English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  داستان


عکس دو نفره

 

   

نظرات خوانندگان  (6)

 

  نويسنده: امیر اسماعیلی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
آفتاب با کمک شیشه‌های رنگی کوچک پنجره در کف اتاق رنگین کمان ساخته بود. پیرمرد روی رنگین کمان ساختگی قدم گذاشت. به سراغ گرامافون گوشه‌ی اتاق رفت. صفحه ای از قمر گذاشت. به سمت صندلی برگشت.
 

پیرمرد به ساعت جیبی بند طلایی‌اش نگاهی کرد و آهی کشید، آهی که شاید نیم قرن عمر داشت. دستان لرزانش را روی عصای چوب گردو محکم کرد و از روی صندلی چوبی قدیمی - ولی سفت و محکم - بلند شد. مثل همیشه نگاهی به عکسهای سیاه و سفید قاب کرده ی روی دیوار کرد. سالهاست که این عکسها را نگاه می‌کرد. عکسهای دو نفره...سه نفره...

آفتاب با کمک شیشه‌های رنگی کوچک پنجره در کف اتاق رنگین کمان ساخته بود. پیرمرد روی رنگین کمان ساختگی قدم گذاشت. به سراغ گرامافون گوشه‌ی اتاق رفت. صفحه ای از قمر گذاشت. به سمت صندلی برگشت. نگاهی دقیق تر به یکی از عکسهای دو نفره ی روی دیوار کرد. چشمهایش تار شد. دو قطره اشک از گوشه ی چشمهای کم سویش سرازیر شد....

روی صندلی نشست. عصایش را بین پاهایش محکم کرد. دستهایش را به یکدیگر حلقه کرد و روی عصا گذاشت. دو قطره اشک دیگر هم سرازیر شد . پیرمرد آرام سرش را به روی دستهایش گذاشت و آهسته چشمهایش را بست.


***


...حالا من مانده ام و عکسهای سفید شده از آفتاب ... گرامافونی که دیگر صدایش در نمی آید و صندلی چوبی ای که نباید زیاد محکم باشد . اما ساعت جیبی بند طلایی همچنان دقیق و منظم کار می کند.

عکس: کوربيس

 

 تاریخ انتشار:   April 15, 2005 9:50 PM


6 Comments

BA ARZEH SALAM
MAN YEK ZANE INRANI HASTAM KE BA HAMSARAM KHAREJ AZ KESHVAR ZENDEGI MIKONAM
IN MATLAB RO BARAYE HAMEYE KHANOMHAI KE KHASTARE ZENDEGIYE UROPPAI HASTAN MINEVISAM
DAR KHAREJ AZ KESHVAR HAR GONEH ESTEFADEI AZ VOJODEH ZAN MIBARAN ON CHIZI KE BE ONVANEH AZADI HAST CHIZI JOZ SOE ESTEFADEH NIST DAR HICH JAYE DONYA MESLE IRAN ARZESH BE ZAN DADEH NASHODEH ALBATEH NAGHSHAI HAM DARE KE DAR MOGHAYESEH KESHVARHAYE DEGE KHEILI KOCHIKE
DAR HICH JAYE DONYA ARZESHI KE YE MARD BE ZANESH MIDEH NIST HAMIN KE YE MARDE IRANI BARASH MOHEMME KE ZANESH CHE KARY MIKONEH KARESH MONASEBE SHAKHSIYATESH HAST YA NA KHEILI BA ARZESHE
ARZESHESH VAGHTI DEDEH MISHE KE KHAREJ AZ KESHVAR BASHI BE NAZAREH MAN ZANHAI KE HARF AZ AZADI MIZANAN HATTA 1 BARHAM AZ KESHVAR KHAREJ NASHODAN
AKSAREH ZANHAYE KHAREJI KHASTARE ZENDEGI BA YEK MARDE IRANI HASTAN
KHASTEYE SHOMA AZ AZADI YANI CHI?
YANI ZAN VOJODESHO RAHAT DAR EKHTIYAREH HAME BEZARE SHAKHSIYATESHO KHORD KONE BA HAR KARE PASTY
MAN AZ INKE BAYEK MARDEH IRANI ZENDEGI MIKONAM KHELI RAZI HASTAM VA KHEILI KHOSHBAKHT
DAR INJA HAM BE KHODAM MIBALAM KE IRANI HASTAM VA ZENDEGIO FARHANGE IRANI DARIM
AZ SHOMA AZIZANAM KHAHESH MIKONAM BISHTAR TAHGHIGH KONID VA BI ETELA HARF AZ AZADI NAZANID ARZESHI KE ESLAM BEZAN GOZASHTEH HIJJA NAZASHTAN GHADRE KHODEMONO BISHTAR BEDONIM BIKHOD KHODEMONO VANADIM

dost daram

this was perfect

I like your site


Abdullah sahak

سلام من نمیدونم چی بگم واقعا عالی بود..حید هستم از اراک 18 ساله برام دعا کن کنکور قبول شم..بای

سلام من نمیدونم چی بگم واقعا عالی بود..حید هستم از اراک 18 ساله برام دعا کن کنکور قبول شم..بای


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir