English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- از مزدوران ایرانی در عراق تا دُرّ نجف ِ چینی!
- روباه و کلاغ
- تا انتها حضور / عکس‌هایی از مراسم تشیع مرحوم منوچهر احترامی
- در انتهای دیدار / از آخرین عکس‌های زنده‌یاد منوچهر احترامی
- با تو لبخند احترامی داشت
- منوچهر احترامی به روایت زندگی
- بیست نکته در باب منوچهرخان ِ احترامی یا مردی با سبیل‌های غیرقابل پخش!
- نسل مهربانی در حال انقراض است
- جامه کوتاه زندگی بر قامت بلند احترامی
- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!


 
 

  نگاه


ترانه یعنی آزادی

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: میثم یوسفی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
میثم یوسفی: براي شخص من ترانه هرگز خارج از دو چيز نبوده است: تجربه و تكرار. تجربه‌ي تمام نديده‌ها و نكرده‌ها و نشدن‌ها با كرده‌ها و شدن‌هاي ديگران‌.
 

ترانه يعني حصار،نه نه !...رهايي ، نه نه !آزادي... ترانه يعني تپش، يعني روزن...
من زياد بلد نيستم اين مدلي حرف بزنم، چرا؟! نه اين كه اين مدل حرف زدن بد باشد، نه! من بلد نيستم. سعادتي كه شايد از من روگردان است!! وبزرگان هم خيلي زيباتر اينگونه براي ترانه نوشته اند و گفته اند _من هميشه از تكرار و تقليد و مشابه سازي گريزان بوده ام _ كه درستش هم شايد همين است. آدم كه جنس اصلي را با شرايطي بهتر مي تواند داشته باشد سراغ بدل هرگز نمي رود . پس بهتر است با زبان خودم و طريق خودم راجع به ترانه حرف بزنم (گرچه اين زبان مادرزادي الكن است.)
براي شخص من ترانه هرگز خارج از دو چيز نبوده است: تجربه و تكرار. تجربه‌ي تمام نديده‌ها و نكرده‌ها و نشدن‌ها با كرده‌ها و شدن‌هاي ديگران‌. با قصه ها، با قهرمانان يا كتك خورهاي قصه. با همين دورو بري هايم ، با مردم. و تكرار همه ي تجربه هايي كه خودم كرده ام (هر چند اندك). تكراري كه گاه از خود تجربه دلنشين تر مي نمايد (براي من هميشه تكرار خودم دلنشين بوده). پس شايد بتوانم بگويم با تمام وجود مي كوشم كه ترانه هايم خود زندگي باشند ، همين زندگي. اگر هم من نتوانم خوب راويِ زندگي با شم اشكال از من است و گر نه مطمئناً ترانه هاي ما نا ترانه هاي زندگي بوده اند و خواهند بود . يك زندگي گرچه پر از تناقص، كه زندگي خود تناقص است و در تقابل تناقص هاست كه زندگي معنا مي يابد.
براي خيلي ها فضاهاي بسياري هست كه در زندگي برايشان رقم نخورده باشد (مانند خودم) ولي اگر كسي بنا دارد ترانه سراي زندگاني مردمانش باشد بايد ترانه هايش هم حكايت دردها، سختي‌ها، عاشقي‌ها و حتي نفس كشيدن‌هاي اين مردم باشد _راويِ حقيقت هاي زندگي شان_ حتي گاهي رؤيا سازييكي از واجبات زندگاني يك ترانه سراست. رؤياهايي كه شايد در ترانه به حقيقت بپيوندد ولي راوي زندگاني بسياري شوند.
خواستم از ترانه بگويم و زندگي. لازم هست از اميدي هم بگويم كه به فرداي ترانه‌ي سرزمينم دارم، با جواناني كه پر از ترانه اند و لبخند، جواناني زلال و پر انرژي و پر استعداد و جوياي ياد گرفتن و تجربه كردن و تكرار. كوچكيِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ من و واژه هايم را هم به بزرگواري خودتان بخشا باشيد.

ميثم يوسفي

 

 تاریخ انتشار:   March 21, 2005 8:13 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir