شنبه
برای آدم کارکشتهای مثل من، که مدتها از بزنگاه بیختن آرد و آویختن الکم گذشته، بعضی از حساسیتها و هول برداشتنهای همکاران جوان، شیرین اما کمیک است؛ بینواها اول کار که هنوز کلید نزدهاند، هزار تا بیانیه – از نوع دانشجوییش - صادر میکنند که ال میکنیم و باید بل کنیم ... فشار زندگی روزمره که به مناطق استراتژیکشان وارد شد، دنبال مجوز و رضایت حضرت ممیز و به دستبوسی البته معنوی دستاندرکاران معزز که رفتند، دمای نقطه جوششان یکهو میافتد پایین و از همهی مواضع رسمی، رسما عدول میکنند.
امروز ق زنگ زده بود که " برای ساختن اولین کار بلندم، مزاحم بشوم برای مشورت، استاد! " زیر زبانش را کشیدم که آرزومند جایزهی بینالمللیست؛ دست به دامان شده بلکه فوتهای کوزهگری را یکشبه مفت ياد بگيرد؛ سردواندمش برای هفتهی بعد، که کمی دوندگی کند و شاید از نا بیفتد؛ به هرحال جوان بااستعدادیست؛ سربهراه که شد، میآورمش برای دستیاری کار خودم.
دوشنبه
با حسام دربارهی انتخاب بازیگرها صحبت کردم؛ میگفت داستان فیلمت را یک کمی اگر از این شادی بالیوودی دربیاوری، نقدهای چهار تا نشریهی اسمورسمدار را هم داری برای پشتیبانی گیشه؛ گفتم که خیلی برای اینجور نشریهها تره خرد نمیکنم؛ فضا آنقدر مسموم هست که آدم بفهمد نباید خودش را بیندازد زیر دست و پای منتقدهای جویای نام!
راجع به آن بازیگر خوشچهرهی تئاتر پریشب هم صحبت شد؛ قرار شد حسام بیاوردش دفتر، برای مذاکره؛ نقش اول را که بگیرد، چهرهاش روی پرده کولاک میکند؛ سنش هم بالا نیست؛ فقط به حسام گفتم خیلی دستمزد اول را بالا ندهد که بارو فکر نکند خبری شده ... آنقدر جوان هست که کلی از دستمزدش را به برق عکسهای پررنگش روی تابلوها ببخشد!
چهارشنبه
رفتم برای تایید فیلمنامه؛ یارو داشت با درخواست قبلیم دندان خلال میکرد که: " بله! اینجاش بدآموزی دارد، این تکهش هم در عرف رسمی خیلی پذیرفته شده نیست؛ بهتر است یک توجیهی برای این دو نفر که نقش کلیدی هم ندارند، بتراشی؛ بگذار بشوند خواهر و برادر، بلکه این صممیت لاینقطع هم یکجوری توجيه بشود. "
حیف که چاله چولههای زندگی نمیگذارد و فیلم باید فروش کند؛ به وقتش با یک نامهی سرگشاده دارم برای همهشان!
جمعه
سه صفحه از فیلمنامه را حذف کردم؛ دو - سه جاش هم ناگزیر پاستوریزه شد ... نمیشود خیلی لیلی به لالای حضرات گذاشت و ابتکارات شجاعانه را در بیان واقعیات موجود، گنجاند توی چنین کاری؛ خودم را قانع کردم ابتکارات مزبور باشد برای فیلم روشنفکرانه سال بعد.