نوشتهای كه در زير میآيد نه يك كار علمی كه فقط نظرات بنده است ولاغير!
نمیخواهم براي خودم دشمنتراشی كنم و كسی يا كسانی را از دوستان يا آشنايان يا هركسی كه در فضاي جهانی ابردنيای اينترنت ميچرخد و میگردد و مینوشد از اين جام(!) سبب ملالخاطر شوم. خب میدانيد كه من هم كه حسّاس...!!
اينترنت گستردهترين فضای فرهنگی، اجتماعی- و حتی سياسی- دروغينی است كه به دست بشر ساخته شده و بر پايش زنجير شده است! و اگر تأثير اصول ، قوانين و سلايق عجيب و غريب حكومتها نباشد مرزی در آن مشاهده نمیشود و هركس هركاري دلش بخواهد ميكند و...ميرود!
"طنز" ،مظلومترين شاخهي فرهنگ و ادبيات، حوزهي گَلوگشادياست كه به هزار و يك دليل به ويژه نداشتن متولي به ويژهتر(!) در ايران، هر كس به خودش اجازه ميدهد خودش را طنز پرداز بداند و هر چيزی بنويسد و اسمش را بگذارد طنز و بهزعم خودش باعث انبساط خاطر ديگران شود!
به نظر من دلايل زير باعث گسترش طنز در اينترنت شدهاند – كه البته ميدانيد كه گسترش با پيشرفت خيلي تفاوت دارد شايد طنز توانستهباشد به همهی سوراخهای اينترنت! سرك كشيده باشد ولی پيشرفت قابل توجهی نكرده است و انقلابی را در اين عرصه شاهد نبودهايم - و اما دلايل:
• كمبود فضای عرض اندام در مطبوعات
• دوام نياوردن مطبوعات (به دليل قانونهای موجود و سختگيریهايی كه اعمال میشود )
• عدم اعتماد مطبوعات به نويسندگان جوان
• حقكشی و حقخوری در مطبوعات (يعنی كم پول دادن و حتا ندادن پول يا همان حقالتحرير كه باعث میشود طرف بگويد خب مینويسم اقلا براي خودم مینويسم و در سايت خودم)
• كجفهمی، كمفهمی و نفهمی ارباب مطبوعات،صاحبان جرايد و آنهايي كه مستقيم و غير مستقيم با حالگيری مطبوعات سر و کار دارند!
• فضاي ارزان عرض اندام در اينترنت
• برخورد سريع و مستقيم با مخاطب در اينترنت
• رها بودن از قيد و بند سانسور در نوشتار و كشيدار(كاريكاتور) و گرفتار(عكس) و بیپرده بودن در اين فضا
• قابليت مخفی بودن اسم و آدرس نويسنده دراينترنت
• مشخص نبودن مرز طنز، فكاهی، هزل، هجو و... باعث اين شده كه هر چيزی به هر نحوی با هر كلماتی كه نوشته شود اسمش بشود طنز و در بيشتر موارد كه حداقل بنده شاهدش بودهام سعی شده سر و ته قضيه با شوخی هم آورده شود.
• زير پا گذاشتهشدن بیواهمهی آنچه عرف يا اخلاق يا همان نبايدها در اينترنت يا به قول مادرمان "خجالت نكشيدن"!
• باز بودن دستها و ذهنها برای پا گذاشتن به عرصههای جديد به خصوص سبكهای مختلف نوشتاری
• پايين بودن سطح مخاطبان در اينترنت (اين احتمال هم وجود دارد كه مخاطبان حوصلهی برخورد جدی با موضوعات را ندارند ديگر خب!)
• عدم برخورد جدی مخاطبان با موضوعات مطرح شده (مردم طنز را يك شوخی میدانند و فكر میكنند كسی كه طنز مینويسد خودش اول سر شوخی را باز كردهاست )
• نياز شديد اجتماع افسردهی امروز به خنده
• نياز مخاطبان به موضوعات جديد و غيركليشه و حتا عجيب و غريب كه خندهدار باشد
• جذاب بودن، نامتناهی بودن، متنوع و رنگارنگ بودن اين فضا حتا نويسندگان حرفهای را هم به اينترنت كشانده است.
• فقدان راهبری مناسب و عدم تمايل حرفهاي ها (كه البته خيلی كم هستند) به هدايت طنزنويسان جوان (به اصطلاح خط دادن و خط زدن مشقهایشان)
• بیمطالعهگی افراطي موجود در اجتماع امروز و توليد آثار كم و بیمحتوا (به عبارت بهتر توليد بدون استفاده از مواد اوليهی مرغوب)
• همين!!
من قد سوادم تا به همين حدودها میرسيد و اينكه به همهی دوستاني كه در عرصهی طنز با جديت مشغول گسترش شادی و انرژی و لبخند هستند عرض ارادت میكنم . اميدوارم از اين نيمبند اظهار نظر و دليل رنجيدهخاطر نشده باشند.