مقدمه
امروزه، با این كه ما در عصر سوم زبانشناسی فارسی زندگی میکنیم و به قول زبانشناسان، زبانهایی چون اوستایی و پهلوی زبانهایی مرده محسوب میشوند، اما هنوز در گوشه و كنار این بوم قدیمی یعنی ایران زمین و در میان زبانهای محلی كه به غلط آنها را گویشی از فارسی امروزی میخوانند، به لغات و تركیباتی شگفت برمیخوریم كه ریشه در چند هزار سال تاریخ زبان فارسی دارند و امروزه به همین شكل اوستایی یا پهلوی خود تكلم و تلفظ میشوند و مورد استفاده قرار میگیرند. یكی از آن لغات " وَر " است كه مختصری در مورد آن صحبت میکنیم:
" وَر " در اوستایی و پهلوی
این لغت كه امروزه بسامد زیادی هم در فارسی و هم در لری دارد، از ریشه اوستایی " وَر " به معنی پناهگاه نگهداری و پشتیبانی آمده است. همچنین در لغاتی مانند « وارثمَن » به معنی نگهدارنده و پناهگاه و سپر هم به چشم میخورد. اما در پهلوی در معناهای مختلفی چون «بر: بلندی: بالا » و نیز پوشش لباس و یا پوشش آتش یا خاكستر دیده میشود. استاد پورداوود در فرهنگ ایران باستان در توضیح جزء اول كلمه فروردین مینویسد: فرورتی (فروشی) یا فرور (فرورد) از دو جزء تركیب یافته است: نخست از ( فرَ ) یا (فرا) كه به معنی پیش است و دوم از ریشه (وَر ) كه به معنی پوشاندن و نگهداری كردن و پناه بخشیدن است. از همین ریشه لغت دیگری داریم كه به معنای « هوش: حافظه: یاد » به كار میرود و آن (بیر) یا (ویر) است از ریشه (بر) یا (وَر ) به معنی حفظ كردن و به خاطر نگاه داشتن ( ر.ک. دهخدا) كه در اوستایی (ویرا )، در پهلوی (ویر) یا (ویرك)، در كردی ( بیر ) ، در بلوچی( گیر)، در كردی اورامی (ویر )، لری و در بختیاری (ویر) در اراكی( ویر ) و در زبان زرتشتیان كرمان و یزد( ویر ) و نیز در تركیباتی چون (ویردارتمون) یعنی بخاطر سپردن به كار میرود.
" وَر " در فارسی دری
در كلماتی چون برداشتن یا ورداشتن، بر آمده یا ورآمده، ور قلمبیده و نیز براریدن = بلند كردن، بر كشیدن / برآفتاب = جلوی آفتاب، رو به آفتاب/ بر آمدن=بالا رفتن / برآوردن=بلند كردن / بركندن= ازجا درآوردن / بركشیدن= بالا بردن و نیز وردست یا بردست دیده میشود. و نیز كلمه ویر كه توضیح داده شد در شعر بسیاری از شاعران بهخصوص شاعران سبك خراسانی دیده میشود؛
ناصر خسرو = مثالی از امثال قرآن تو را / نمودم بر آن بنگر ای تیز ویر
فردوسی = نه گهواره دیدم نه پستان شیر / نه از هیچ خوشی مرا بود ویر / یا = بپرسید نامش ز فرخ هجیر/ بگفتا كه نامش ندارم به ویر.
" وَر " در زبان لری
كاربرد این لغت در زبان لری زیاد است. یكی از معانی این لغت در لری (ور ) به معنی تن است. اما نمود اصلی آن در تركیبات و اصطلاحات لری است. همانطور كه گفتیم (ور) در لری یعنی تن و بدن، اما در تركیب ( لباس بَك دِوَرِت) همان معنای پوشش و پوشاندن را در پهلوی میدهد؛ یعنی بپوش یا لباست را بپوش و در تركیب( هَنی دِ وَر نَكِردیه ) به معنی هنوز لباس نپوشیدهای استفاده میشود. در تركیب دیگری چون (شَر دِ وَرِت بوفتَ) در معنی نفرین كاربرد دارد. اما (وَر ) در معنی دیگری به معنی جلو یا پیش است؛ مثلا (وَرِ دَر) یعنی جلوی خانه یا (وَرِ پات رَت ) یعنی پیش پای تو رفت. در زبان لری كلمه ویردار از همان ریشه ویر كه توضیح داده شد، به معنی نگاه داری و مواظبت است؛ مثلا ( ویردارِ خُت با ) یعنی مواظب خودت باش یا (دِش ویرداری كو) یعنی از اون نگهداری كن. در لری همچنین وَر گاهی به صورت (وِر) به كار میرود؛ مانند ( تَش وِركِردِ ) كه از همان بركندن فارسی یعنی از جا درآوردن ساخته شده و به معنی آتش درست كردن و آتش را افروختن است. نیز در كلمه ( وَرپایی ) به معنی دمپایی و (ورداشت ) به معنی برداشت و (وردار ) به معنی بردار هم كاربرد دارد.
رضا ط ساکی
war dar zabane awestai beh maanaye dezh ya ghalee niz mibashad. Wa ahamiate in maana baraye kesani keh beh adabiate asatirie iran alagheh darand bi arzesh nist.
با سلام و خسته نباشید
میخواستم بگم که کلمات ور و ویر در زبان لکی نیز وجود دارد که شما به ان اشاره نکرده بودید
از مقاله شما استفاده بردم و سئوالي داشتم كه شايد ربطي نذاشته باشد و آن اين است كه معناي هليا چيست ؟
دوست عزيز اگر توضيح بيشتري بدهيد كه اين لغت را كجا شنيده ايد شايد بتوانم كمكتان كنم.