English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  سینما


فقط جسمم اينجاست، قلبم در كردستان است

 

   

نظرات خوانندگان  (3)

 

  نويسنده: منصوره مدرس

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
بهمن قبادی به عنوان یك كرد می‌داند كه چطور از تراژدی می‌توان موقعیت بوجود آورد. این باور به او کمک کرد چرا که دو هفته پس از سرنگونی صدام حسین در بهار سال 2003 به آنسوی مرز وطنش ایران رفت و به سمت بغداد شروع به حركت كرد.
 

بهمن قبادی به عنوان یك كرد می‌داند كه چطور از تراژدی می‌توان موقعیت بوجود آورد. این باور به او کمک کرد چرا که دو هفته پس از سرنگونی صدام حسین در بهار سال 2003 به آنسوی مرز وطنش ایران رفت و به سمت بغداد شروع به حركت كرد. همراه خودش نسخه‌ای از دومین فیلم بلند خود را برد: محبوس در عراق، فیلمی جاده‌ای درباره گروهی نوازنده كرد ایرانی كه در پی عشق گمشده‌ای در سرزمین مخوف صدام بودند.

قبادی ماه گذشته در اربیل، بزرگترین شهر كردنشین عراق اینطور گفت: "می‌خواستم اولین فردی باشم كه پس از بركناری دیكتاتور بزرگ، بغداد را به تصویر می‌كشد. اگر در رژیم سابق در حال تماشای چنین فیلمی دستگیر می‌شدید مطمُنا مجازات مرگ در انتظارتان بود. بسیار خوشحالم كه صدام سرنگون شد."

اما قبادی دوربین فیلمبراداری كوچكش را هم همراه برده بود و صدایش در گذار او از روستاهای كردنشین در مسیر پایتخت شنیده می‌شد. پس از اتمام تصویربرداری وقتی كه به تهران بازگشت زمانی كه فیلم را می‌دید "چیزی كه می‌دیدم تكان‌دهنده بود سرزمینی پر از مین، كمپ‌های پناهندگان و بچه‌های معلول...فروشندگان اسلحه، تانک‌های رهاشده، خمپاره‌ها." نمی‌توانست بخوابد."هرگاه چشمانم را می‌بستم آن صحنه‌ها جلوی چشمانم می‌آمد. چیزی به من می‌گفت كه برگردم و فیلم دیگری بسازم. بنابراین قاچاقی خود را به آنسوی مرزها برگرداندم و كار را شروع كردم."

این نقطه آغاز "لاک پشت‌ها هم پرواز می‌كنند" بود. اولین فیلم بلند پس از صدام. فریادی نیرومند به جای بچه‌هایی بود كه در هر جایی گرفتار جنگ و استبداد بودند. فیلمبرداری در زمستان سال گذشته با حداقل امكانات و در نواحی كوهستانی كردستان عراق انجام شد."لاک پشت‌ها" تصویری كاملا متفاوت از آنچه تماشاگران غربی در شبكه‌های خبری از عراق دیده بودند ترسیم می‌كند. قبادی فیلمسازی كاملا سیاسی‌ست، اما برداشت نقل متفاوت و ماهرانه او مانع لاف‌زنی‌های کوته‌فكرانه بعضی مخالفین جنگ می‌شود. "این فیلمی ضد جنگ است، بدون شعار." او این تیتر را بخاطر آن برگزید كه"شاید مردم فكر كنند این هم فیلمی از كمپانی دیزنی ست."

در"زمانی برای مستی اسب‌ها"، اولین فیلم او، شخصیت‌های اصلی همگی كودک هستند. همه آنها بار اولی ست كه نقشی ایفا می‌كنند. بعضی از آنها با معلولیتی جدی درگیرند كه قبادی بازی‌های غافلگیركننده‌ای از آنها گرفته است. داستان درباره گروهی از كودكان بی‌سرپرست كرد عراقی در شب حمله‌ی نیروهای آمریكایی‌ست كه در كمپ پناهندگان در مرز تركیه زندگی می‌كنند. كودكانی كه ناراحتی‌های روحی و جسمی را در رژیم صدام با شكیبایی و بدون اندكی شادی تحمل می‌كنند.

هدف قبادی آنطور كه عنوان می‌كند این بوده است كه "درد و سوررُالیسم " جنگ و تاثیرش بر عراقی‌ها را به طور طبیعی و صادقانه به تصویر بكشد. "اینها مردمی هستند كه ما هیچ‌گاه در تلویزیون نه می‌بینیم و نه از آنها می‌شنویم. بوش و صدام تبدیل به سوپراستارهای شبكه‌های ماهواره‌ای شده بودند و عراقی‌ها سیاه لشكر بودند، بنابراین تصمیم گرفتم كه ستاره‌های فیلمم این بچه‌ها باشند در حالی كه بوش و صدام در پس زمینه قرار دارند."

