زن خوشبخت ايرانی!

جمعه، 21 اسفندماه 1383

     

 
       
 

موضوع: زنان

 

نويسنده: پرستو.ک

   
     
ستون زنان و مـن! عالــي است! چه فرصتي از اين بهتر! بايد يک مقاله برايتان بنويسم. مثل همه مقاله هاي ديگري که در اين جور ستونها مي گذارند. از نوع درددلهاي جنس دومي و فريادهاي از سر حق خواهي و...
   

 

 

 

ستون زنان و مـن!
عالــي است! چه فرصتي از اين بهتر!
بايد يک مقاله برايتان بنويسم. مثل همه مقاله هاي ديگري که در اين جور ستونها مي گذارند. از نوع درددلهاي جنس دومي و فريادهاي از سر حق خواهي و جنگ و ستيزهاي تمام نشدني. منتها اول بايد يک موضوع خوب پيدا کنم!
به نظرتان يک مقاله سياسي، اجتماعي چطور است؟ با تيتر درشت:" زنان عليه زنان ". ميدانيد مادرم معتقد است ما بايد هر روز صبح که از خواب بيدار مي شويم شورت و جوراب شوهر از جان عزيزترمان! )همه کَسِمان( را به تن و پايش بپوشانيم و شبها هم که از سر کار بازمي گردد براي رفع خستگيش کمي کف پاهايش را ليس بزنيم. مادرم مي گويد زن بايد در خدمت مردش باشد. و وظيفه دارد به حرفهاي شوهرش خوب گوش بدهد. مي دانيد من آرزو مي کنم براي مجلس هشتم! هيچ زني راي نياورد. آخر انگاري مردهاي مجلس هفتم بيشتر از زنها دلشان براي ما مي سوزد. واي که چقدر نازنيند!!! آه! به من گفته اند در باب سياست نبايد بنويسم. آخر ممکن است مجله مان را فيلتر کنند و سردبير عزيز را بفرستند انفرادي و تا 48 ساعت هم نگذارند به کسي تلفن بزند. نه! اين غلطها به من نيامده است.
چطور است برايتان از بکارت بنويسم. از اجتماع چند سلول کوچک که همه شرف و انسانيت زنانه ما در ساحل آن لنگر انداخته است. واي ننگ بر من! چه رسوايي عظيمي. نکند فردا برادرم اينها را بخواند و رگ غيرتش بالا بزند و به اسم خدا و ناموس، خونم را حلال کند. نه! حالا حالاها قصد مردن ندارم.
خشونت چطور است؟ خوب کمي تکراري است ولي قصه هنوز و هميشه دنياي زنانه هاست. يک دختر بيست ساله مي شناسم که هر وقت از او مي پرسم به نظرت يک مرد خوب چه صفاتي بايد داشته باشد! سريع پاسخ ميدهد: مردي که زن را کتک نزند و بس! آمارها مي گويند شيوع پديده همسرآزاري در کشورمان بيش از 41 درصد است. آمارها از خودکشي مي گويند. از فرار دختران. آمارها البته اگر حقيقت داشته باشند، محرمانه اند. نبايد جايي درز کنند. ناسلامتي اينجا جمهوري است. اسلامي است. جمهوري اسلامي است.
آها! روسپيگري خوب است!! باب دل همه مجلات است. خوب برايشان مشتري جمع مي کند. شما آن برنامه کـــــاملا مستند فقر و فحشا را که ديده ايد؟ همان که تويش يک آقاي محترم شماره تلفن جگرکي محل را مي گيرد و کد اشتراکش را مي گويد و سفارش ده بيست پُـرس دختر دم کشيده و جاافتاده مي دهد براي فردا شب! استغفرالله. چرا قضاوت بد مي کنيد! خوب تقصير آن مردک چيست؟ آخر بازار روسپيگري بر عکس همه بازارها بر سيستم عرضه و تقاضا مي چرخد نه تقاضا و عرضه! تازه اگر عرضه بالا نرود، تقاضا هم بالا نمي رود! اي تف به گور اين زنهاي هرزه فاسد که پسرهاي از گل پاک تر ما را از راه بدر کرده اند. براي چه از اين انگلها بنويسم!
زنان سرپرست خانوار چطور است! اتفاقا مادر يکي از دوستان از همين گروه بود. زن سخت کوشي بود. زندگي خودش و سه دخترش را تامين مي کرد. حقوق مکفي اي به او نميدادند و هيچ حمايتي هم از جانب دولت برايشان صورت نمي گرفت. اين اواخر البته دوست هم به کمکش آمده بود. گفتم اين اواخر! ... زن بيچاره فوت کرد. موقع رد شدن از خيابان يک ماشين به او زد و البته در نرفت. ديه اش را هم گرفتند. ديه يک زن را! هر چند که براي خودش شيرمردي بود. اما قانون معتقد بود که نصف آدم است. خدايش بيامرزد. پشت سر مرده چه حرفي بزنم ...
چطور است برويم سر چاه پر عمق و آب سنت! همکارم شوهر ناراحتي دارد. از آنهايي که هر شب براي تفريح، زن را کمي چپ و راست مي کنند ومقداري بالا پايين مي اندازند و بعد هم براي حسن ختام يک دوجين حرف خوب بارش مي کنند و الي آخر ... همکارم معتقد است که زن بايد در هر شرايطي از شوهرش تمکين کند. مي گويد ما بايد صبور باشيم و گذشت کنيم تا در آخرت پاداش اين از خودگذشتگيمان را بگيريم! همکارم مي گويد زن حسابي بايد به پاي زندگيش بسوزد و مرگ بهتر از طلاق است!
...
ديروز صبح که توي تاکسي نشسته بودم، گوينده راديو داشت در باب شکرگزاري و فقر حرفهاي نابي! مي زد. اين شد که گوش تيز کردم:
"اي فقرا! شکرگزار باشيد، خدا دارد شماها را امتحان مي کند. پادشاهي زمين در آينده از آن شماست."
کسی چه می داند شايد اين قصه در مورد ما زنها هم صدق کند. بهتر نيست به جاي آه و فغان و ناله و زاري بنشينيم به شکرگزاري نعمتهايمــان؟! مثلا ما خيلي خوشبختيم که توي اين قرن زندگي مي کنيم. مي توانستيم هفتصد سال پيش از ميلاد يا حتي در عصر پادشاهي فراعنه متولد شده باشيم. آن وقت شوهرهايمان موقع رفتن به سفر، دور عضو جنسيمان کمربند آهني عفت مي بستند! تازه بايد شکرگزار باشيم که ايراني هستيم. مي توانستيم مصري، سوداني، کنيايي يا حتي يمني باشيم. محکوم به سنت حسنه ختنه! يا اگر يک زن افريقايي بوديم چه! آنهم قبل از به سر کارآمدن آبراهام لينکلن! سه سوت به دام بردگي و تجاوز مردان سفيدپوست مي افتاديم. واي اگر عرب بوديم مجبور مي شديم با هووهايمان زير يک سقف زندگي کنيم و هر سال هم براي بقاي نسل شوهرمان يک بچه پس بيندازيم. خدا را شکر که هندي هم نشديم. وگرنه تا حالا وادارمان کرده بودند خودمان رادر کنار جنازه شوهر از دست رفته مان بسوزانيم! و اگر افغاني بوديم دنيا را هميشه تورتوري مي ديديم که البته بهتر از سياه ديدن عراقي هاست. بنابراين خداي عزيز تو را شکر! شکر که ما زن خوشبخت ايراني هستيم!

عکس از: corbis.com

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine