English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- از مزدوران ایرانی در عراق تا دُرّ نجف ِ چینی!
- روباه و کلاغ
- تا انتها حضور / عکس‌هایی از مراسم تشیع مرحوم منوچهر احترامی
- در انتهای دیدار / از آخرین عکس‌های زنده‌یاد منوچهر احترامی
- با تو لبخند احترامی داشت
- منوچهر احترامی به روایت زندگی
- بیست نکته در باب منوچهرخان ِ احترامی یا مردی با سبیل‌های غیرقابل پخش!
- نسل مهربانی در حال انقراض است
- جامه کوتاه زندگی بر قامت بلند احترامی
- در سوگ استاد منوچهر احترامی، طنزپرداز و نویسنده کودکان
- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!


 
 

  نقد ادبی


طنز ترانه

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
احسان سلطانی: از آن جا كه كاركرد "طنزترانه" با ترانه ي جدي متفاوت است، بايسته است هر يك در جايگاه خود بررسي شود و قياس يك "طنزترانه" و يك ترانه ي جدي، به جهت ساختار و كارايي متفاوتشان، صحيح نيست.
 

"طنزترانه" يكي از ژانرهاي ترانه است كه تيره بختانه مخاطبان ترانه، غالباً در اهميت دادن يا ندادن به آن ترديد دارند. اما "طنزترانه" به همان اندازه وجوب و اهميت دارد كه طنز. از آن جا كه كاركرد "طنزترانه" با ترانه ي جدي متفاوت است، بايسته است هر يك در جايگاه خود بررسي شود و قياس يك "طنزترانه" و يك ترانه ي جدي، به جهت ساختار و كارايي متفاوتشان، صحيح نيست.

بد نيست نخست نگاهكي به تعريف طنز بيندازيم:

طنز(Satire): در اصطلاح ادبيات به آن دسته از آثار ادبي اطلاق مي شود كه با طعنه و تهَكّم و مطايبه، به نشان دادن عيب ها و نادرستي ها و مفاسد جامعه مي پردازد. طنز ابزاري است براي بيان معايب و آگاه كردن اذهان نسبت به عمق كاستي ها، رذالت ها و خبائث. طنزنويس به ظاهر مي خنداند اما در باطن انسان را به تفكر وادار مي كند.

از آن رو كه اغلب به هنگام سخن گفتن از طنز، اصطلاحاتي مانند هجو و هزل نيز به ذهن متبادر مي گردند مروري نيز بر تعريف اين دو اصطلاح مي كنيم:

هجو(Lampoon): در اصطلاح ادبيات بدگويي از كسي به وسيله ي آثار ادبي است. هجاگو، از هجو به منزله ي سلاحي برنده استفاده مي كند تا به وسيله ي آن شخص مورد نظر خود را با گزنده ترين و ركيك ترين زبان ممكن مورد حمله قرار دهد. در هجو، اغراض، كاملاً فردي است و اثر ادبي از هرگونه آرمان خواهي اجتماعي به دور است.

هزل(Facetious): در اصطلاح ادبيات اثري ادبي است كه در آن هدف، نه ماننده ي هجو، اغراض شخصي است و نه ماننده ي طنز، نماياندن كاستي ها و ناهنجاري هاي اجتماعي. هدف تنها شوخي و خنده است و به همين بهانه، گاه در آن از سخنان ركيك نيز بهره مي گيرند.

در "طنزترانه" علاوه بر سوژه هاي عادي و رايج، مي توان به سوژه هايي پرداخت كه اگر در ترانه هاي جدي به آن ها پرداخته شود غالباً در مضمون پردازي مشكل ساز مي شوند. از اين رو "طنزترانه" سوژه سالار است.

گرچه برخي از ترانه سرايان كمابيش به "طنزترانه سرايي" نيز پرداخته اند، اما در ميان ايشان، "طنزترانه"هاي شهرام آذر بيش از ديگران قابل بررسي است.
در اين نوشتار، به بررسي "طنزترانه"هاي شهرام آذر خواهيم پرداخت.

شهرام آذر، خواننده ي گروه Sandy، ترانه سراي تمامي ترانه هاي اين گروه است. بخشي از ترانه هاي شهرام آذر جدي، بخشي طنز و بخشي نيز فولكلور هستند.

بارزترين ويژگي طنز-ترانه هاي شهرام آذر سوژه گرايي است. سوژه ي "طنزترانه"هاي وي، گرفته شده از رويدادهاي زنده و ملموس جامعه اند. ترانه هايي هم چون: بي كاري، تلويزيون، خواننده ي تاپ، يا رهن يا اجاره، تعارف، عاشق نشو، طلاق، مزاحم تلفني، سربازي، مرد سالاري، خرافات، صيغه، عروس پستي، بي تقصير و....

