English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!
- اخبار ۲۰:۳۰!


 
 

  ترجمه ادبی


نوزاد لنگری - داستان مصوری از تيم برتون

 

   

نظرات خوانندگان  (10)

 

  نويسنده: نینا جمشیدنژاد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: nina.j.nejad-at-gmail.com

 
 
تیم برتون، نه خود را هنرمند می داند نه روشنفکر. او اعتراف می کند که کارهایش تنها عکس العمل احساسی او نسبت به دنیای اطرافش است. داستان‌های همراه با نقاشی‌ تحت عنوان «مرگ وحشتناک ِ پسر صدفی و داستانهای دیگر» به شکل کتابی در قطع پالتویی در آمریکا چاپ و انتشار یافته است که همگی از خود تیم برتون است.
 

تیم برتون، نه خود را هنرمند می داند نه روشنفکر.
او اعتراف می کند که کارهایش تنها عکس العمل احساسی او نسبت به دنیای اطرافش است و چندان هوشمندانه یا بهتر بگوییم «روشنفکرانه» نیستند اما همگی بدون استثنا از عمق وجودش برخاسته اند و بخاطر همین مساله به هیچ وجه دروغ نمی‌گویند. این ویژگی ارزشمند سینمای برتون زمانی واضح تر می‌شود که اکثریت هالیوود نشینان را در زمان به اصطلاح افسانه سرایی در حال دروغ گویی به مخاطب ببینیم.

خیال پردازی‌های برتون شاید واقعیت نداشته باشند اما دستکم بیشتر ما حتی اگر دست هایی از جنس قیچی نداشته باشیم یک زمانی «ادوارد دست قیچی» بوده ایم! یا «بتمن» و «ژوکر» با اینکه وجود خارجی ندارند اما در حقیقت، تجسم روحِ دنیای کنونی و ذهنیات ناراحت یک انسان مدرن است؛ و به همین خاطر است که می‌گویم برتون با افسانه پردازی‌هایش نه تنها دروغ سرهم نمی‌کند تا مثل بسیاری از فیلمسازان شیاد دیگر گیشه‌اش را آباد کند بلکه بسیار صادقانه و البته استادانه مشکلات ازلی و ابدی بشر را بصورت یک «حقیقتِ رؤیا زده‌ی مفرح!» در افسانه هایش می‌گنجاند.

تیم به قصه‌های جن و پری عشق می‌ورزد و آنها را جزو یکی از صادقانه‌ترین و در عین حال زیباترین جستجوهای بشری در مسائل و مشکلات ابدی و ازلی انسان می‌داند.

فیلم‌های شخصی او در میان هیاهوی تجاری هالیوود همچون کارهای دیگر فیلمسازان ِ مستقل سینمای آمریکا (مانند جیم جارموش، دیوید لینچ، مارتین اسکورسیسی، کوئنتین تارانتینو و.. ) اعجاب آور و قابل تحسین است.

بعنوان مثال چه کسی می‌تواند تصور کند زمانیکه کمپانی برادران وارنر پس از موفقیت جهانی و کم نظیر «بتمن» به سرعت برتون را برای قسمت دوم آن فرامی خواند او به فیلم کم سر و صدا اما شاهکار ِ «ادوارد دست قیچی» بپردازد؟ و اصلا ساخته شدن چنین فیلمی در هالیوود این دوره و زمانه که کلیشه از سر و کولش بالا می رود بیشتر شبیه یک معجزه است!!

و اما...
داستان‌های زیر همراه با نقاشی‌ها همگی از خود تیم برتون است که در سال 1997 توسط انتشارات ویلیام مورو تحت عنوان « مرگ وحشتناک ِ پسر صدفی و داستانهای دیگر » به شکل کتابی در قطع پالتویی در آمریکا چاپ و انتشار یافته است. این داستان‌ها که در قالب شعر روایت می‌شوند با آنکه سر و شکلی کودکانه دارند اما در واقع حامل ِ مجموعه‌ی اعجاب آوری از احساسات و عواطف بی سن و سال انسانی هستند.
مجموعه‌ای فانتزی که شما را وادار به خندیدن به ریش هر موضوع منطقی و به ظاهر عاقلانه می‌کند و شگفت آنکه به همان اندازه که می‌خنداند، غمی سنگین را نیز به زیر پوست خواننده تزریق می‌کند. غمی سنگین که از فرجام های تراژیک- کمدی شخصیت‌های منفعل و ناقص الخلقه‌ی برتون می‌آید.

تا آنجا که ما اطلاع داریم این داستان ها برای اولین بار است به فارسی ترجمه شده‌اند. این مجموعه داستان‌ها از این هفته در هر شماره هفته‌نامه هفت‌سنگ تقدیم شما خواهند شد.

نوزاد لنگری

دختر زیبایی بود،
كه توی دریا زندگی می كرد.
و توی همه‌ی دنیا فقط یه جا بود
كه دلش می‌خواست اونجا بره؛

پیش مردی به اسم واكر
كه توی یه گروه موسیقی نوازندگی می‌كرد.
و بالاخره هم به خاطر اون،
دریا رو ترك كرد و به خشكی اومد.

اون، تنها مردی بود كه دخترك دوستش داشت.
او برای به دست آوردن دل مردك،
هر كاری كه بگید كرد.

ولی آخرش هم نتونست كاری از پیش ببره.
تنها و سر خورده،
روی خشكی سرگردون بود.

خودش رو خوشحال نشون داد،
گریه و زاری كرد،
غیرممكن‌ترین راه ها رو رفت.
سكس و حتّی جادوی سیاه رو هم امتحان كرد.

ولی هیچ چیز نتونست اونا رو به هم وصل كنه
به جز شاید یك چیز
البّته فقط شاید...
چیزی كه مثل لنگر، روح اونها رو كنار هم نگه داره.
یه بچّه.



برای دنیا آوردن بچّه،
اونا به یه كُلنگی چیزی احتیاج داشتن.
برای اینكه بند ناف نوزاد،
درست عینهو زنجیر محكم بود.

بچّه‌ی زشت و غم انگیزی بود
و مثل یك كتری آهنی، سفت و سخت.
از پوست نرم و لطیف خبری نبود
همه‌ش از فلز خاكستری رنگ سنگین وزنی درست شده بود.

بچّه‌ای كه قرار بود اون دو رو به هم نزدیك كنه،
تنها اونا رو توی وضعیت ناجوری انداخت.

واكر، وِل كرد و رفت
تا كارش رو با گروه موسیقی‌اش از سر بگیره.
و از اون زمان به بعد،
بیشتر وقتش رو همون جا، توی خشكی مونده.


و دختر، با نوزاد بی‌ریخت لنگری‌ش،
توی دریا تنها موند.
ماجرا وقتی غم انگیزتر شد
كه بالاخره بچّه اونو توی آب غرق كرد.

اون آروم آروم به كف دریا می‌رفت،
در حالی كه حتّی به آرزوش هم نرسیده بود.
سر آخر، فقط اون مونده بود و نوزادش،
و تعدادی ماهی، دور و بَرشون.

ترجمه: نینا جمشیدنژاد

 

 تاریخ انتشار:   March 11, 2005 6:45 PM


10 Comments

منتظر 7سنگ جدید بودم . نمی دونم چند روزه آمدید اما 1) خوشحالم که آمدید2) یاد گرفتم
3)موفق باشید

با سلام خدمت شما هفت سنگی ها
خوشحالم که بعد از چند بار تونستم به این مکان بیام و این شعر و یا بهتر بگم تر جمه زیبا رو بخونم و مسافری بشم که اینبار مقصدم شهر شما بوده . در آخر هم پیشاپیش سال نو رو به شما دوستان تبریک میگم

ba salam

matlab jalebi bood

va yek soal aya edameye in mataleb ra targomeh khahid kard

mooafagh bashid

sal;am

sal;am

kheyli kheyli , khoshhal shodam - vaghti didam ke toye , internet , Un ham be zabane FARSI ,az tim burton yad mishe ,,,,.
movafagh va piruz bashid

karatoon gheshange
dost daram bishtar bahaton ashena sham

pourya 21 sale daneshjoo mohandesi computer

سلام فقط ميتونم بگم هم مطالبتو دوست دارم هم خودتو
id:bandaryboy
email:bandaryboy@yahoo.com

سلام نينا جان من فقط مطالب زيباي تو را دوست دارم ميتوني برام ايميل بزني ميخوام باهات آشنا بشم اگه ممكنه

با سلام دوباره من يوسف هستم بدجور عاشقم خرابتم
خراب داستانهاي زيباي تو هستم


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir