English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ترانه


ستاره‌سازی!

 

   

نظرات خوانندگان  (1)

 

  نويسنده: حسن علیشیری

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
همه به فکرِ نونن! کسی به فکر ما نیس! / خرماپزونه انگار، کسی تو کوچه‌ها نیس! / شبِ سپیده مُرده، ستاره‌ها را خورده! / به جاش رو خاکِ زمین، نئون بالا آورده!
 

همه به فکرِ نونن! کسی به فکر ما نیس!
خرماپزونه انگار، کسی تو کوچه‌ها نیس!

شبِ سپیده مُرده، ستاره‌ها را خورده!
به جاش رو خاکِ زمین، نئون بالا آورده!

تراکمِ عفونت، راهِ گلوشُ بسته
حضرت شب انگاری از خون کوچه مسته

با خنجری تو دستش، تلوتلو می‌خوره
هی عربده می‌کشه، ترانه سرمی‌بره

××

اونورِ شهر یه صحنه، که بی ستاره مونده
شعله‌‌ی آزارِ شب، دیواراشُ سوزونده

همه بلیط خریدن، شاید که پرده واشه
شاید که نور فانوس، نور ستاره باشه

ملیجکای دربار، مشغولِ لوده‌‌بازی
داروغه و میرغضب، گرمِ ستاره سازی

از پولک و ابریشم می‌خوان ردا بسازن
اونُ رو شونه‌های خواجه‌ی قصر بندازن

می‌خوان با نور پیه‌سوز، صحنه رُ روشن کنن
لباس آدمای شریفُُ بر تن کنن

حالا باید بخونه، از پشتِ پرده شحنه
لب بزنه ستاره، قر بده روی صحنه

مردم ماتِ قصه به صحنه چشم می‌دوزن
اونا که رنگِ روزَن، تو تنهایی می‌سوزن

××

حضرت شب هنوزم تو کوچه‌ها می‌غُره
ماهُ فلک می‌کنه، روشنی سر می‌بره!

××

همه به فکرِ نونن! کسی به فکر ما نیس!
خرماپزونه انگار، کسی تو کوچه‌ها نیس!

حسن علیشیری

 

 تاریخ انتشار:   May 27, 2005 11:00 PM


1 Comment

!سلام
خبرچين به اين مطلب شا لينک داده است.


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir