( الف - چرکنویس )
مقدمه: منت خدای را عزوجل است که اطاعتش باعث قربت میشود. قلم در دست میگیرم و بر صفحهی سفید کاغذ مینگارم تا بنگارم که تعطیلات عید نوروز بر ما چه گذراندیم؟ و امیدوارم که هرگز وقت خود را به بیخودی نگذرانیم.
متن: بهار سرسبز خیلی میشکفد و آدم را شاداب میکند و آدم خدا را باید شکر کند که این همه نعمت داد. از جمله خدا را بهار را آفرید و عید نوروز را آفرید. پس این دو هفته تعطیلی خیلی خوب است و ادم میتواند همهاش برود بازی کند و صبحها تا ظهر بخوابد و مامانش هی غر غر نکند کاشکی که بلند شو برو بربری بگیر. و الان عید است مهمانها یکهو میرسند بلند شو. و خوب است مامانها بچهها را بربری نفرستند.
ما در تعطیلات نوروز امسال خیلی بهمان خوش نگذشت چون بابام از روز دوم عید رفته بود اضافه کاری و مامانم هی میگفت که چرا نرفتیم مسافرت لرستان پیش خانه آقام. و بابام شبها هم دیر میآید و ما بجز چند ساعت که رفتیم خانه عمو حمیدم و عمه لیلام که همین محل بالایی خودمانند. دیگر هی ماندیم در خانه. و کسی هم مهمانیمان نیامد چون داییهایم رفته بودند لرستان آقام. و تلویزیون هم بیانصاف چیزی نداشت و " نمو " را هم برای بار پنجم پخش کرد که خیلی حال داد البته.
امسال بابایمان میوه نخرید و گفت گران است بازار تره بار نیاورده. و مامان هم سر سال تحویل قهر کرد و گریه کرد و یک چیزهایی گفت که گفت و رفت آشپزخانه و بعد که یک توپ در تلویزیون ترکید و یکی آقایی گفت آغاز سال نمیدانم چند من رفتیم حیاط و بعد رفتم کوچه که با بچهها توپ بازی کنم. و از شانس گند من کسی نیود و من با خشمناکی زدم زیر توپ خورد به شیشه همسایهمان که راننده است و در رفتم شکر خدا که آمد بیرون ندید مرا و فحش داد به بابای مردم آزار.
پیک شادی را هم همان 28 اسفند حل کردم و پریشب بعد سیزده بدر رنگش کردم که خوشگل باشد.
نتیجه: ما از این انشای خود نتیجه میگیریم که بهار خیلی خوب است و نوروز خوب است و آدم همهاش هم که نباید برود تعطیلات را سفر کند و تلویزیون و فوتبال هم خوبند مثل سفر.
( ب - پاکنویس )
مقدمه: منت خدای را عزوجل که اطاعتش باعث میشود آدم به او یعنی خدا قربت بشود. قلم در دست میگیرم و بر صفحه کاغذ مینگارم تا که بنگارم که تعطیلات عید نوروز را چگونه گذراندیم. و من امیدوارم که همان طور که به من خوش گذشت به همه خوش گذشت و ما به بیهوده نگذرانیم. آمین.
متن: بهار سرسبز خیلی میشکفد آدم را و همینطوری هم آدم را شاداب میکند. و ما همیشه باید خدا را شکر کنیم که به ما این همه نعمتهای خوب و خرّم داده است. و خدای مهربان بهار را آفرید و نوروز را خیلی خوب شد که آفرید. این چند هفته تعطیلی به من و خانوادهام خیلی خوش گذشت. و با این که پدرمان به جامعه خدمت کرد و رفت ماموریت ما نتوانستیم برویم سفر. اما خوشحال بودیم و به خودمان افتخار کردیم که به جامعه خدمت کردیم. و مادرم هم گفت انشالله تابستان میرویم لرستان پیش پدر برزرگ.
و من هر روز صبح با برنامه ریزی میرفتم صبح 7 بلند میشدم و طبق برنامه آقای پرورشی ورزش صبحگاهی میکردم و بعد با روحیهای شاد میرفتم بربری داغ و تازه میگرفتم و صبحانه خیلی صفا داشته است. و بعدش هی به عید دیدنی میرفتیم و خوش میگذشت. نه مثل بعضیها که رفتند تو ی کوچه توپ زده بودند شیشه مردم را شب عیدی شکسته بودند نامردی است. و خیلی بد است این قبیل تفریحات.
ما عید نوروز را با برنامههای مفید تلویزیون گذراندیم و فقط هم تلویزیون خودمان را دیدیم و نه ویدیو سیدی که فیلم غربی دارد. و نیز پیک شادی را منظم حل کردیم و رنگ و جلد کردهایم و باشد که نمره خوبی بگیریم.
نتیجه: این بود انشای من و ما از این انشای خود نتیجه میگیریم که عید خیلی خوب است و آدم چه خوب است که یا برود تعطیلات و یا باباش برود ماموریت برای خدمت و هیچ ایرادی ندارد. والسلام.
جلال سمیعی
عکس: کوربيس