"لاك پشت‌ها هم پرواز می‌كنند" نمایشی جسورانه از تجربه‌های كردهاست به همان اندازه‌ای كه كرد تركیه‌ای را ساخت و به وضوح بر كردهای عراقی تاثیر داشته است."Yol" Yilmaz Guney

یك هفته پس از اكران اول فیلم در اربیل، قبادی هنوز اثر كبودی‌هایی كه قبادی آنها را عكس العمل غافلگیر كننده تماشاگران می‌خواند بر او باقی‌ست. آنها تا حد مرگ مرا در آغوش می‌كشیدند. بخشی از خاطرات و دردهایشان را بیان كرده بودم. من این را تمجید می‌دانم. اگر به آنچه در فیلم بود باور نداشتند چنان عكس العملی هم نداشتند.
این بزرگترین ساخته قبادی‌ست كه هزاران روستایی و به همان اندازه هلیكوپترها و سربازان آمریكایی را به صورت پس زمینه در فیلم می‌گیرد. او تاكید دارد كه بدون كمك حكومت ناحیه ای كرد به رهبری بارزانی فیلم هرگز ساخته نمی شد."ما سرمایه یا هیچ امكانات پیشرفته‌ای نداشتیم بنابراین كمک آنها این خلا را پر كرد."

فیلمبرداری مشكل بود. "زمان فیلمبرداری در كوهستانها و مناطق گل‌آلود ساعتها هوای منجمد كننده را تحمل كردیم. و باور كنید كاری كه این بچه ها برای من و فیلم من كردند بچه‌های هالیوودی نمی‌توانستند انجام دهند.این بچه‌ها زندگی‌شان را بازی می‌كردند.برای همین است كه اینقدر طبیعی به نظر می‌رسد."

قبادی در سال 1969 در شهر مرزی بانه در كردستان ایران به دنیا آمده است. قبل از اینكه به گروه فیلمسازان آماتور سنندج بپیوندد، زمانی كه دانشجو بود با ایستگاه رادیویی كار می‌كرد. با كمک آنها اولین فیلم‌های كوتاه خود را ساخت. به تهران،جایی كه او برای حضور در كلاس‌ها (كه قبل ازاتمام آن را ترک كرد) نقل مكان كرد. چند فیلم كوتاه را كه برنده جوایزی شدند را كارگردانی كرد. در سال1999 دستیار اول عباس كیارستمی در فیلم "باد ما را خواهد برد" بود كه پیشرفت عمده‌ای برای او محسوب می‌شد. برای "لاك پشت‌ها" او بار دیگر با شهریار اسدی، فیلمبردار هم تیم شد" او در دل یك كرد است" و حسین علیزاده، نوازنده هم قطعه زیبایی برای فیلم ساخت.

مجله Variety به قبادی لقب "ملک‌الشعرا سینمای كرد" را داده است. اما او سینمای كرد را هنوز نابالغ می‌داند. "وقتی ما در همه شهرهای كردنشین سینما داشته باشیم و زبان و فرهنگ كردی مانند پرنده‌های در حال انقراض و كمیاب به وسیله انجمن فیلم نمایش داده نشود، شاید آنگاه بتوان از سینمای كرد صحبت كرد. می‌خواهم در نقشه‌های فرهنگی كردها را به ثبت برسانم."

قبادی در حال حاضر در تهران سكونت دارد زیرا صنعت فیلم ایران در این شهر پایه گذاری شده است." فقط جسمم در اینجاست، قلب و روحم در كردستان است."

منبع: گاردین
ترجمه: منصوره مدرس

 

 تاریخ انتشار:   March 11, 2005 6:43 PM


3 Comments

ممنون.ترجمه ی جالبی بود. گرچه من هنوز این فیلمو ندیده ام ولی بازم افسوس خوردم که چرا ندیده مش.
موفق باشی

be nazar miresad ke oteasefane aghaye ghobadi bishtar az meliate khod befekre ghomiate khod hastand.besyar dard avar ast ke hanooz taasobhaye in chenini hata dar zehne be estelah roshanfekrane ma vojood darand man be shoma be onvane yek filmsaze irani mibalam va az afkare ghomiat talabe shoma bi nahayat moteasefam omidvaram ja baraye hame iran dar ghalbetan va zehnetan baz konid va bish az zabane kordi be fekre zabane farsi ke zabane mihani mast biandishid.ghalb varoohetan ra dar kordestan bogzarid va az andisheye khod baraye namayandane tamame iran be donya komak begirid


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir