- محمدمهدی مولايی
- مدير سايت
۱ - چطور با ۷سنگ آشنا شديد، چه انگيزهای باعث شد با ۷سنگ همکاری کنيد و آنرا با جديت پيگيری کنيد يا نکنيد.
اينکه ۷سنگ چطور به وجود آمد را دوستان ديگر بطور خلاصه در پاسخهايشان نوشتهاند، مفصلش هم بماند برای فرصت ديگری.
در مورد انگيزه هم حقيقتش در اين دو سال کارهای ۷سنگ اينقدر وقت من را گرفته که هنوز فرصت نکردهام بنشينم و فکر کنم انگيزهام چه بوده!
۲ - با ۷سنگ به چه چيز يا چيزهايی رسيدهايد و يا از چه چيزهايی دور شدهايد؟
يک ترازوی قديمی را در نظر بگيريد، از آن ترازوهايی که از دو عدد کفه، يک ميله بلند و مقداری طناب برای اتصال کفه با ميل تشکيل شدهاند. حالا اگر در يک لحظه تمام چيزهايی که تا امروز با ۷سنگ به دست آوردهام را در يک کفه ترازو و همه چيزهايی که با ۷سنگ از دست دادهام را در کفه ديگر ترازو قرار دهيد، کفه دوم با سرعت سرسامآوری به سمت پائين حرکت خواهد کرد! تا جايی که بستگی به جنس طناب، موقعيت ترازو از سطح زمين و موارد ديگر احتمال وقوع حوادثی از قبيل پارگی طناب، برخورد کفه دوم با زمين و ... وجود دارد!
شوخی کردم! از انصاف که نگذرم ۷سنگ زمينه آشنايی با کسانی شد که اينروزها از بهترين دوستان زندگیام شدهاند و به دوستی با آنها افتخار میکنم. و درسهايی که از اين دوستان نازنين گرفتهام برايم بسيار ارزشمند است. (وای چه رمانتيک!)
البته بخش عمدهای از وقت و انرژیای که بايد صرف درس و زندگیام میکردم صرف ۷سنگ شد و در اين زمينهها صدمات جبران ناپذيری را هم متحمل شدهام. در مورد اينها هم ۷سنگ مقصر نيست و خودم مقصرم! به هر حال کسی که مجبورم نکرده بود.
مسلما ۷سنگ در تمام دوره انتشار برای من و در بازههای زمانی مختلف برای بعضی دوستان ديگر زيادی جدی گرفته شده است.
۳ - ۷سنگ بهتر است يا مترو؟
مطمئنم کسی که اين سوال را مطرح کرده قبلش در مورد تفاوتها و شباهتهای بینظير اين دو مقوله اصلا فکر نکرده بوده و به قول معروف يک چيزی پرانده است!
به هر حال طرح اين سوال باعث شد پس از کمی تفکر(!) به نکات جالبی در اين مورد برسم.
- در طول حرکت مترو ممکن است بنا به دلايلی از جمله قطع شدن برق يا زياد بودن تعداد مسافرين، واگن دچار مشکل شود و از حرکت بايستد. در اينحالت شما در ميان انبوه جمعيتی که در تاريکی هی به هم فشره میشوند(!) ممکن است کمی وحشتزده شويد! شما در اينحال مجبوريد به مدت زمان نامعلومی در همان حال بمانيد.
در طی اين مدت شما ضمن اينکه بايد حواستان به خودتان باشد! فرصت کافی داريد که کمی فکر کنيد. اول میتوانيد کمی به خودتان فحش بدهيد که چرا با وجود اينکه میدانستيد احتمال وقوع چنين حادثهای وجود دارد باز هم سوار مترو شدهايد. بعد ممکن است ياد چند فيلم خارجي که در مورد گير کردن مسافرين مترو در واگن است بيفتيد. البته معمولا در حالي که داريد اتفاقاتی که ممکن است برایتان پيش بيايد را بررسی میکنيد ناگهان چراغها روشن میشود و صدای آقا يا «خانم مترو» از بلندگوها پخش میشود!
در ۷سنگ هم از اين اتفاقات ميافتد!
