درختها در راهند
دستهایشان رو به آسمان
و آغوششان باز
چه کسی آغوش برهنهشان را پر خواهد کرد؟!
آزاده میرشکاک
شکوفهها!
اگر شکوفهها دست بهار را نگیرند، جلوهای نخواهد داشت نه بهار و نه درخت و نه باد و نه این باران!
نه دستی به اشاره حیرت بلند میشود، نه لبی به شکرخند گشوده! نه چشمی به بالا اوج میگیرد ، نه دلی به رویا!
همهی این گلها برای انتظار هزار ساله باران که میدانم میآید!
مکان عکسها:
باغهای اطراف بندرگز (استان گلستان)
حیاط حوزهی هنری
نبش خیابان شانزده آذر و ادوارد براون
