English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  نگاه


شايد هنوز بزرگ نشدم!

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: هدیه احمری

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
وقتی صحبت از بهار می‌شود بی‌اختیار یاد امام زاده صالح می‌افتم و میدان تجریش! نوروزی را به یاد ندارم كه فرصت یك سیاحت نوروزی سر پل تجریش را از دست داده باشم. اصلا برام عادت شده!
 

وقتی صحبت از بهار می‌شود بی‌اختیار یاد امام زاده صالح می‌افتم و میدان تجریش!
نوروزی را به یاد ندارم كه فرصت یك سیاحت نوروزی سر پل تجریش را از دست داده باشم. اصلا برام عادت شده! عادت كرده‌ام كه روزهای قبل از تحویل سال خودم را توی تنگ ماهی و تخم مرغ‌های رنگی و سیر و سركه و سنجد و سكه و سمنوی عمه لیلا و سبزه‌ی گندم و عدس و مردمی كه حتی توی نگاهشان می‌شود تازه شدن را دید گم كنم.
دوست دارم توی بساط دست فروش‌ها دنبال بهار بگردم و با سنبل و سینره براش تاج گل و گردنبند درست كنم.

نمی‌دانم چرا هنوز با آمدن بهار مثل بچگی‌هایم اینقدر هیجان زده می‌شوم! شاید هنوز بزرگ نشدام!؟ مثل خیلی از آدم‌ها كه هنوز پای قولشون هستند و بزرگ نشدند ...

دلم می‌خواست آدم‌ها تولد همه‌ی فصل‌ها را جدی می‌گرفتند. كاش این همه هیجان و تازگی را اول تیر و مهر و دی هم جشن می‌گرفتیم. كاش یاد می‌گرفتیم كه برای شاد بودن و جشن گرفتن و هدیه دادن هم می‌شود دنبال بهانه گشت، اما بعضی از ما آنقدر توی زندگی و مشكلاتش غرق شدیم كه حتی آمدن بهار را با این همه زیبایی نمی‌بینیم. نمی‌دانم چطور می‌شود لباس عید درخت‌ها را ندید! یا پرنده‌هایی كه تا چند روز پیش بهانه‌ای برای خواندن نداشتند؛ یا حتی سوسك‌هایی كه به بهانه‌ی عید دیدنی كم‌كم پیدایشان شده ...

همه‌ی این‌ها یعنی بهار
یعنی تازه شدن و شكوفه كردن.
یعنی یادمان بیافتد كه با سیگار و سبد و سماور و صندلی و میز و مداد و كاغذ و مانیتور و وبلاگ و ... هم می‌شود سفره چید. مهم دل‌مان است كه باید تازه بشود وگرنه با هفت تا سنگ هم می‌شود هفت‌سین چید!

 

 تاریخ انتشار:   March 20, 2005 12:27 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir