مسئلهی حقوق زنان در خاورمیانه، این روزها به شکل گستردهای مورد توجه رسانههای جهان قرار دارد. هنوز در بسیاری از کشورهای این منطقه، مردم به اعتقادات سنتی و رسوم قبیلهای به شدت پایبند هستند. این اعتقادات گاهی منجر به اتفاقاتی میشود که برای جهان در حال عبور از مدرنیتهی امروز، غیر قابل باور است. مجلهی تایم در یکی از شمارههای اخیر خود(شمارهی روز نوزدهم جولای)، در قالب گزارشی به قلم "ویوین والت"، خبرنگار این نشریه در بغداد، نگاهی دارد به وضعیت زنان عراقی در روزهای پس از حضور نیروهای آمریکایی در این کشور، و آنچه که پس از سرنگونی حکومت صدام بر آنان میگذرد.
والت در گزارش خود از بغداد مینویسد: «بعد از اینکه نیروهای بوش، حکومت صدام حسین را سرنگون کردند، حکومت آمریکایی جایگزین اعلام کرد که رسیدگی به مسئلهی حقوق زنان را در صدر اهداف خود قرار میدهد، تا آنجا که عراق در این زمینه به الگویی برای سایر کشورهای منطقه تبدیل شود. اما آنچه در واقعیت رخ داد، جایگرینی سرکوبهای رژیم صدام حسین با سنتگراییهای برخواسته از مذهب بود تا امید زنان عراقی برای گسترش محدودهی آزادیهای فردیشان، به ناامیدی تبدیل شود.»
او در ابتدای مقالهی خود، به روایت ماجرای یک فاحشهی بیستوچهار سالهی عراقی با نام مستعار "شیما" میپردازد که مدتی پیش تا آستانهی کشته شدن توسط برادرش پیش رفته بود. برادری که ماموریت دارد تا «رسوایی ناشی از حرفهی شیما» را از چهرهی خانواده پاک کند و از وقتی که شیما خانه را ترک کرده، یعنی از پنج سال پیش، لحظه به لحظه در تعقیب اوست.
والت مینویسد: «زنان و دخترانی مثل شیما، که از آنچه عفاف و وفاداری به خانواده نامیده میشود منحرف شدهاند، دائما در وحشت کشته شدن توسط یکی از اعضای خانوادهی خود به سر میبرند.»
کارشناسان مسائل عراق به والت گفتهاند: «هر چند قتلهای ناموسی در زمان حکومت صدام حسین هم به وفور انجام میشد، اما تعداد این قتلها در روزهای بعد از سرنگونی حکومت صدام به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده است.» او در ادامه، نظر "صفیه السهیل"، یکی از زنان عراقی فعال در مسائل سیاسی را میآورد که «افزایش خشونت در عراق تنها محدود به زنان نیست و در تمام جامعه قابل مشاهده است. خشونتی که روز به روز گستردهتر میشود و هیچ کس هم دربارهی آن صحبت نمیکند.»
والت همچنین به این نکته اشاره میکند که «افزایش خشونت علیه زنان در عراق، باعث شده که اکثر آنها عملا در خانههایشان زندانی شوند و جرات حضور در اجتماع را نداشته باشند. شرایط به گونهای است که حتی آزادیهای موجود در زمان حکومت صدام هم از زنان عراقی دریغ میشوند و زنانی که در گذشته اجازه داشتند تا لباسهای غربی بپوشند و به تنهایی به خرید بروند، حالا حتی با حجاب هم جرات خارج شدن از خانههایشان را ندارند.» او یک زن عراقی سی ساله به نام "ژاکوین ضیاء" را مثال میزند که این روزها مجبور است سالن آرایشگری سابقا پر رونقش را تا قبل از غروب آفتاب تعطیل کند، چرا که دیگر هیچ زنی جرات نمیکند بعد از تاریک شدن هوا از خانهاش خارج شود.
والت در ادامهی گزارش خود از نبود آمار قابل استناد در مورد تعداد قتلهای ناموسی اتفاق افتاده در عراق خبر میدهد و علت آن را این مساله میداند که تعداد زیادی از این قتلها اصلا گزارش نمیشوند. او مینویسد: «در کشورهایی که هنوز زندگی قبیلهای در آنها وجود دارد، زنانی که قبل از ازدواج بکارت خود را از دست میدهند، یا بعد از ازدواج با مردی غیر از همسر خود رابطه برقرار میکنند، از طرف اعضای خانواده محکوم به مرگ میشوند. هر چند که در قوانین جزایی این کشورها، برای مردان مجری قتلهای ناموسی تا سه سال زندان در نظر گرفته شده، اما بهخاطر وجود یک احساس همدردی در جامعه نسبت به این افراد، آنها معمولا پس از تحمل چند ماه زندان بخشوده میشوند.»
والت تاکید میکند که «خانوادههای مردانی که مرتکب قتلهای ناموسی میشوند، اغلب تمایلی به مجازات شدن آنها ندارند و حتی تلاش میکنند که عمل آنها را از چشم نهادهای قضایی پنهان کنند.» و به عنوان شاهد ادعای خود از قول یک قاضی عراقی به روایت قتل مادر سیودو سالهای به نام "مونا عدنان حبیب" میپردازد: «او را در شرایطی پیدا کردند که پنج گلوله به قفسهی سینهاش شلیک شده بود و یک دستش را هم قطع کرده بودند.» اشارهی قاضی عراقی متوجه این سنت رایج در بین قبایل عرب است که پس از قتل زن خیانتکار، انگشت یا یکی از دستهای او را قطع میکنند و به عنوان شاهدی بر اجرای مجازات، نزد رییس قبیله میبرند.
والت همچنین به روایت داستان "علی جسیب" هفده ساله میپردازد که مادرش را به دلیل آنکه نسبت به او بدگمان بوده به قتل میرساند و سپس، هنگامی که مورد بازجویی قرار میگیرد، تاکید میکند که در زمان حکومت صدام هرگز قادر به انجام چنین قتلی نبوده، چون آن زمان تا این حد آسان نمیتوانست به اسلحهای مثل "کلاشینکف" دسترسی پیدا کند.
خبرنگار مجلهی تایم به نگرانی زنان عراقی از به قدرت رسیدن یک حکومت محافظهکار سنتگرا در عراق، که ممکن است به بدتر شدن وضعیت آنها منجر شود، اشاره میکند و از قول یک معلم مدرسه که مادر چهار فرزند هم هست، مینویسد: «ما به شدت نگران آینده هستیم. تنها راه فرار از این نگرانی، تاسیس نهادهای دنبال کنندهی مسائل زنان است تا از طریق آنها بتوانیم برای جلوگیری از پایمال شدن حقوق خود بجنگیم.»
در همین رابطه، والت از تاسیس "جمعیت دفاع از حقوق زنان" در عراق خبر میدهد. این موسسه خانهای برای نگهداری زنانی که از ترس قتلهای ناموسی از خانوادهی خود فرار کردهاند تهیه کرده. یکی از آنها، دختر شانزده سالهای است به نام "رعنا" که سال گذشته و پس از آنکه از طرف یکی از همسایگانش به او تجاوز شد، بکارت خود را از دست داد. این مساله باعث شد تا برادرش تصمیم به کشتن او بگیرد، اما رعنا به کمک دخترخالهاش به نیروهای ایتالیایی مستقر در بغداد پناه برد. رعنا حالا تنها در شرایطی حاضر است به محیط خانواده بازگردد که آنها تعهد بدهند او را نخواهند کشت. جمعیت دفاع از حقوق زنان این روزها در تلاش است تا خانوادهای را پیدا کند که حاضر شود مسئولیت نگهداری از رعنا را بر عهده بگیرد.