سوژه ي اين "طنزترانه"ها را معمولاً نمي توان در ترانه هاي جدي مشاهده كرد. اين، بيش تر به علت دشواري مضمون پردازي اين سوژه ها در ترانه هاي جدي است. دشواري مضمون پردازي اين گونه سوژه ها سبب مي شود كه اگر ترانه هاي جدي با اين سوژه ها همراه شوند، يا به صورت بسيار كلي به آن ها پرداخته شود و يا در صورت مضمون پردازي جامع و دقيق و ريزبينانه، معمولاً در رده ي ترانه هاي ضعيف قرار گيرند. شايد از اين روست كه ترانه سرايان جدي، معمولاً از پرداختن به اين سوژه ها احتراز مي كنند. براي نمونه سوژه ي "طنزترانه"ي "مرد سالاري" شهرام آذر را در ترانه ي "گستاخي" شهيار قنبري نيز مي بينيم. ترانه اي بسيار ضعيف كه شديداً با مشكل مضمون پردازي رو در روست و به ويژه مصرع هايي كه با ضمير "شما" آغاز مي شوند حوصله ي هر مخاطبي را به سر مي برند. پرداختن به سوژه هايي مانند مزاحمت تلفني و اجاره نشيني و خرافه و تعارف، آن هم با رعايت ترانگي و اصول زيبايي شناسيك ترانه، كاري است دشوار. شهرام آذر با به كارگيري طنز و بهره جويي از زباني كاملاً روزمره و غيرشاعرانه توانسته اين سوژه ها را به طرز جالب توجهي پياده سازي و مضمون پردازي كند. در اين "طنزترانه"ها، ضعف هنري و تكنيكي شهرام آذر در "ترانه ي جدي سرايي"، پشت پرده ي طنز پنهان شده و آثار به وجود آمده را دلنشين كرده است.

"طنزترانه" بستر مناسبي است براي به كارگيري واژگان نامأنوس در كنار هم. اين هم جواري واژگان نامأنوس، خود، مي تواند ابزاري براي توليد طنز باشد.
از سوي ديگر در "طنزترانه"ها مي توان از بسياري از ضرب المثل ها و اصطلاحات عاميانه اي كه معمولاً به ترانه هاي جدي و هنري راه نمي يابند، بهره گرفت:

- هيش كي نمي گه خرت به چَن منه پسر
- نه كاري و نه باري و شب زنده داري، بخوابه تا آفتاب لب بوم
- پولش از يه ساختمون مي ره بالا
- طلاق! طلاق مي خواد، مهرش حلال، جون آزاد
- فكر مي كني حلوا مي دن آتيش بگيره اون ويزا


"طنزترانه"ها حتي فضايي مناسب براي بهره گيري از گروه موازي هاي معنايي-صوتي (مانند جمع و جور) و موازي هاي صوتي-معنايي (مانند زبر و زرنگ) و گروه مقدم-تابع هاي مُهمَل يا نزديك به مُهمَل (مانند "فك و فاميل" و "صاف و صوف" و "كتاب متاب") كه معمولاً در ترانه هاي جدي استفاده نمي شوند، هستند:

- تمام حقوقت مال ماس، جمع و جور خونه مال شماس
- سر و ريش و پس و پيش و صاف و صوف و تيپ كنم
- نگو خاله به فك و فاميل همه چيو قبلاً سپرده
- تسبيح يا اين كه چيز ديگه تو دستته پول مول نداري كافي
- بازم چاخان پاخانارو گذاشتن
- سواد مواد و حرفه كه يُخده، خلاف خلافه اينو آقام گفته

حتي زبان آرگو(Argot) كه گاه خود موَلد طنز است نيز مي تواند در "طنزترانه"ها به كار گرفته شود:

- پول جلو تواَم ملاخور مي شه، سمبل مي شه
- دو تا شيش سال بايد خرخوني بكني، تازه اونم نمي دوني واسه ي چيه
- تا يه زيد خوشگلو مي بيني، تورش نكني آروم نمي شيني
- پسره دختري رو ديده، دختره خيلي اسيده
- دم در ديسكو تِك، چن تا اخترو ديدم

يكي از عللي كه زبان آرگو در ترانه هاي جدي به كار گرفته نمي شود همين خاصيت طنزآفريني آن است. براي نمونه به ترانه ي "نامه ي 2" زويا زاكاريان توجه كنيد:

من كه گفتم و نوشتم
وضع من "توپ" شده اين جا
نه غم گذشته دارم
نه ديگه اندوه فردا

كه آرگوي "توپ" به كلي فضاي اين بند ترانه را برهم زده و اين بند از ترانه ي جدي را طنزآلود كرده است، اما از آن جا كه قصد "زاكاريان" طنزآلوده كردن اين ترانه نبوده، ترانه در اين بند به شدت ضعيف شده است.

