English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!
- اخبار ۲۰:۳۰!


 
 

  نگاه


ترانه یعنی آزادی

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: میثم یوسفی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
میثم یوسفی: برای شخص من ترانه هرگز خارج از دو چیز نبوده است: تجربه و تكرار. تجربه‌ی تمام ندیده‌ها و نكرده‌ها و نشدن‌ها با كرده‌ها و شدن‌های دیگران‌
 

ترانه یعنی حصار، نه نه !...رهایی، نه نه !آزادی... ترانه یعنی تپش، یعنی روزن...

من زیاد بلد نیستم این مدلی حرف بزنم، چرا؟! نه این كه این مدل حرف زدن بد باشد، نه! من بلد نیستم. سعادتی كه شاید از من روگردان است!! وبزرگان هم خیلی زیباتر اینگونه برای ترانه نوشته اند و گفته اند _من همیشه از تكرار و تقلید و مشابه سازی گریزان بوده ام _ كه درستش هم شاید همین است. آدم كه جنس اصلی را با شرایطی بهتر می تواند داشته باشد سراغ بدل هرگز نمی رود . پس بهتر است با زبان خودم و طریق خودم راجع به ترانه حرف بزنم (گرچه این زبان مادرزادی الكن است.)

برای شخص من ترانه هرگز خارج از دو چیز نبوده است: تجربه و تكرار. تجربه‌ی تمام ندیده‌ها و نكرده‌ها و نشدن‌ها با كرده‌ها و شدن‌های دیگران‌. با قصه ها، با قهرمانان یا كتك خورهای قصه. با همین دورو بری هایم، با مردم. و تكرار همه ی تجربه هایی كه خودم كرده ام (هر چند اندك). تكراری كه گاه از خود تجربه دلنشین تر می نماید (برای من همیشه تكرار خودم دلنشین بوده). پس شاید بتوانم بگویم با تمام وجود می كوشم كه ترانه هایم خود زندگی باشند ، همین زندگی. اگر هم من نتوانم خوب راوی زندگی با شم اشكال از من است و گر نه مطمئناً ترانه های ما نا ترانه های زندگی بوده اند و خواهند بود . یك زندگی گرچه پر از تناقص، كه زندگی خود تناقص است و در تقابل تناقص هاست كه زندگی معنا می یابد.

برای خیلی ها فضاهای بسیاری هست كه در زندگی برایشان رقم نخورده باشد (مانند خودم) ولی اگر كسی بنا دارد ترانه سرای زندگانی مردمانش باشد باید ترانه هایش هم حكایت دردها، سختی‌ها، عاشقی‌ها و حتی نفس كشیدن‌های این مردم باشد _راوی حقیقت های زندگی شان_ حتی گاهی رؤیا سازییكی از واجبات زندگانی یك ترانه سراست. رؤیاهایی كه شاید در ترانه به حقیقت بپیوندد ولی راوی زندگانی بسیاری شوند.

خواستم از ترانه بگویم و زندگی. لازم هست از امیدی هم بگویم كه به فردای ترانه‌ی سرزمینم دارم، با جوانانی كه پر از ترانه اند و لبخند، جوانانی زلال و پر انرژی و پر استعداد و جویای یاد گرفتن و تجربه كردن و تكرار. كوچكی من و واژه هایم را هم به بزرگواری خودتان بخشا باشید.

میثم یوسفی

 

 تاریخ انتشار:   March 21, 2005 8:13 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir