English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!
- اخبار ۲۰:۳۰!


 
 

  نقد ادبی


طنز ترانه

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
احسان سلطانی: از آن جا كه كاركرد "طنزترانه" با ترانه ی جدی متفاوت است، بایسته است هر یك در جایگاه خود بررسی شود و قیاس یك "طنزترانه" و یك ترانه‌ی جدی، به جهت ساختار و كارایی متفاوتشان، صحیح نیست.
 

"طنزترانه" یكی از ژانرهای ترانه است كه تیره بختانه مخاطبان ترانه، غالباً در اهمیت دادن یا ندادن به آن تردید دارند.

اما "طنزترانه" به همان اندازه وجوب و اهمیت دارد كه طنز. از آن جا كه كاركرد "طنزترانه" با ترانه ی جدی متفاوت است، بایسته است هر یك در جایگاه خود بررسی شود و قیاس یك "طنزترانه" و یك ترانه ی جدی، به جهت ساختار و كارایی متفاوتشان، صحیح نیست.

بد نیست نخست نگاهكی به تعریف طنز بیندازیم:

طنز(Satire): در اصطلاح ادبیات به آن دسته از آثار ادبی اطلاق می شود كه با طعنه و تهَكّم و مطایبه، به نشان دادن عیب ها و نادرستی ها و مفاسد جامعه می پردازد. طنز ابزاری است برای بیان معایب و آگاه كردن اذهان نسبت به عمق كاستی ها، رذالت ها و خبائث. طنزنویس به ظاهر می خنداند اما در باطن انسان را به تفكر وادار می كند.

از آن رو كه اغلب به هنگام سخن گفتن از طنز، اصطلاحاتی مانند هجو و هزل نیز به ذهن متبادر می گردند مروری نیز بر تعریف این دو اصطلاح می كنیم:

هجو(Lampoon): در اصطلاح ادبیات بدگویی از كسی به وسیله ی آثار ادبی است. هجاگو، از هجو به منزله ی سلاحی برنده استفاده می كند تا به وسیله ی آن شخص مورد نظر خود را با گزنده ترین و ركیك ترین زبان ممكن مورد حمله قرار دهد. در هجو، اغراض، كاملاً فردی است و اثر ادبی از هرگونه آرمان خواهی اجتماعی به دور است.

هزل(Facetious): در اصطلاح ادبیات اثری ادبی است كه در آن هدف، نه ماننده ی هجو، اغراض شخصی است و نه ماننده ی طنز، نمایاندن كاستی ها و ناهنجاری های اجتماعی. هدف تنها شوخی و خنده است و به همین بهانه، گاه در آن از سخنان ركیك نیز بهره می گیرند.

در "طنزترانه" علاوه بر سوژه های عادی و رایج، می توان به سوژه هایی پرداخت كه اگر در ترانه های جدی به آن ها پرداخته شود غالباً در مضمون پردازی مشكل ساز می شوند. از این رو "طنزترانه" سوژه سالار است.

گرچه برخی از ترانه سرایان كمابیش به "طنزترانه سرایی" نیز پرداخته اند، اما در میان ایشان، "طنزترانه"های شهرام آذر بیش از دیگران قابل بررسی است.
در این نوشتار، به بررسی "طنزترانه"های شهرام آذر خواهیم پرداخت.

شهرام آذر، خواننده ی گروه Sandy، ترانه سرای تمامی ترانه های این گروه است. بخشی از ترانه های شهرام آذر جدی، بخشی طنز و بخشی نیز فولكلور هستند.

بارزترین ویژگی طنز-ترانه های شهرام آذر سوژه گرایی است. سوژه ی "طنزترانه"های وی، گرفته شده از رویدادهای زنده و ملموس جامعه اند. ترانه هایی هم چون: بی كاری، تلویزیون، خواننده ی تاپ، یا رهن یا اجاره، تعارف، عاشق نشو، طلاق، مزاحم تلفنی، سربازی، مرد سالاری، خرافات، صیغه، عروس پستی، بی تقصیر و....

سوژه ی این "طنزترانه"ها را معمولاً نمی توان در ترانه های جدی مشاهده كرد. این، بیش تر به علت دشواری مضمون پردازی این سوژه ها در ترانه های جدی است. دشواری مضمون پردازی این گونه سوژه ها سبب می شود كه اگر ترانه های جدی با این سوژه ها همراه شوند، یا به صورت بسیار كلی به آن ها پرداخته شود و یا در صورت مضمون پردازی جامع و دقیق و ریزبینانه، معمولاً در رده ی ترانه های ضعیف قرار گیرند. شاید از این روست كه ترانه سرایان جدی، معمولاً از پرداختن به این سوژه ها احتراز می كنند. برای نمونه سوژه ی "طنزترانه"ی "مرد سالاری" شهرام آذر را در ترانه ی "گستاخی" شهیار قنبری نیز می بینیم. ترانه ای بسیار ضعیف كه شدیداً با مشكل مضمون پردازی رو در روست و به ویژه مصرع هایی كه با ضمیر "شما" آغاز می شوند حوصله ی هر مخاطبی را به سر می برند. پرداختن به سوژه هایی مانند مزاحمت تلفنی و اجاره نشینی و خرافه و تعارف، آن هم با رعایت ترانگی و اصول زیبایی شناسیك ترانه، كاری است دشوار. شهرام آذر با به كارگیری طنز و بهره جویی از زبانی كاملاً روزمره و غیرشاعرانه توانسته این سوژه ها را به طرز جالب توجهی پیاده سازی و مضمون پردازی كند. در این "طنزترانه"ها، ضعف هنری و تكنیكی شهرام آذر در "ترانه ی جدی سرایی"، پشت پرده ی طنز پنهان شده و آثار به وجود آمده را دلنشین كرده است.

"طنزترانه" بستر مناسبی است برای به كارگیری واژگان نامأنوس در كنار هم. این هم جواری واژگان نامأنوس، خود، می تواند ابزاری برای تولید طنز باشد.
از سوی دیگر در "طنزترانه"ها می توان از بسیاری از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه ای كه معمولاً به ترانه های جدی و هنری راه نمی یابند، بهره گرفت:

- هیش كی نمی گه خرت به چَن منه پسر
- نه كاری و نه باری و شب زنده داری، بخوابه تا آفتاب لب بوم
- پولش از یه ساختمون می ره بالا
- طلاق! طلاق می خواد، مهرش حلال، جون آزاد
- فكر می كنی حلوا می دن آتیش بگیره اون ویزا


"طنزترانه"ها حتی فضایی مناسب برای بهره گیری از گروه موازی های معنایی-صوتی (مانند جمع و جور) و موازی های صوتی-معنایی (مانند زبر و زرنگ) و گروه مقدم-تابع های مُهمَل یا نزدیك به مُهمَل (مانند "فك و فامیل" و "صاف و صوف" و "كتاب متاب") كه معمولاً در ترانه های جدی استفاده نمی شوند، هستند:

- تمام حقوقت مال ماس، جمع و جور خونه مال شماس
- سر و ریش و پس و پیش و صاف و صوف و تیپ كنم
- نگو خاله به فك و فامیل همه چیو قبلاً سپرده
- تسبیح یا این كه چیز دیگه تو دستته پول مول نداری كافی
- بازم چاخان پاخانارو گذاشتن
- سواد مواد و حرفه كه یخده، خلاف خلافه اینو آقام گفته

حتی زبان آرگو(Argot) كه گاه خود موَلد طنز است نیز می تواند در "طنزترانه"ها به كار گرفته شود:

- پول جلو تواَم ملاخور می شه، سمبل می شه
- دو تا شیش سال باید خرخونی بكنی، تازه اونم نمی دونی واسه ی چیه
- تا یه زید خوشگلو می بینی، تورش نكنی آروم نمی شینی
- پسره دختری رو دیده، دختره خیلی اسیده
- دم در دیسكو تِك، چن تا اخترو دیدم

یكی از عللی كه زبان آرگو در ترانه های جدی به كار گرفته نمی شود همین خاصیت طنزآفرینی آن است. برای نمونه به ترانه ی "نامه ی 2" زویا زاكاریان توجه كنید:

من كه گفتم و نوشتم
وضع من "توپ" شده این جا
نه غم گذشته دارم
نه دیگه اندوه فردا

كه آرگوی "توپ" به كلی فضای این بند ترانه را برهم زده و این بند از ترانه ی جدی را طنزآلود كرده است، اما از آن جا كه قصد "زاكاریان" طنزآلوده كردن این ترانه نبوده، ترانه در این بند به شدت ضعیف شده است.

در "طنزترانه"های شهرام آذر، گاه مصراع ها حتی بدون حضور واژگان و اصطلاحات طنزآمیز نیز طنزآمیزند:

- تلوزیونتو بنداز از پشت بوم خونه تو كوچه
- فیلماتونو جَمع كنین ببرین نشون بدین به اونا كه خارج نشینن، بس كه بهشون
خوش می گذره خسته شدن دوست دارن یكم مصیبت ببینن
- بسیجی كه نیستی، فامیل شهید كه نیستی، نه! اصلاً تو نیستی جزء آدما
- من گم كردم راهمو، می تونی كمك كنی منو؟ دختره می گه كجا می خوای بری؟
پسره می گه تو قلب قشنگت

این سوژه گزینی های جالب توجه و مضمون پردازی های طنزآمیخته، اغلب با آهنگ سازی درخور و بسیار زیبا، و آرانژمان متناسب و فوق العاده ی شهرام آذر نیز هم راه شده اند.

البته در كنار همه ی این ویژگی های یاد شده، سستی هایی نیز در "طنزترانه"های شهرام‌ آذر دیده می شود. مانند ناهنجاری هایی در وزن و غلط هایی در قافیه و ردیف های بدون قافیه و كاستی هایی در نحو یا ضعف تألیف:

- وای این دیگه چیه پوشیدی؟ ما می گیم زن چی بپوشه، بدون تصمیم ما حتی حق
نداره رنگ كنه موهاشه (به جای "رنگ كنه موهاشو")
- خانومه تنها مهمونی می ره، كلاس ِ رقص یاد می گیره ( به جای "رقص یاد می
گیره" و یا "كلاس رقص می ره")

در ترانه های غیر طنز شهرام آذر، نشانه ای از مبانی زیبایی شناسی دیده نمی شود و ترانه های غیر طنزش از جنس ترانه های مبتذل و سست و یا به اصطلاح "مصرفی" هستند. اما "طنزترانه"ها بدون تشبیه و متافور و سایر تكنیك های استتیك نیز كارا و ارزنده هستند و شاید حتی برخی از این تكنیك ها در روند تأثیر گذاری "طنزترانه" تأثیر منفی بگذارد. از این رو ناتوانایی شهرام آذر در پیاده سازی تكنیك های زیبایی شناسیك، بر خلاف ترانه های غیر طنزش، لطمه ی آن چنانی به "طنزترانه"هایش نزده است. با این همه، برطرف كردن اغلاط و عیوب قافیه ای و ضعف تألیف ها و ناهنجاری های وزنی، "طنزترانه"های شهرام آذر را جالب توجه تر و دلنشین تر خواهد كرد.

شهرام آذر در "طنزترانه"هایش، اغلب، چالش ها و كاستی ها و ناهنجاری های اجتماعی را، بی ارائه ی مستقیم راه حل، به تصویر می كشد. بزرگ ترین ویژگی عدم ارائه ی راه حل مشكلات اجتماعی و یا ارائه ی مستتر و نامحسوس راه حل، این است كه "طنزترانه"هایش به كلی از چالش "شعارزدگی" به دور نگاه داشته شده است.
شهرام آذر، در پس ِ تمامی "طنزترانه"هایش علاوه بر رعایت طنزآمیز بودن ترانه ها و گاهی طنزآمیز بودن بخش هایی از آهنگ اجرا شده (تلفیق ملودی و تنظیم و اجرا و ترانه) و حتی طنز آمیز بودن كلیپ های تلویزیونی و اجراهای داخل سالن، به معضلات اجتماعی پرداخته است، به جز در دو ترانه ی "بابا" و "كتك نزن" كه اگر چه به معضلات اجتماعی پرداخته است، اما فاقد طنز است.

"طنزترانه" یكی از ژانرهای ترانه است كه تیره بختانه مخاطبان ترانه، غالباً در اهمیت دادن یا ندادن به آن تردید دارند. اما "طنزترانه" به همان اندازه لزوم و اهمیت دارد كه طنز.

احسان سلطانی

 

 تاریخ انتشار:   March 21, 2005 8:16 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir