داستانهای زیر همراه با نقاشیها همگی از تیم برتون است که در سال 1997 توسط انتشارات ویلیام مورو تحت عنوان «مرگ وحشتناک ِ پسر صدفی و داستانهای دیگر» به شکل کتابی در قطع پالتویی در آمریکا چاپ و انتشار یافته است. این داستانها که در قالب شعر روایت میشوند با آنکه سر و شکلی کودکانه دارند اما در واقع حامل ِ مجموعهی اعجاب آوری از احساسات و عواطف بی سن و سال انسانی هستند ... ادامه
+ بخش اول اين مجموعه مطالب به همراه مقدمه آنرا در اين صفحه بخوانيد.
پسر كلّه پنيري

پسر كلّه پنيري آرزويي داشت كه دو دفعه هم خوابش رو ديده بود؛
اينكه كلّه ي گردش، حدّاقل فقط يك قاچ كوچيكِ پنير بود.

بقيه ي بچه ها هيچ وقت پسرك كلّه پنيري رو بازي نمي دادند...
...امّا عوضش، فقط اونه كه با شرابِ « كاردونيني» انقدر محشر مي شه.
پسرك زغالي

موقع كريسمس، پسرك زغالي
همون هديه اي رو گرفت كه هميشه مي گرفت؛ يه تيكه زغال
كه خيلي خوشحالش كرد.

موقع كريسمس، پسرك زغالي
به جاي هديه ي هميشگي ش، كادوي كوچيك ديگه اي گرفت
كه خيلي گيجش كرد.

موقع كريسمس، پسرك زغالي رو با خاكستر شومينه اشتباه گرفتن
و جاروش كردن و ريختَنِش تو كوچه.
جيمز

بابا نوئل براي هديه ي سال نو يه خرس عروسكي به جيمز داد.
خب، از كجا بايد مي دونست سال گذشته يه خرس گنده ي واقعي به جيمز حمله كرده؟
جيمي، پسرك بي ريخت پنگوئني

« اسم من جيمي است.
ولي دوستام بهم ميگن پسرك بي ريخت پنگوئني.»
سلام بر حضور حضرت نینا و عرض ارادت قلبی شدید به ترجمه های روان شما؛ تیم برتون را با همین پوزخند ِ عصبی و پوچ گرایش دوست دارم و حتی اگر هزار بار هم داستان های ساده و بظاهر مسخره اش را بخوانم باز هم در افسونشان غرق می شوم. ممنون از ترجمه هایتان که در خاطراتی فراموش نشدنی پلی زد بین شما و برتون ِ نابغه!موفق باشید و گرم و برقرار...یا حق
سلام نینای عزیز! منو می شناسی؟! من لیلی هستم! همکلاس روزهای بچگی! می خواستم بگم خیلی برام جالب بود که اینجا دیدمت. کار خیلی جالبی کردی با این ترجمه. موفق باشی.
سلام دوست من ! ...خوبی ؟!... عرض شود که ترجمه روان و خوبی ست ولی چرا آخریه نصفه است ؟!! ...گمونم البته شلوغ بودن سر بوقی عزیز ( با این همه کار انصافا بیراه هم نیست ) مسبب آن است ....شاد باشی و برقرار
شمارهی قبل که این ترجمهها نبود ترسیدم که نکنه بیخیالش شدی! خداروشکر! منتظر بعدیش میمانم!
با سلام و تشکر از همه ی دوستان عزيز
جهت رفع اتهام از بوقی عزيز! بايد بگم که آخريه نصفه نيست... منتها واسه اينکه مفهومش رو متوجه بشيم بايد با شخصيت مرد پنگوئنی فيلم های تيم برتون _ فکر
می کنم توی فيلم بازگشت بتمن اش باشه (مطمئن نيستم) آشنا باشيم _ که از اونجایی که خودم هم اين فيلم رو نديده م مطمئنا نتونسته م ترجمه ی خوبی ازش درآرم... بر اساس اصول حرفه ای! بهتر بود چيری رو که خودم هم نفهميده م چيه اينجا نمی ذاشتم يا حداقل يه توضيحی می دادم. که از اونجايی که نه حرفه ای ام و نه اصول حرفه ای سرم می شه! هیچ کدوم از اين کارها رو انجام ندادم!
همين... مرسی!