
درخت تعجب سبز زمين است / كه ميشكافد و ميشكفد از دل خاك؛ خاك تيره / رو ميكند به آسمان / و تلاقي ميكند با چشمهاي / زمستان / و پاييز / و تابستان / و اين بهار!
درخت آغوش ميگشايد به پرنده
؛ آشيانه!
دل مي سپارد به لالايي برگ
؛ سايه!
تن ميسپارد به نوازش شكوفه
؛ ميوه!
درخت
بركتي ساده است
در تهي سفرهي اين سالهاي بيپنجره
دريغ!
عباس حسيننژاد
اين درختعكسها حاصل سفر نوروزي سيد ابراهيم حسيني است!
