سرگذشت پری، دخترک هپروتی - بخش هفتم

جمعه، 30 اردیبهشتماه 1384

     

 
       
 

موضوع: داستان

 

نويسنده: اشکان نيری

   
     
شاهزاده هربار اسم ِ شهری، دره‌ای، جنگلی، چیزی را می‌گفت و اسب به سرعت ِ برق و باد می‌تاخت و به آنجا می‌بردش. یکی از جاهایی که رفته بود شهر غول‌های بی شاخ و دم بود. چه شهر بامزه‌ای! وقتی او را پشت اسب سرشناس ِ شاهزاده دیدند حتی بدعنق‌ترین غول‌ها هم تحویلش گرفتند و برایش چای و قهوه و میوه و شیرینی آوردند.
   

 

 

 

قسمت قبلی

و اما مدتی بود که پری با شوق و ذوق دیگری به رختخواب می‌رفت. مدتی بود که در دنیای خوابهایش شاهزاده‌ای پیدا شده بود. شاهزاده‌ای جوان که قسم می‌خورد پری را هزار بار بیشتر از پدر و مادرش دوست دارد. ( شاهزاده با اینکه مسلمان بود اما نه به خدا قسم می‌خورد، نه به امام‌ها، نه به چیزهای معمول دیگر. فقط به « چشم‌های پری » قسم می‌خورد! می‌گفت: «به عمق ِ زلال ِ چشم‌های شیرینت سوگند!» )
پری اولین‌بار شاهزاده را وقتی دید که آرزویش کرد!: آن روز کنار ِ رودخانه‌ای نشسته بود، موهایش را شانه می‌زد و منتظر آمدن اسب تک شاخ بود. بعد از مدتی دلخور از بدقولی‌های اخیر تک شاخ، آهی کشید و گفت: «کاش بجای این تک شاخ ِ بی وفا یک‌هو یک شاهزاده‌ی بلند قد ِ مو بلند ِ سوار بر اسب ِ سفید ِ تیز تک ِ نعل نقره ای پیدا بشه که با یک نگاه یک دل نه صد دل عاشقم بشه!» در ذهنش داشت به این فکر پر و بال می‌داد که یکهو شیهه‌ی اسبی را از پشت سرش شنید. به خیال ِ تک شاخ سر برگرداند که ناگهان خشکش زد. یک شاهزاده‌ی خوش تیپ ِ رشید، سوار بر اسبی سفید با نعل‌های نقره‌ای که از دور می‌درخشید! پری با خوشحالی داد زده بود: «خودشه!» شاهزاده هم به شیرینی تمام خندیده بود و گفته بود: «سلام پری من! درود بر شما!»


از همان لحظه شاهزاده شده بود شاهزاده‌ی سرزمین ِ خواب‌های پری! تمام ِ دوست‌های دور و نزدیک پری از پلنگ صورتی گرفته تا اسب تک شاخ همه و همه گوش به فرمان او بودند. در خواب و خیال ِ پری همه چیز تحت تاثیر ِ شاهزاده رنگ آمیزی ِ جدیدی شده بود! شاهزاده هروقت که می‌آمد شنلی طلایی رنگ بر دوش می‌انداخت، زیر ِ آن لباسی سبز رنگ و فاخر به تن داشت و عمامه‌ی سرخ رنگ و جواهرنشانی بر سر می‌گذاشت که موهای بلند و سیاهش از زیر ِ آن مثل آبشار روی شانه‌هایش ریخته بود. در ضمن سبیل ِ سیاه ِ بزرگی هم داشت از بناگوش دررفته که پری اوایل از آن می‌ترسید اما بعد عاشقش شده بود.
شاهزاده، پری را مثل پر کاهی بلند می‌کرد و روی اسبش می‌گذاشت. وقتی مطمئن می‌شد پری افسار اسب را محکم گرفته با کف دست به کفل اسب می‌کوفت و می‌گفت: برو به... شاهزاده هربار اسم ِ شهری، دره‌ای، جنگلی، چیزی را می‌گفت و اسب به سرعت ِ برق و باد می‌تاخت و به آنجا می‌بردش. یکی از جاهایی که رفته بود شهر غول‌های بی شاخ و دم بود. چه شهر بامزه‌ای! وقتی او را پشت اسب سرشناس ِ شاهزاده دیدند حتی بدعنق‌ترین غول‌ها هم تحویلش گرفتند و برایش چای و قهوه و میوه و شیرینی آوردند. و در نهایت پس از یک عالم خاطره‌ی خوش بسوی شاهزاده برگشته بود. پری از شاهزاده پرسیده بود: «اونها غول بودند. باید شاخ و دم می‌داشتند اما نداشتند! واسه همین نه مثل آدمها بودند نه مثل غول‌ها. یه چیزی بین این دو تا بودند! شاخ و دم هاشون چه شده؟» شاهزاده برایش گفته بود: «آن غول‌ها یک زمانی هم شاخ داشتند هم دم! آنها بخاطر کافر بودنشان باید هر سال از شهرشان برای خلیفه‌ی مسلمانان، در بغداد، یک مقدار پول می‌فرستادند. تا اینکه یک سال که وضع زراعی شهر خوب نبود نه تنها از پرداخت پول امتناع کردند بلکه فرستاده‌ی خلیفه را هم کُشتند و خوردند! خلیفه هم برای تنبیه‌شان جنگجوی دلیری را- که اتفاقا پدرم بود!- به سراغ‌شان فرستاد. پدرم هم با سپاهیان شجاعش تمام شاخ و دم‌هایشان را بعنوان پول ِ پرداخت نشده از جا کند و برد به بغداد! یادش بخیر! یکهو چه رونقی گرفت بازار! تا چند سال ِ متمادی بازرگانانی که به بغداد می‌آمدند آن شاخ‌ و دم‌های منحصر به فرد را با قیمت‌های گزاف می‌خریدند! از آن وقت به بعد آن غول‌ها هم خلع سلاح شدند هم متنبه و فرمانبردار!»

ادامه دارد

نقاشی: نينا جمشيد نژاد

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine