(گوشه ای از ترجمه شعر بلند (اما کاریره) شاعر و ترانه سرای معاصر اسپانیا در رثای شاملو)
از دور دست صدایی می آمد
پیرمردی روی صندلیِ چرخ دارش نشسته است
و چرخشِ صندلیِ چرخ دارش،
چرخِ ادبیات را می چرخاند!
آن صندلی دیگر خالیست
نه آن چرخ می چرخد
ونه این چرخ...
آینده گان را نیز رقصی نیست
تا بدونِ آن پیر
چرخ ادبیات را بچرخانند...
اما کاریره