بهمن قبادي به عنوان يك كرد ميداند كه چطور از تراژدي ميتوان موقعيت بوجود آورد. اين باور به او کمک کرد چرا که دو هفته پس از سرنگوني صدام حسين در بهار سال 2003 به آنسوي مرز وطنش ايران رفت و به سمت بغداد شروع به حركت كرد. همراه خودش نسخهاي از دومين فيلم بلند خود را برد: محبوس در عراق، فيلمي جادهاي درباره گروهي نوازنده كرد ايراني كه در پي عشق گمشدهاي در سرزمين مخوف صدام بودند.
قبادي ماه گذشته در اربيل، بزرگترين شهر كردنشين عراق اينطور گفت: "ميخواستم اولين فردي باشم كه پس از بركناري ديكتاتور بزرگ، بغداد را به تصوير ميكشد. اگر در رژيم سابق در حال تماشاي چنين فيلمي دستگير ميشديد مطمُنا مجازات مرگ در انتظارتان بود. بسيار خوشحالم كه صدام سرنگون شد."
اما قبادي دوربين فيلمبراداري كوچكش را هم همراه برده بود و صدايش در گذار او از روستاهاي كردنشين در مسير پايتخت شنيده ميشد. پس از اتمام تصويربرداري وقتي كه به تهران بازگشت زماني كه فيلم را ميديد "چيزي كه ميديدم تكاندهنده بود سرزميني پر از مين، كمپهاي پناهندگان و بچههاي معلول...فروشندگان اسلحه، تانکهاي رهاشده، خمپارهها." نميتوانست بخوابد."هرگاه چشمانم را ميبستم آن صحنهها جلوي چشمانم ميآمد. چيزي به من ميگفت كه برگردم و فيلم ديگري بسازم. بنابراين قاچاقي خود را به آنسوي مرزها برگرداندم و كار را شروع كردم."
اين نقطه آغاز "لاک پشتها هم پرواز ميكنند" بود. اولين فيلم بلند پس از صدام. فريادي نيرومند به جاي بچههايي بود كه در هر جايي گرفتار جنگ و استبداد بودند. فيلمبرداري در زمستان سال گذشته با حداقل امكانات و در نواحي كوهستاني كردستان عراق انجام شد."لاک پشتها" تصويري كاملا متفاوت از آنچه تماشاگران غربي در شبكههاي خبري از عراق ديده بودند ترسيم ميكند. قبادي فيلمسازي كاملا سياسيست، اما برداشت نقل متفاوت و ماهرانه او مانع لافزنيهاي کوتهفكرانه بعضي مخالفين جنگ ميشود. "اين فيلمي ضد جنگ است، بدون شعار." او اين تيتر را بخاطر آن برگزيد كه"شايد مردم فكر كنند اين هم فيلمي از كمپاني ديزني ست."
در"زماني براي مستي اسبها"، اولين فيلم او، شخصيتهاي اصلي همگي كودک هستند. همه آنها بار اولي ست كه نقشي ايفا ميكنند. بعضي از آنها با معلوليتي جدي درگيرند كه قبادي بازيهاي غافلگيركنندهاي از آنها گرفته است. داستان درباره گروهي از كودكان بيسرپرست كرد عراقي در شب حملهي نيروهاي آمريكاييست كه در كمپ پناهندگان در مرز تركيه زندگي ميكنند. كودكاني كه ناراحتيهاي روحي و جسمي را در رژيم صدام با شكيبايي و بدون اندكي شادي تحمل ميكنند.
هدف قبادي آنطور كه عنوان ميكند اين بوده است كه "درد و سوررُاليسم " جنگ و تاثيرش بر عراقيها را به طور طبيعي و صادقانه به تصوير بكشد. "اينها مردمي هستند كه ما هيچگاه در تلويزيون نه ميبينيم و نه از آنها ميشنويم. بوش و صدام تبديل به سوپراستارهاي شبكههاي ماهوارهاي شده بودند و عراقيها سياه لشكر بودند، بنابراين تصميم گرفتم كه ستارههاي فيلمم اين بچهها باشند در حالي كه بوش و صدام در پس زمينه قرار دارند."
"لاك پشتها هم پرواز ميكنند" نمايشي جسورانه از تجربههاي كردهاست به همان اندازهاي كه كرد تركيهاي را ساخت و به وضوح بر كردهاي عراقي تاثير داشته است.“Yol” Yilmaz Guney
يك هفته پس از اكران اول فيلم در اربيل، قبادي هنوز اثر كبوديهايي كه قبادي آنها را عكس العمل غافلگير كننده تماشاگران ميخواند بر او باقيست. آنها تا حد مرگ مرا در آغوش ميكشيدند. بخشي از خاطرات و دردهايشان را بيان كرده بودم. من اين را تمجيد ميدانم. اگر به آنچه در فيلم بود باور نداشتند چنان عكس العملي هم نداشتند.
اين بزرگترين ساخته قباديست كه هزاران روستايي و به همان اندازه هليكوپترها و سربازان آمريكايي را به صورت پس زمينه در فيلم ميگيرد. او تاكيد دارد كه بدون كمك حكومت ناحيه اي كرد به رهبري بارزاني فيلم هرگز ساخته نمي شد."ما سرمايه يا هيچ امكانات پيشرفتهاي نداشتيم بنابراين كمک آنها اين خلا را پر كرد."
فيلمبرداري مشكل بود. "زمان فيلمبرداري در كوهستانها و مناطق گلآلود ساعتها هواي منجمد كننده را تحمل كرديم. و باور كنيد كاري كه اين بچه ها براي من و فيلم من كردند بچههاي هاليوودي نميتوانستند انجام دهند.اين بچهها زندگيشان را بازي ميكردند.براي همين است كه اينقدر طبيعي به نظر ميرسد."
قبادي در سال 1969 در شهر مرزي بانه در كردستان ايران به دنيا آمده است. قبل از اينكه به گروه فيلمسازان آماتور سنندج بپيوندد، زماني كه دانشجو بود با ايستگاه راديويي كار ميكرد. با كمک آنها اولين فيلمهاي كوتاه خود را ساخت. به تهران،جايي كه او براي حضور در كلاسها (كه قبل ازاتمام آن را ترک كرد) نقل مكان كرد. چند فيلم كوتاه را كه برنده جوايزي شدند را كارگرداني كرد. در سال1999 دستيار اول عباس كيارستمي در فيلم "باد ما را خواهد برد" بود كه پيشرفت عمدهاي براي او محسوب ميشد. براي "لاك پشتها" او بار ديگر با شهريار اسدي، فيلمبردار هم تيم شد" او در دل يك كرد است" و حسين عليزاده، نوازنده هم قطعه زيبايي براي فيلم ساخت.
مجله Variety به قبادي لقب "ملکالشعرا سينماي كرد" را داده است. اما او سينماي كرد را هنوز نابالغ ميداند. "وقتي ما در همه شهرهاي كردنشين سينما داشته باشيم و زبان و فرهنگ كردي مانند پرندههاي در حال انقراض و كمياب به وسيله انجمن فيلم نمايش داده نشود، شايد آنگاه بتوان از سينماي كرد صحبت كرد. ميخواهم در نقشههاي فرهنگي كردها را به ثبت برسانم."
قبادي در حال حاضر در تهران سكونت دارد زيرا صنعت فيلم ايران در اين شهر پايه گذاري شده است." فقط جسمم در اينجاست، قلب و روحم در كردستان است."
منبع: گاردين
ترجمه: منصوره مدرس