English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  نقد ادبی


نگاهی به لغت " ور " در زبان اوستايی پهلوی و لری و ...

 

   

نظرات خوانندگان  (4)

 

  نويسنده: رضا ط.ساکی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: rezatsaki-at-gmail.com

 
 
امروزه، با اين كه ما در عصر سوم زبان‌شناسي فارسي زندگي می‌کنیم و به قول زبان‌شناسان، زبان‌هايي چون اوستايي و پهلوي زبان‌هايي مرده محسوب مي‌شوند، اما هنوز به لغات و تركيباتي شگفت برمي‌خوريم كه ريشه در چند هزار سال تاريخ زبان فارسي دارند و امروزه به همين شكل اوستايي يا پهلوي خود تكلم و تلفظ مي‌شوند.
 

مقدمه

امروزه، با اين كه ما در عصر سوم زبان‌شناسي فارسي زندگي می‌کنیم و به قول زبان‌شناسان، زبان‌هايي چون اوستايي و پهلوي زبان‌هايي مرده محسوب مي‌شوند، اما هنوز در گوشه و كنار اين بوم قديمي يعني ايران زمين و در ميان زبان‌هاي محلي كه به غلط آن‌ها را گويشي از فارسي امروزي مي‌خوانند، به لغات و تركيباتي شگفت برمي‌خوريم كه ريشه در چند هزار سال تاريخ زبان فارسي دارند و امروزه به همين شكل اوستايي يا پهلوي خود تكلم و تلفظ مي‌شوند و مورد استفاده قرار مي‌گيرند. يكي از آن‌ لغات " وَر " است كه مختصری در مورد آن صحبت مي‌کنيم:


" وَر " در اوستايي و پهلوي

اين لغت كه امروزه بسامد زيادي هم در فارسي و هم در لري دارد، از ريشه اوستايي " وَر " به معني پناهگاه نگهداري و پشتيباني آمده است. همچنين در لغاتي مانند « وارثمَن » به معني نگهدارنده و پناهگاه و سپر هم به چشم مي‌خورد. اما در پهلوي در معناهاي مختلفي چون « بر: بلندي: بالا » و نيز پوشش لباس و يا پوشش آتش يا خاكستر ديده مي‌شود. استاد پورداوود در فرهنگ ايران باستان در توضيح جزء اول كلمه فروردين مي‌نويسد: فرورتي (فروشي) يا فرور (فرورد) از دو جزء تركيب يافته است: نخست از ( فرَ ) يا (فرا) كه به معني پيش است و دوم از ريشه (وَر ) كه به معني پوشاندن و نگهداري كردن و پناه بخشيدن است. از همين ريشه لغت ديگري داريم كه به معناي « هوش: حافظه: ياد » به كار مي‌رود و آن (بير) يا (وير) است از ريشه (بر) يا (وَر ) به معني حفظ كردن و به خاطر نگاه داشتن ( ر.ک. دهخدا) كه در اوستايي (ويرا )، در پهلوي (ویر) يا (ويرك)، در كردي ( بير ) ، در بلوچي( گير)، در كردي اورامي (وير )، لري و در بختياري (وير) در اراكي( وير ) و در زبان زرتشتيان كرمان و يزد( وير ) و نیز در تركيباتي چون (ويردارتمون) يعني بخاطر سپردن به كار مي‌رود.


" وَر " در فارسي دري

در كلماتي چون برداشتن يا ورداشتن، بر آمده يا ورآمده، ور قلمبيده و نيز براريدن = بلند كردن، بر كشيدن / برآفتاب = جلوي آفتاب، رو به آفتاب/ بر آمدن=بالا رفتن / برآوردن=بلند كردن / بركندن= ازجا درآوردن / بركشيدن= بالا بردن و نيز وردست يا بردست ديده مي‌شود. و نيز كلمه وير كه توضيح داده شد در شعر بسياري از شاعران به‌خصوص شاعران سبك خراساني ديده مي‌شود؛
ناصر خسرو = مثالي از امثال قرآن تو را / نمودم بر آن بنگر اي تيز وير
فردوسي = نه گهواره ديدم نه پستان شير / نه از هيچ خوشي مرا بود وير / يا = بپرسيد نامش ز فرخ هجير/ بگفتا كه نامش ندارم به وير.


" وَر " در زبان لري

كاربرد اين لغت در زبان لري زياد است. يكي از معاني اين لغت در لري (ور ) به معنی تن است. اما نمود اصلي آن در تركيبات و اصطلاحات لري است. همان‌طور كه گفتيم (ور) در لري يعني تن و بدن، اما در تركيب ( لباس بَك دِوَرِت) همان معناي پوشش و پوشاندن را در پهلوي مي‌دهد؛ يعني بپوش يا لباست را بپوش و در تركيب( هَني دِ وَر نَكِرديه ) به معني هنوز لباس نپوشيده‌اي استفاده مي‌شود. در تركيب ديگري چون (شَر دِ وَرِت بوفتَ) در معنی نفرين كاربرد دارد. اما (وَر ) در معني ديگري به معني جلو يا پيش است؛ مثلا (وَرِ دَر) يعني جلوي خانه يا (وَرِ پات رَت ) يعني پيش پاي تو رفت. در زبان لري كلمه ويردار از همان ريشه وير كه توضيح داده شد، به معني نگاه داري و مواظبت است؛ مثلا ( ويردارِ خُت با ) يعني مواظب خودت باش يا (دِش ويرداري كو ) يعني از اون نگهداري كن. در لري همچنين وَر گاهي به صورت (وِر) به كار مي‌رود؛ مانند ( تَش وِركِردِ ) كه از همان بركندن فارسي يعني از جا درآوردن ساخته شده و به معني آتش درست كردن و آتش را افروختن است. نيز در كلمه ( وَرپايي ) به معني دم‌پايي و (ورداشت ) به معني برداشت و (وردار ) به معني بردار هم كاربرد دارد.

رضا ط ساکی

 

 تاریخ انتشار:   April 15, 2005 9:24 PM


4 Comments

war dar zabane awestai beh maanaye dezh ya ghalee niz mibashad. Wa ahamiate in maana baraye kesani keh beh adabiate asatirie iran alagheh darand bi arzesh nist.

با سلام و خسته نباشید
میخواستم بگم که کلمات ور و ویر در زبان لکی نیز وجود دارد که شما به ان اشاره نکرده بودید

از مقاله شما استفاده بردم و سئوالي داشتم كه شايد ربطي نذاشته باشد و آن اين است كه معناي هليا چيست ؟

دوست عزيز اگر توضيح بيشتري بدهيد كه اين لغت را كجا شنيده ايد شايد بتوانم كمكتان كنم.


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir