منبع: wired
Dan Gllimor خبرنگار Silicon Valley بیش از یک دهه است که تحول مداوم صنعت فنآوری را پوشش میدهد. در این مدت، او تبدیل به فردی تاثیرگذار در مورد تحقیق درباره اینکه چگونه فن آوری، رسانه را و در این پروسه چگونه ما را تغییر می دهد شده است.
در کتاب جدیدش «ما، رسانه: روزنامه نگاری از مردم برای مردم» Gillmor وقایع را به ترتیب زمانی شرح میدهد: تاثیر اجتماعی و اقتصادی وبلاگها، Wikis و فنآوری تلفن همراه و دیگر پدیدههای شبکهای در بخش خبری. آیا بلاگرها روزنامهنگارند؟ آیا افزونتر شدن صداها باعث حقیقیتر شدن رسانهها میگردند؟ آیا شما میتوانید به هرچه که بر روی RSS میخوانید اعتماد کنید؟ Wired News در زمانی که Gillmor در راه اروپا بود مصاحبهای با او ترتیب داده است.
Wired News - در «ما،رسانه» شما از موضوع حوادث حواشی ۱۱ سپتامبر به عنوان نقطه عطفی در تاریخ رسانه ها یاد کردهاید. چرا؟
Gillmor - داستان «اولین نوشته تاریخ» اکنون بیشتر پخش شده بود و به نوعی به ناگه واضحتر و پرمعناتر جلوه کرد. مخاطبین برای به تحریر درآوردن آن «اولین نوشته» کمک میکردند، با اضافه کردن تجربیات شخصی و متفاوت با کاری که متخصصان مشغول به انجامش بودند.
WN - آزادی بیان در آمریکا پس از آن چگونه بوده است؟
G- به خوبی به ابزارها بنگرید که برای استفاده به مراتب نیرومندتر و آسانتر شدهاند، و مخصوصا اگر به رشد تعداد بلاگها، ویدئوها و دیگر رسانههای مردمی توجه کنید. کار خوبی نیست وقتی مشاهده میکنید که حکومتها با آزاد کردن اطلاعات به وضوح برای عام با چه روشی مقابله میکنند یا در روشهای سنتی صحبتها را پردهپوشی میکنند. همین طور زمانی که میبینید هالیوود چگونه از نظر کپیرایت افراد را تحت فشار قرار میدهد و همه محدودیتسازیها با موفقیت انجام میشود.
WN - چگونه روزنامهنگاری مردمی رسانههای سنتی-صنعت عظیم تلویزیون، روزنامهها، گاهنامهها، رادیو و سایتهای خبری را تحت تاثیر قرار داده است؟
G - برای این صنایع مخرب بوده است. چیزی که همیشه مایه وحشت افراد مسند قدرت در این صنایع است. زمانی که هر شخصی میتواند یک روزنامهنگار باشد. و جذب مخاطب کند. در این جا قابل ذکر است که تهدید جدی از جنبه مالیست. و نه بخاطر کپی کردن دیجیتالی و سایر موارد. مسئله فرسایش تبلیغاتیست که روزنامهنگاری را مدتها حمایت مالی کرده است. امروزه، eBay بزرگترین مرکز تجاری تبلیغاتی در جهان است. Craigslist هم مطمئنا از این نوع طبقهبندی تاثیر گرفته است. رقیبهای هوشمند و سریع بسیاری برای انواع روزنامهها، مجلات و حتی تلویزیون (که مشکل بزرگی با ابزاری مانند TiVo دارد که موجب میشود تبلیغات ۳۰ ثانیهایش را از دست بدهد.) وجود دارند.
WN - نقش بلاگها در این زمینهها چیست؟
G - آنها به اکوسیستم روزنامهنگاری پیوستهاند. من با رسانههای عظیم که احساس میکنند بلاگها ربطی به آنها ندارند و همچنین با بلاگهایی که فکر میکنند روزنامهنگاری در حال واگذار شدن است مخالفم.
WN - نقطه سراشیبی اینها کجاست؟ چه ضرری دارند؟ آیا باید درجهبندی قومی برای برای بلاگها تعیین شود مانند «روزنامهنگاران سیتیزن» همانگونه که برای رسانههای خبری تخصصی وجود دارد؟
G - دانستن اینکه چه چیزی در اینترنت حقیقت دارد مشکل است. ما با یک تست BS خوب در دنیای مقایسهای رو به رو هستیم. مثلا من میدانم که یک داستان اصلا حقیقت ندارد، اما سایتها هر کدام به خوبی سایتهای دیگر جلوه میکنند و بعضی افراد به سادگی آنها را باور میکنند. و بعد هم آن داستان سر زبانها میافتد. هرچیزی را که آن لاین ببینند.
فرصت برای درست یا نادرست گفتن هم بیشتر است، با تصاویر فتوشاپی، خبرهای تلفنی منتشر شده و غیره. دروغها به همان سرعت راستها یا شایعات پخش میشوند.
WN - شما بعضی از این مطالب را با علاقه دنبال کردید، درست است؟
G - ما نوشتههای اولیه را به طور کامل به بلاگم ارسال کردیم و مردم را به نظر دادن فرخواندیم. مطالب زیادی به دست آوردم ولی بر خلاف انتظارم خیلی مطلب هم با اشتباه خودم از دست دادم. پس از این ما مطالب را بخش به بخش ارسال کردیم و مجددا پشتیبانی بسیار خوبی دریافت کردیم.
WN - مدلهای اقتصادی جدیدی که شروع به شکل گرفتن کردهاند چه هستند؟
G - مدلهایHyper-Granular در جایی که ما هر استفادهای از هر بیت از اطلاعات را کنترل میکنیم برای من به خاطر خطر آن برای آزادی و شکستن حریم خصوصی تکاندهنده است. همین طور تبلیغات. شاید حمایت مالی در محدودهی وسیعتری بازگردد. یا مجوزدهی قانونی با دوره جدید هماهنگ شود و یا شاید حتی تعداد کافی از مردم داوطلبانه حاضر به پرداخت در ازای استفادهشان باشند، که من خیلی به این قسمت امیدوار نیستم.
WN - آیا روزنامهنگاری و دسترسی ما به حقیقیت بهتر شده یا بدتر از قبل از تغییراتی که در کتاب شرح دادهاید؟
G - من تنها کسی نیستم که این موضوع را دریافتهام. یک کودک ۵ ساله که در هلسینکی یا سئول بزرگ شده بهتر از هرکسی در سن من یا حتی یک نسل جوانتر توانایی این کار را دارد. او روزنامهنگاری را به نوعی که من امروز نمیتوانم درک کنم درک خواهد کرد. فقط امیدوارم تا آن زمان زنده باشم که به ان دوره برسم.