English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!
- اخبار ۲۰:۳۰!


 
 

  ترانه


جغرافیای لعنت

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
علی احمدی: دارا فقیر بود و از فقر جمله می ساخت / سارا تمام خود را یک شب به سکه ای باخت / بابا همیشه خسته، مادر سکوت و هق هق / بغضی همیشه باروت، از تلخی دقایق
 

جغرافیای لعنت
علی احمدی

دارا فقیر بود و از فقر جمله می ساخت
سارا تمام خود را یک شب به سکه ای باخت

بابا همیشه خسته، مادر سکوت و هق هق
بغضی همیشه باروت، از تلخی دقایق

مشق گرسنگی بود، آب و انار و بادام
در خاک پینه بستیم ما نسل بی سرانجام

آقا جریمه می کرد، از درس داس صد بار
ما یاس می نوشتیم از ریشه تا به دیوار

آقا جریمه ها را شلاق می سرودند
از باغ می نوشتند اما عقیم بودند

تمام کودکیمان در کوچه خاک می خورد
صف طویل ارزاق ما را به خواب می برد

ما شکل ضجه بودیم، در کوچه های متروک
روحی همیشه مجروح، جسمی نحیف و مشکوک

جغرافیای لعنت، نفرین و گریه و آه
از زخم جاده ساوه تا کوچه های فلاح

ما هشت سال مردیم، از داغ و درد لاله
با نعره های خاموش، با یک دل مچاله

آقا جریمه می کرد، با یک هزار ترفند
از انفجار گریه، تا انهدام لبخند

دارا فقیر ماند و سارا همیشه شبگرد
بابا شبانه اعدام، مادر غروب دق کرد!

 

 تاریخ انتشار:   March 21, 2005 7:20 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir