داستانهای زیر همراه با نقاشیها همگی از تیم برتون است که در سال 1997 توسط انتشارات ویلیام مورو تحت عنوان «مرگ وحشتناک ِ پسر صدفی و داستانهای دیگر» به شکل کتابی در قطع پالتویی در آمریکا چاپ و انتشار یافته است. این داستانها که در قالب شعر روایت میشوند با آنکه سر و شکلی کودکانه دارند اما در واقع حامل ِ مجموعهی اعجاب آوری از احساسات و عواطف بی سن و سال انسانی هستند ... ادامه
+ نوزاد لنگري
+ پسر كلّه پنيري
+ دخترک آت و آشغالی
+ پسرک موميايی
ر'ی، پسرک سمّی
دوستاش
و كساني كه اونو ميشناختن
ر'ي صداش ميكردن.
ولي بقيه به اون « پسرهي وحشتناك سمي» ميگفتن.
او عاشق دود و دَم سيگار و بخار آمونياك بود.
هوايي كه او تنفس ميكرد، خيليها رو به خفگي ميانداخت!
اسباب بازي مورد علاقهي اون
يه قوطي حشره كش بود؛
او صبح تا شب آروم و ساكت مينشست
و قوطي رو تكون تكون ميداد و همه جا رو حشره كش ميپاشيد.
در سرماي اول صبح،
توي گاراژ ميايستاد
تا كسي ماشين رو روشن كنه
و دود اگزوز رو به درون اون بفرسته.
اولين و آخرين باري كه ديدم پسرك سمي گريه كنه،
وقتي بود كه مقداري كلريد سديم توي چشمش رفته بود
و باعث شده بود اشكش درآد.
يه روز، اونو توي باغي گذاشتن
تا كمي هواي تازه بهش برسه.
رنگ از روي رُي پريد
و بدنش شروع كرد به ماسيدن.
تا بالاخره، بي حال و نا اميد
نفس آخرش رو كشيد.
آخه كسي فكرش رو هم نميكرد هواي آزاد كسي رو بكشه.
روح رُي جسمش رو ترك كرد
و ما همه در سكوت براش دعا كرديم.
روحش بالا و بالا تر رفت تا به آسمانها رسيد
و يك سوراخ توي لايه ي اُزون به جا گذاشت.
.تصويرسازيها بسيار زيبا بود