از جمله تأثیرگذارترین موسیقیهای مقامی ایران، موسیقی آذربایجان است. موسیقی آذربایجان همواره در میان موسیقیهای فولکلور ایران از جایگاهی خاص برخوردار بوده است. از مهمترین شاخصههای این موسیقی نواهای پر احساس و تأثیرگذار است که این موسیقی را از دیگر متمایز گردیده است.
متن زیر مختصری از مطالعات استادان بهمن بوستان و محمدرضا درویشی در خصوص موسیقی آذربایجان، برگرفته از مجموعهی «هفت اورنگ» میباشد. امید که این بحث مورد توجه قرار گیرد.
موسیقی آذری در دو شاخهی اصلی قابل شناخت است:
اول موسیقی عاشقی و دوم موسیقی مقامی
موسیقی مقامی از یک طرف ریشه در موسیقی عاشقی دارد و از طرفی پیوندی با ردیف موسیقی سنتی. موسیقی مقامی آذربایجان در هفت دستگاه سازمان یافته که شامل : شور، چهارگاه، سهگاه زابل، ماهور، راست پنجگاه، بیات شیراز (شامل دو بخش بیات شیراز و بیات اصفهان) و آخرین دستگاه نوا است.البته برخی مقامهای مستقل – از جمله قطار- در موسیقی مقامی آذربایجان نیز موجود دارد.
سازهای موسیقی آذربایجان
تار آذربایجانی:
تعداد سیمها و نوع نواختن آن با تاری که در تهران نواخته میشود، متفاوت است.
تار آذربایجانی ظاهرا حدود 150 سال پیش به وسیلهی شخصی به نام « صادق جان اسد اوغلی » در منطقهی قرهباغ به وجود آمده و این تار با تغییراتی که در آن داده شده به شکل امروزی در آمده است. تار آذربایجانی دارای یازده سیم است که به ترتیب خاصی با حفظ فاصلهی چهارم درست کوک میشود. از این یازده سیم یک سیم باس و چهار سیم دیگر به نام جینگره یا سیم زنگ معروف است. روی تمامی سیمها مضراب زده میشود اعم از سیمهای اصلی، سیم باس و چهار سیم جینگره.
تار آذربایجانی 22 پرده دارد. و وسعت آن در حدود دو اکتاو و نیم است.
درباره موسیقی «عاشقی» نظرات متفاوتی وجود دارد که در مجموع، بهترین مفهوم آن عاشق به معنی مشتاق لقاء به «حق» است.
در قدیم به عاشقها «اوزان» میگفتند و ظاهرا کلمهی عاشق از دورهی صفویه مرسوم شده است. دورهای که رواج عاشقی بوده و عاشقها از احترام ویژهای برخوردار بودهاند. در روایات شفاهی، قدیمیترین عاشق آذربایجان را «دده قرقود» مینامند که احتمالا هفتصد تا هشتصد سال پیش میزیسته است. ( درفرهنگ آذربایجان عاشق به کسی گفته میشود که ساز بزند، آواز بخواند و اشعار را فیالبداهه بسراید و دارای صفات و خصایل نیکو باشد.) موسیقی اصیل عاشقی تنها با ساز «قرپوز» قابل اجرا است. این موسیقی دارای سیصد نغمه بوده است.
اما در باب ساز عاشق، سازی که عاشق با آن مینوازد. این ساز در قدیم دارای نه پرده بوده که به مرور دارای چهارده، شانزده و بیست پرده شده است. در حالی که بسیاری از عاشقهای قدیمی با سازهای نه پردهای مینوازند، «عدالت نصیباف» نوازندهی بزرگ ساز عاشقی با ساز بیست پردهای مینوازد.
این ساز دارای نه سیم است که سه تا سه تا کوک میشود. برای تغییر کوک فقط سیمهای ردیف وسط عوض میشود و دو ردیف بیرونی همیشه ثابت هستند. اخیرا از سازهای دوازده سیمی نیز استفاده میشود. سیمهای این نوع سازها در سه دستهی چهارتایی تنظیم میگردد.
عاشقهای آذربایجان
عاشقها قدیمیترین و اصیلترین هنرمندان شمال خراسان هستند. عاشقها نوازندگان سازهایی چون سرنا، دهل، قمشه، کمانچه و دایرهاند و همچنین از رقصندگان بزرگ شمال خراسانند. در قدیم تنها مردمانی که از دادن مالیات معاف بودند، هنرمندان بودهاند. اعم از عاشقها، بخشیها، یا لوطیها اما تنها گروههایی که حق انتقاد داشتند و مجازات نمیشدند، عاشقها و لوطیها بودهاند.
بعضی هنرمندان موسیقی آذربایجان
1-استاد علی سلیمی؛ نوازندهی تار آذربایجانی، فرزند ظهراب، متولد 1301، در باکو از 8 سالگی آموزش موسیقی را نزد نوازندهی معروف باکو، احمد باکیخانف آغاز کرد. سپس آموزش خود را در آموزشگاههای مختلف موسیقی باکو ادامه داد و به عضویت ارکستر ملی آذربایجان درآمد. در سال 1938 همراه پدر به ایران مهاجرت کرد. سپس در تهران مسئولیت ارکستر آذربایجان رادیو را برعهده گرفت و در همین حال، نزد استاد حسین ناصحی ترانی به فراگیری مبانی آهنگسازی مشغول شد. آقای سلیمی در سال 1332 در فستیوال موسیقی سونیت آذربایجان شرکت کرد و موفق به دریافت مدال طلا شد. او تا به حال در زمینههای مختلف موسیقی آذربایجان به تصنیف آثاری در قالب سرود، ترانه، مارش، فانتزی و تعدادی دوئت (دونوازی) برای تار و آثاری برای ارکستر پرداخته است.
2-عزیز رامش مشهور به عزیز شهنازی؛ فرزند موسی< متولد 1310 در گنجه است. از سن 16 سالگی نواختن ساز را آغاز کرد و مدتی نزد «شاعر اسد» به فراگیری هنر عاشقی پرداخت. وی در سرودن اشعار آذربایجان تبحر دارد. وی یکی از با سابقهترین هنرمندان آذربایجان به شمار میرود.