در "طنزترانه"هاي شهرام آذر، گاه مصراع ها حتي بدون حضور واژگان و اصطلاحات طنزآميز نيز طنزآميزند:

- تلوزيونتو بنداز از پشت بوم خونه تو كوچه
- فيلماتونو جَمع كنين ببرين نشون بدين به اونا كه خارج نشينن، بس كه بهشون
خوش مي گذره خسته شدن دوست دارن يكم مصيبت ببينن
- بسيجي كه نيستي، فاميل شهيد كه نيستي، نه! اصلاً تو نيستي جزء آدما
- من گم كردم راهمو، مي توني كمك كني منو؟ دختره مي گه كجا مي خواي بري؟
پسره مي گه تو قلب قشنگت

اين سوژه گزيني هاي جالب توجه و مضمون پردازي هاي طنزآميخته، اغلب با آهنگ سازي درخور و بسيار زيبا، و آرانژمان متناسب و فوق العاده ي شهرام آذر نيز هم راه شده اند.

البته در كنار همه ي اين ويژگي هاي ياد شده، سستي هايي نيز در "طنزترانه"هاي شهرام‌ آذر ديده مي شود. مانند ناهنجاري هايي در وزن و غلط هايي در قافيه و رديف هاي بدون قافيه و كاستي هايي در نحو يا ضعف تأليف:

- واي اين ديگه چيه پوشيدي؟ ما مي گيم زن چي بپوشه، بدون تصميم ما حتي حق
نداره رنگ كنه موهاشه (به جاي "رنگ كنه موهاشو")
- خانومه تنها مهموني مي ره، كلاس ِ رقص ياد مي گيره ( به جاي "رقص ياد مي
گيره" و يا "كلاس رقص مي ره")

در ترانه هاي غير طنز شهرام آذر، نشانه اي از مباني زيبايي شناسي ديده نمي شود و ترانه هاي غير طنزش از جنس ترانه هاي مبتذل و سست و يا به اصطلاح "مصرفي" هستند. اما "طنزترانه"ها بدون تشبيه و متافور و ساير تكنيك هاي استتيك نيز كارا و ارزنده هستند و شايد حتي برخي از اين تكنيك ها در روند تأثير گذاري "طنزترانه" تأثير منفي بگذارد. از اين رو ناتوانايي شهرام آذر در پياده سازي تكنيك هاي زيبايي شناسيك، بر خلاف ترانه هاي غير طنزش، لطمه ي آن چناني به "طنزترانه"هايش نزده است. با اين همه، برطرف كردن اغلاط و عيوب قافيه اي و ضعف تأليف ها و ناهنجاري هاي وزني، "طنزترانه"هاي شهرام آذر را جالب توجه تر و دلنشين تر خواهد كرد.

شهرام آذر در "طنزترانه"هايش، اغلب، چالش ها و كاستي ها و ناهنجاري هاي اجتماعي را، بي ارائه ي مستقيم راه حل، به تصوير مي كشد. بزرگ ترين ويژگي عدم ارائه ي راه حل مشكلات اجتماعي و يا ارائه ي مستتر و نامحسوس راه حل، اين است كه "طنزترانه"هايش به كلي از چالش "شعارزدگي" به دور نگاه داشته شده است.
شهرام آذر، در پس ِ تمامي "طنزترانه"هايش علاوه بر رعايت طنزآميز بودن ترانه ها و گاهي طنزآميز بودن بخش هايي از آهنگ اجرا شده (تلفيق ملودي و تنظيم و اجرا و ترانه) و حتي طنز آميز بودن كليپ هاي تلويزيوني و اجراهاي داخل سالن، به معضلات اجتماعي پرداخته است، به جز در دو ترانه ي "بابا" و "كتك نزن" كه اگر چه به معضلات اجتماعي پرداخته است، اما فاقد طنز است.

"طنزترانه" يكي از ژانرهاي ترانه است كه تيره بختانه مخاطبان ترانه، غالباً در اهميت دادن يا ندادن به آن ترديد دارند. اما "طنزترانه" به همان اندازه لزوم و اهميت دارد كه طنز.

احسان سلطانی

 

 تاریخ انتشار:   March 21, 2005 8:16 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir