملی زبان شعری و نگاه حسین پناهی را فراهم آورده است.
دم به کله میکوبد
و شقیقهاش به دو شقه می شود
بی آنکه بداند
حلقهی آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق!
حسین پناهی
(از دفتر هفتم: نمیدانمها-ص 51)