- برای سوار شدن به مترو بايد پول پرداخت کنيد، برای سوار شدن (همان عضو شدن!) در ۷سنگ هم بر خلاف آنچه که در يک مجله با آن مواجه میشويد، نه تنها هيچ سود مالی نصيبتان نخواهد شد، بلکه احتمالا مجبور میشويد يک چيزی هم از جيبتان بگذاريد!
- مترو در ايستگاههای مختلفي توقف میکند و در هر ايستگاه مسافرين جديدی سوار میشوند و البته آنهايی که بايد به کارهایشان برسند پياده میشوند. همانطور که برای مترو امکان حرکت با درهای بسته و بدون توقف وجود ندارد برای ۷سنگ هم!
- موارد ديگری هم هست که دوستان در پاسخ به اين سوال نوشتهاند - مخصوصا در مقوله تاخير! - برای بیمزه نشدن دوباره تکرار نمیکنم.
۴ - چقدر به ۷سنگ احساس تعلق میکنيد؟
دوستان گاهی به شوخی میگويند تو با ۷سنگ ازدواج کردهای! البته خودم قبول ندارم چون آنوقت قضيه ناموسی میشود!
۵ - آيا تا بهحال تمامی صفحات ۷سنگ را در يک شماره خواندهايد؟
بله! به خاطر مسئوليتی که دارم مجبورم هر شماره همه مطالب را بخوانم!
۶ - دوره دوم انتشار ۷سنگ را در مقايسه با دوره اول چطور ارزيابی میکنيد؟ آينده ۷سنگ را چطور ميبينيد؟
هر دوره خصوصيات خاص خودش را داشته که در چند خط مجال توضيح بيشتر نيست. در مورد آينده ۷سنگ هم هيچ چيزی قابل پيشبينی نيست.
۷ - بهنظر شما ترتيب انتشار به صورت «دو هفتهنامه» مناسب است؟ اگر نه چه پيشنهاد ديگری داريد؟
آنچيزی که در هر شماره میبينيد کمتر از ۲۰ تا ۳۰ درصد پتانسيل نيروهای ۷سنگ است که البته جمعوجور شدن همين درصد هم کلی وقت و انرژی میبرد!
خلاصه اينکه ۷سنگ با نيروهايي که در اختيار دارد به راحتی میتوانست با همين کيفيت به صورت هفتهنامه منتشر شود. اما مشکل، همان در اختيار نبودن بيشتر از ۲۰ درصد از نيروی ۷سنگ در هر زمانی است. فعاليت اکثر دوستان در ۷سنگ فصلی است. هر کس برای مدتی به شدت پيگير و «پايه»ی ۷سنگ میشود و پس از مدتی جای خود را به ديگری میدهد و اين داستان همچنان ادامه دارد.
تاخيرهای پيشآمده در انتشار ۷سنگ ربطی به دوره انتشار آن ندارد. اين تاخيرها از آنجا ناشی میشود که در روز انتشار ۷سنگ بعضي دوستان تازه يادشان میافتد که مطالبشان را برای ۷سنگ آماده نکردهاند. البته اين حالت خوب قضيه است، در پارهای موارد دوستان حتی در روز انتشار هم متوجه قضيه نمیشوند و پس از پيگيری و تماس اينترنتی يا تلفنی، بنده را با پاسخ دندانشکن « اِ! مگه اين هفته بايد ۷سنگ در بياد!؟ ببخشيد يادم نبود! ايشاالا باشه براي شماره بعد!» مواجه میکنند.
و اين تازه يک جنبه قضيه است. مشکل بزرگ ديگر ۷سنگ شکستهای عشقی و بحرانهای عاطفیای است که هر از چند گاهی گريبانگير اعضايش میشود! و در اين شرايط هم نمیشود انتظار خوشقولی داشت! اصولا بطور ميانگين بچههای ۷سنگ هر نه روز با يک بحران عاطفی مواجه میشوند ( يک چيزی تو مايههای هر نه روز يک بحران!) حالا خودتان حساب کنيد کار کردن در اين شرايط چقدر میتواند مشکل باشد. با اين جنبه شخصيت بچههای ۷سنگ در Close Upی که بزودی در مورد «خودکشی» منتشر خواهيم کرد بيشتر آشنا خواهيد شد!
از شوخی گذشته تا کار شکل حرفهای پيدا نکند نمیتوان انتظار نتيجهای حرفهای داشت. تمام اعضای ۷سنگ بنا به تعهد اخلاقی -و نه تعهد مالی- با ۷سنگ همکاری میکنند. تعهد اخلاقی هم در پارهای موارد - خصوصا در دراز مدت - ممکن است دوام کمتری از تعهد مالی داشته باشد. نمیشود انتظار داشت مثلا زمانی که نويسندگان ۷سنگ درگير امتحانات دانشگاه يا مسائل و گرفتاریهای شخصی زندگیشان هستند و شرايط مناسبی ندارند مطلبشان را به موقع به ۷سنگ برسانند. حالا شما تصور کنيد که اينجور مشکلات در يک هفته براي چند نفر از ۷سنگیها پيش بيايد و علیرغم قولی که دادهاند مطالبشان را در روز مقرر نرسانند، به نظر شما چکار میشود کرد؟
يا بايد آن شماره با تعداد کمی مطلب و به شيوه «بزن، برو» منتشر شود و يا اينکه کمی صبر کرد تا مطالب به اندازه قابل انتشار برسند. از آنجايي که همه ما حساسيت زيادی در مورد کيفيت مطالب ارائه شده در ۷سنگ داريم معمولا گزينه دوم را انتخاب میکنيم که به تبع آن در اکثر مواقع ۷سنگ با کمی تاخير منتشر خواهد شد.
همه اينها را گفتم تا به اينجا برسم که با شرايط فعلی ۷سنگ اگر ماهنامه هم شود هيچ تضمينی برای به موقع منتشر شدنش وجود ندارد. هر چند که اگر بدقولیهای دوستان به همين ترتيب ادامه پيدا کند شايد مجبور شويم ۷سنگ را به ماهنامه تبديل کنيم.
۸ - نظر شما در مورد طراحی صفحات (داخلی و صفحه اول) و مسائل فنی سايت چيست؟
شاعر میفرمايد که هيچ بقالی نمیگويد ماست من ترش است!
اين را هم اضافه کنم که من نه گرافيست هستم و نه برنامهنويس و طبيعتا هيچ ادعايی هم در اين زمينهها ندارم. فقط بهخاطر اينکه نه گرافيست داشتيم و نه برنامهنويس مجبور شدم در اين دو مورد در حد بسيار ابتدايی چيزهايی ياد بگيرم که نتيجهاش همين است که میبينيد. در هر صورت اگر روزی يک گرافيست و يک برنامهنويس پيدا شود که در راه رضای خدا و خلق خدا بيايد و کارهايی برای ۷سنگ انجام بدهد مطمئنا نتيجهاش را در ۷سنگ شاهد خواهيد بود و تا آنروز مجبوريد با همين شرايط بسازيد!
۹ - بزرگترين نقطه ضعف و قوت ۷سنگ را چه میدانيد؟
تاخير در انتشار يکی از بزرگترين نقاط ضعف ۷سنگ است، البته همانطور توضيح دادم شايد برای ما که اينطرف قضيه هستيم اين تاخير قابل توجيه باشد اما براي مخاطب نه! اينکه به مخاطب بگويی سر يک زمان مشخص ۷سنگ منتشر میشود و اکثر مواقع به وعدهای که دادهای عمل نکنی بدون تعارف توهين و سرکار گذاشتن مخاطب است که بايد حتما برای آن فکری کرد.
نقطه قوت و ويژگی خاص ۷سنگ که به شما قول میدهم در هيچ جای ديگری پيدا نمیکنيد، تنوع اعضا و نويسندگان ۷سنگ در همه زمينههاست. از تنوع در موقعيت جغرافيايی و طبقه اجتماعی گرفته تا ديدگاه سياسی. به قول احمد - که در شماره سالگرد پارسال نوشته بود - ۷سنگ شباهت زيادی به کشتی نوح دارد و در آن همه جور جانوری! پيدا ميشود. اين تنوع البته گاهی هم دردسر ساز شده اما برای من هميشه جالب توجه بوده.
بنا به قرائتی میتوان اين ويژگی را بزرگترين نقطه ضعف ۷سنگ هم دانست، که البته بنده به اين قرائت اعتقادی ندارم!
۱۰ - يک خاطره ۷سنگی
byte به byte هفتسنگ برای من خاطره است!