English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  نقد ادبی


ملک‌اشعرای هارلم در کوچه‌های تهران!

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: حسن علیشیری

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
بررسی برگردان یک شعر از لنگستنون هیوز توسط احمد شاملو
 

( بررسی برگردان یک شعر از لنگستنون هیوز توسط احمد شاملو)

حسن علیشیری

((اصولا مقایسه برگردان اشعار با متن اصلی کاری بی مورد است. غالبا ترجمه ی شعر جز از طریق بازسازی شدن در زبان میزبان امر بی حاصلی است و همان بهتر که خواننده گمان کند آنچه می خواند شعری است که شاعر به فارسی سروده.))
(احمد شاملو/همچون کوچه ای انتها/ص 11)


جیمز لنگستون هیوز یکی از سرشناس ترین شاعران معاصر آمریکاست. شهرت او بیشتر به دلیل تصاویر درخشانی است که از زندگی و شخصیت سیاهان آمریکا ارائه داده است. او علاوه بر شعر، رمان، داستان کوتاه و نمایشنامه نیز نیز می نوشت. یکی دیگر از وجوه برجسته ی آثار او، تاثیری است که از دنیا جاز گرفته است. زندگی و آثار او سهم به سزایی در شکل گیری رنسانس هارلم در دهه 20 داشت. جنبشی هنری که بعد از جنگ جهانی اول، با رشد جمعیت سیاهان در شهرهای صنعتی شمال آمریکا و کرد هم آمدن هنرمندانی بزرگ در هارلم نیویورک بوجود آمد. فعالان این رنسانس هنری با تکیه بر منابع فرهنگ قومی خود، همچون موسیقی سیاهان، موفق به خلق آثاری درخشان شدند. اما لنگستون هیوز پا را از این فراتر نهاد و در آثار خود به مشکلات دیگر اقلیت های رنگین پوست آمریکا نیز پرداخت، تا جایی که تدریس اشعارش در مدارس آمریکا ممنوع و او به عنوان مبارزی علیه تبعیض نژادی شناخته شد.
و اما فارسی زبانان لنگستون هیوز را با برگردان کارهایش توسط شاملو شناختند. برای اولین بار در سال 1352 مجموعه ای از اشعار هیوز که پیشتر توسط حسن فیاد و احمد شاملو به فارسی برگردانده شده بود در کتاب "همچون کوچه یی بی انتها" منتشر شد. در چاپ سوم این کتاب نیز بیست و هشت شعر دیگر از هیوز به مجموعه افزوده شد. گرچه پیش از از شاملو افراد دیگری نیز به طور پراکنده آثاری از لنگستون هیوز را به فارسی برگردانده بودند، اما می توان این دفتر از کتاب "همچون کوچه یی بی انتها" را اولین مجموعه ی منتشر شده از اشعار او دانست.
آنچه برگردان اشعار لنگستون هیوز را به فارسی دشوار و به همان اندازه کار شاملو را با ارزش می سازد، فرهنگ خاصی است که بر تمام اشعار هیوز حکمفرماست. فرهنگ عامه ی سیاهان به اضافه ی زبان محاوره رنگین پوستان هارلم! اما شاملو توانسته است در بیشتر موارد از پس انتقال این مفاهیم و همچنین القای فضای عامیانه ی این آثار برآید.
برای نمونه نگاه کنید به این شعر:

I, too, sing America

I am the darker brother
They send me to eat
In the kitchen
When company comes,
But I laugh,
And eat well
And grow strong.
I'll be at the table
When company comes.
Nobody'll dare
Say to me,
"Eat in the kitchen",
Then.
Besides,
They'll see how beautiful I am
And be ashamed
I, too, sing America.


حاصل ترجمه ی واژه به واژه ی این شعر چنین است:

من هم سرود آمریکا را می خوانم

من برادر تیره تر هستم.
وقتی که مهمان برای غذا خوردن می آید
مرا به آشپزخانه می فرستند.
اما من می خندم
و خوب می خورم
و قوی می شوم
فردا وقتی که مهمان بیاید
در کنار میز خواهم بود
آنگاه کسی جرات نخواهد کرد به من بگوید:
"در آشپزخانه غذا بخور"
علاوه بر این
آنها خواهند دید که چقدر زیبا هستم
و شرمنده خواهند شد.
من هم آمریکا هستم!!

اما شاملو با تکیه بر احاطه ی کاملی که بر فرهنگ عامه و زبان محاوره فارسی دارد، برای بازسرایی این شعر لحنی دیگرگونه بر می گزیند. در صفحه 70 کتاب "همچون کوچه یی بی انتها" برگردان این شعر را اینچنین می خوانیم:

منم سرود آمریکا رو رمی خونم...

من داداش تاریکه م.
مهمون که میاد
می فرستنم تو آشپزخونه چیز بخورم،
اما من می خندم
حسابی و لمبونم و
هیکلمو می سازم.

فردا
مهمون که بیاد
من همون جور سر میز می مونم و
اون وخ
دیگه دیاری جیگرشو نداره که
بِم بگه
"- برو تو آشپزخونه غذاتو بخور"
یکی از اون:
حالی شون میشه که من چقدر خوشگلم و
از خجالت خیس آب و عرق میشن.

خب منم آمریکام!


همچنان که می بینید شاملو در بازسرایی این شعر با افزودن اصطلاحاتی از فرهنگ محاوره زبان فارسی به القای حس اعتراض آمیز شعر کمک شایانی کرده است. نمونه هایی از این دست، در دیگر برگردان های شاملو، به ویژه اشعاری که به زبان محاوره برگردانده شده اند، به وفور دیده می شوند. در دیگر اشعار برگردان شده توسط شاملو نیز، شاعرانگی و فارسی بودنِ حاصل کار، از اهمیت بیشتری نسبت به وفاداری به متن اصلی برخوردار است. به نظر می رسد این شیوه- بازسرایی اثر در زبان میزبان توسط یک شاعر- بهترین راه برای ترجمه و برگردان شعر باشد...

 

 تاریخ انتشار:   July 23, 2004 1:36 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir