در نگاه اول شاید اینطور به نظر برسد که نشریات اینترنتی، از لحاظ کارکرد و محتوا، تفاوت چندانی با نشریات چاپی ندارند، اما واقعیت این است که ذات پویا و دینامیک رسانهی اینترنت، این دو را در بسیاری از جنبهها از یکدیگر متمایز کردهاست. اینترنت، قابلیتها و امکاناتی را در اختیار کاربر خود قرار میدهد که نه تنها در رسانههای چاپی، که در هیچ یک از رسانههای دیگر وجود ندارند. نباید فراموش کرد که آنچه این روزها از آن با عنوان "سایبر ژورنالیسم" یاد میشود، با ژورنالیسم سنتی موجود در نشریات چاپی تفاوتهای مهمی دارد که بیتوجهی به آنها، نقد صحیح نشریات اینترنتی را با مشکل روبرو میکند.
اما جامعه و مسائل اجتماعی، یکی از حوزههایی است که نشریات اینترنتی فارسی زبان تلاش کردهاند تا در مطالب خود به آن بپردازند. صد البته، ویژگیهای خاص این نشریات باعث شده که جنس نگاه و زاویهی دید آنها، با آنچه در صفحات اجتماعی نشریات چاپی وجود دارد تفاوت داشته باشد. "ارائهی یک دید کلی از وضعیت فعلی مطالب اجتماعی نشریات اینترنتی فارسی زبان"، هدفی است که این مقاله در ادامه آن را دنبال میکند.
آنسوی خطوط قرمز
محدودیت مطبوعات و نشریات چاپی در بازتاب بخش قابل توجهی از واقعیتهای موجود در جامعهی ایران، این فرصت را برای نشریات اینترنتی بهوجود آورده تا با استفاده از آزادی نسبی حاکم بر رسانهی اینترنت و در آنسوی خطوط قرمز، به سوژههایی بپردازند که فضای فعلی جامعهی ایران، صریح و بیپرده نوشتن دربارهی آنها را برای روزنامهنگاران فعال در نشریات چاپی غیر ممکن کرده است.
یک نشریهی چاپی مثلا نمیتواند با یک سکسولوژیست مصاحبه کند(کاپوچینو، شمارهی نود و نه) یا صفحهی گزارش خود را به قبرستان خاوران --که مدفن تعداد زیادی از اعدامشدگان سیاسی اواخر دههی شصت است-- اختصاص دهد(دورهی اول انتشار هفتسنگ، شمارهی چهارده)، اما گردانندگان نشریات اینترنتی بی هیچ نگرانی و اضطراب خاطری، به موضوعاتی اینچنینی میپردازند تا ثابت کنند خطوط قرمز نشریات چاپی در دنیای مجازی آنها اعتباری ندارند یا لااقل کماعتبارتر هستند.
سوژههایی که میسوزند
نشریات اینترنتی اما گاهی این سوژههای بکر و دور از دسترس(برای نشریات چاپی) را تلف میکنند. با وجود آنکه انتخاب موضوع گزارش یا مصاحبه به خوبی انجام شده، اما وقتی کار به مرحلهی اجرا میرسد، یا اصول حرفهای رعایت نمیشوند و یا دستاندرکاران نشریات اینترنتی، به اندازهی کافی از وقت و انرژی خود هزینه نمیکنند. این البته فقط به علت کمتجربگی آنها نیست، که بسیاری از نیروهای جوان فعال در بدنهی نشریات اینترنتی با نشریات حرفهای چاپی هم همکاری میکنند و نمیتوان لفظ کم تجربه را در مورد آنها به کار برد. شاید علت اصلی این مساله، نه حضور نیروهای غیر حرفهای، که ساختار غیر حرفهای نشریات اینترنتی باشد. به خصوص از لحاظ اقتصادی، نشریات اینترنتی توانایی پرداخت حقالتحریر به اعضای تحریریهی خود را ندارند. حتی هزینههای مربوط به میزبانی سایت و ثبت دامنه هم با مشارکت اعضای نشریه تامین میشوند و نه مثلا از طریق درآمدهای بهدست آمده توسط خود نشریه. در واقع کسانی که با یک نشریهی اینترنتی همکاری میکنند، نه تنها از لحاظ اقتصادی به منفعتی نمیرسند، که حتی بعضی وقتها از جیبشان هم برای سر پا ماندن نشریه هزینه میکنند! از طرفی اتکای صرف به انگیزههای غیر مادی در بلند مدت امکان پذیر نیست و همین باعث میشود که توقع استفاده از حداکثر تواناییهای موجود در یک نشریهی اینترنتی، خیلی منطقی نباشد.
این مساله، به خصوص در مورد سوژههای اجتماعی که خوب از کار در آوردن آنها، نیازمند پیگیری و صرف وقت زیادی است، به شدت خودنمایی میکند. نتیجه این میشود که گردانندگان نشریات اینترنتی، یا اصولا از سوژههایی که پرداختن به آنها انرژی زیادی را میطلبد صرف نظر میکنند و یا با برخورد سطحی با آنها، به اصطلاح روزنامهنگارها "سوژهها را میسوزانند". هر چند که این همهی ماجرا نیست و خیلیوقتها همان انگیزههای غیر مادی، اتفاق را جور دیگری رقم میزنند، اما همانطور که اشاره شد، این جرقهها چندان پایدار نیستند و در بلند مدت، نمیتوان روی آنها برنامهریزی کرد.
بحران محتوا
به همین خاطر است که نشریات اینترنتی، بهخصوص در حوزهی مسائل اجتماعی، دائما در معرض غلتیدن به سمت روزنامهنگاری زرد هستند. ژورنالیسم بیهدفی که در آن صرفا جذابیت ظاهری موضوعات مهم است. برنامهریزیهای بلند مدت و هدفدار فراموش میشوند و حداکثر افق دید گردانندگان نشریات اینترنتی، محدود میشود به شمارهی آینده و اینکه آیا در موعد مقرر، تعداد مطالب نشریه به حد نصاب میرسند یا نه! در چنین شرایطی، امکان ارائهی یک کیفیت مطلوب به صورت مستمر، تقریبا غیر ممکن است و مخاطب نشریه، به ناچار، مجبور میشود تا دل خوش کند به جرقههای گاه و بی گاه و البته پیشبینی نشده و اتفاقی. غافل از اینکه بخش اجتماعی یک نشریه، مثلا بخش ادبی آن نیست که با یک شعر خوب یا یک داستان خوشپرداخت، جان بگیرد و برای رونق گرفتن، نیازمند کار گروهی برنامهریزی شده است.
آینده
آیندهی نشریات اینترنتی در حوزهی مسائل اجتماعی، تا زمانی که ساختار مدیریتی این نشریات به شکل فعلی باشد، چندان امیدوار کننده نیست. همانطور که گفته شد، با تکیه به تکگزارشها و تکمصاحبههایی که هر از گاهی خواننده را به وجد میآورند، نمیتوان نسبت به آینده امیدوار بود. از طرفی اصلاح ساختار مدیریتی یک نشریهی اینترنتی، بدون اصلاح ساختار اقتصادی آن و حرکت به سمت درآمدزایی، تقریبا غیر ممکن است. هر چند نباید این نکته را انکار کرد که سایتهای اینترنتی در ایران برای درآمدزا شدن راه آسانی را پیش رو ندارند.