یادداشتهای یک کارگردان

جمعه، 12 فروردینماه 1384

     

 
       
 

موضوع: طنز

 

نويسنده: جلال سميعی

   
     
با حسام درباره‌ی انتخاب بازیگرها صحبت کردم؛ می‌گفت داستان فیلمت را یک کمی اگر از این شادی بالیوودی دربیاوری، نقدهای چهار تا نشریه‌ی اسم‌و‌رسم‌دار را هم داری برای پشتیبانی گیشه؛ گفتم که خیلی برای این‌جور نشریه‌ها تره خرد نمی‌کنم؛ فضا آن‌قدر مسموم هست که آدم بفهمد نباید خودش را بیندازد زیر دست و پای منتقدهای جویای نام!
   

 

 

 

شنبه

برای آدم کارکشته‌ای مثل من، که مدت‌ها از بزنگاه بیختن آرد و آویختن الکم گذشته، بعضی از حساسیت‌ها و هول برداشتن‌های همکاران جوان، شیرین اما کمیک است؛ بی‌نواها اول کار که هنوز کلید نزده‌اند، هزار تا بیانیه – از نوع دانشجویی‌ش - صادر می‌کنند که ال می‌کنیم و باید بل کنیم ... فشار زندگی روزمره که به مناطق استراتژیک‌شان وارد شد، دنبال مجوز و رضایت حضرت ممیز و به دست‌بوسی البته معنوی دست‌اندرکاران معزز که رفتند، دمای نقطه جوش‌شان یکهو می‌افتد پایین و از همه‌ی مواضع رسمی، رسما عدول می‌کنند.
امروز ق زنگ زده بود که " برای ساختن اولین کار بلندم، مزاحم بشوم برای مشورت، استاد! " زیر زبانش را کشیدم که آرزومند جایزه‌ی بین‌المللی‌ست؛ دست به دامان شده بلکه فوت‌های کوزه‌گری را یک‌شبه مفت ياد بگيرد؛ سردواندمش برای هفته‌ی بعد، که کمی دوندگی کند و شاید از نا بیفتد؛ به هرحال جوان بااستعدادی‌ست؛ سربه‌راه که شد، می‌آورمش برای دستیاری کار خودم.


دوشنبه

با حسام درباره‌ی انتخاب بازیگرها صحبت کردم؛ می‌گفت داستان فیلمت را یک کمی اگر از این شادی بالیوودی دربیاوری، نقدهای چهار تا نشریه‌ی اسم‌و‌رسم‌دار را هم داری برای پشتیبانی گیشه؛ گفتم که خیلی برای این‌جور نشریه‌ها تره خرد نمی‌کنم؛ فضا آن‌قدر مسموم هست که آدم بفهمد نباید خودش را بیندازد زیر دست و پای منتقدهای جویای نام!
راجع به آن بازیگر خوش‌چهره‌ی تئاتر پریشب هم صحبت شد؛ قرار شد حسام بیاوردش دفتر، برای مذاکره؛ نقش اول را که بگیرد، چهره‌اش روی پرده کولاک می‌کند؛ سنش هم بالا نیست؛ فقط به حسام گفتم خیلی دست‌مزد اول را بالا ندهد که بارو فکر نکند خبری شده ... آن‌قدر جوان هست که کلی از دست‌مزدش را به برق عکس‌های پررنگش روی تابلوها ببخشد!


چهارشنبه

رفتم برای تایید فیلم‌نامه؛ یارو داشت با درخواست قبلی‌م دندان خلال می‌کرد که: " بله! این‌جاش بدآموزی دارد، این تکه‌ش هم در عرف رسمی خیلی پذیرفته شده نیست؛ بهتر است یک توجیهی برای این دو نفر که نقش کلیدی هم ندارند، بتراشی؛ بگذار بشوند خواهر و برادر، بلکه این صممیت لاینقطع هم یک‌جوری توجيه بشود. "
حیف که چاله چوله‌های زندگی نمی‌گذارد و فیلم باید فروش کند؛ به وقتش با یک نامه‌ی سرگشاده دارم برای همه‌شان!


جمعه

سه صفحه از فیلم‌نامه را حذف کردم؛ دو - سه جاش هم ناگزیر پاستوریزه شد ... نمی‌شود خیلی لی‌لی به لالای حضرات گذاشت و ابتکارات شجاعانه را در بیان واقعیات موجود، گنجاند توی چنین کاری؛ خودم را قانع کردم ابتکارات مزبور باشد برای فیلم روشنفکرانه سال بعد.


 
 
 

 مطالب مرتبط

تام كروز در ایران

Apr 04, 2003:

سقط جنین

Apr 04, 2003:

شب عيد

Mar 21, 2003:

عيدی سينمايی

Mar 21, 2003:

مراسم عزاداري!؟

Mar 14, 2003:

آخرين اوج

Feb 28, 2003:


 
 

  ارسال نظرات

برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine