English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ترانه


شاملو، شاعری که در شعر خويش زيسته است

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: سیامک بهرام‌پرور

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
نوشتن در باب آثار کسی که در ادبيات جهانی شخصيتی مطرح محسوب می‌شود کاری دشوار است و کار، دشوارتر می‌شود وقتی که نويسنده به تفاوت سطح اطلاعات خود با گستره دانايی‌های آن بزرگ آگاه باشد
 

نگاهی به ترانه‌های احمد شاملو

نوشتن در باب آثار کسی که در ادبيات جهانی شخصيتی مطرح محسوب می‌شود کاری دشوار است و کار، دشوارتر می‌شود وقتی که نويسنده به تفاوت سطح اطلاعات خود با گستره دانايی‌های آن بزرگ آگاه باشد و دشوارتر و دشوارتر آن‌‌گاه که بخواهی راجع به آثاری از آن بزرگ بنويسی که با تمامی اقشار جامعه ارتباط برقرار کرده است و حتی نوستالژی کودکانه بسياری از آن‌هاست! در ميانه کاری اين‌چنين دشوار، ترجيح می‌دهم فارغ از مغلق‌گويی‌های فضل‌فروشانه، با واژگانی به صميميت خود ترانه به شکار حقيقت بروم تا شايد حاصل کار، اگر نه تمام و کمال، لااقل برآيندی صادقانه از درک من درباب اين آثار به‌ياد ماندنی باشد.

به گمان من در اولين قدم، بزرگ‌ترين سوال مطرح می‌شود: کدام‌يک از آثار احمد شاملو را می‌توان ترانه ناميد؟!
براي پاسخ به اين سوال به تعريفی جامع از ترانه نياز داريم. اما متاسفانه چنين تعريفي اصلا وجود ندارد! نه در مورد ترانه، نه در مورد شعر و اساسا در باب هيچ هنری چنين تعريفی وجود ندارد. چرا که به قول کيومرث منشی‌زاده: «آن‌چه مشخصه‌اش شکستن قالب‌ها و قراردادها و عادت‌هاست، منطقا تن به چارچوپ تعريف و قاعده نمی‌دهد!» (۱)
اگر اين تعريف را راجع به هيچ هنری نپذيريم، درباره شعر و بالاخص ترانه کاملا پذيرفتنی به نظر می‌رسد. ترانه شعری سيال و سهل و ممتنع است. سيال است چون هيچ قالبی را به عنوان قالب قطعی نمی‌شناسد. ترانه با دوبيتی آغاز شد اما به مثنوی، غزل، نيمايی و حتی سپيد تسری يافت.
همچنین ترانه سهل است، چون سادگی ویژگی عمده آن است. ترانه باید با ساده‌ترین واژگان و عبارات و تصاویر به مفاهیم خویش دست یابد، آنگونه که با تمام افراد جامعه ارتباط برقرار کند.
و البته ترانه ممتنع است، چون دشواری‌اش در حفظ روح شاعرانه، صداقت و عمق آن است. اگر نه به‌راحتی در گرداب ابتذال غرق می‌شود! چنین معجون مردافکنی را به هیچ تعریفی نمی‌توان پابند کرد. اما ناچاریم برای شروع بحث درکی کلی از ترانه داشته باشیم که بی‌شک در این درک کلی عقاید و سلایق نگارنده دخالتی غیرقابل انکار دارد.
باقبول این مطلب معتقدم که ترانه‌های شاملو این آثارند:

- شبانه (یه شب مهتاب...) /1333 / هوای تازه
- راز / 1334 /هوای تازه
- شبانه (کوچه ها باریکن...) /1333 / لحظه‌ها و همیشه‌ها
- من و تو، درخت و بارون.../1341 /آیدا در آینه

- واین آثار نیز به عنوان شعر فولکلوریک، ارتباط نزدیک با ترانه دارند:

- بارون، 1333 / هوای تازه
- پریا، 1332 / هوای تازه
- دخترای ننه دریا / 1338 / باغ آینه
- قصه مردی که لب نداشت / 1338 / درآستانه
-
باقی اشعار شاملو را در گستره شعر می‌دانم نه در دنیای ترانه و البته برای این تقسیم‌بندی دلایلی دارم.
ابتدا به اشعاری چون «در این بن بست» و «بهار خاموش» بپردازیم. این دسته اشعار علی‌رغم این که با همراهی موسیقی خوانده شده‌اند امادر تقسیم‌بندی ترانه نمی‌گنجند. علاوه بر تصاویر سنگین و زبان فخیم این دو اثر و دور بودن لحن گفتاری ترانه ( تاکید می کنم که برشکسته بودن واژگان اصراری ندارم بلکه مقصودم لحن گفتاری وترتیب قرارگیری و جنس واژگان است) نکته مهم دیگری نیز وجود دارد. ترانه متکی به موسیقی است و شعر متکی به وزن (وزن درونی یا بیرونی).
وزن به شکل کلاسیک از چینش هجاهای کوتاه وبلند با قاعده‌ای خاص شکل می‌گیرد اما موسیقی را توالی هجاها می‌سازد و چندان نیازی به رعایت کوتاهی و بلندی این هجاها نیست. چون لحن عامیانه ترانه، با اندکی تاکید بر یک هجای کوتاه از آن هجای بلند وبالعکس، با کمی تخفیف در ادا، از هجای بلند هجای کوتاه بیرون می‌کشد. در حقیقت در ترانه موسیقی را بیشتر با تعداد و نوع تاکید در خوانش هجاها برقرار می‌کنیم.
اشعاری که مورد بحثند از کلیه قواعد شعری، پیروی می‌کنند نه از مختصات ترانه و در نتیجه احتساب آن‌ها به عنوان ترانه مثل این است که غزل حافظ را به اتکای خوانده شدنش همراه با موسیقی، ترانه بنامیم!

اما به این بپردازیم که تفاوت شعر فولکلوریک وترانه چیست؟
فولکلور مشتقی از کلمه Folk است و نزدیک‌ترین معنا به آن شاید هنر عامه باشد.افسانه‌ها، متل‌ها،ضرب‌المثل‌ها، شعرهای کاملا متکی به موسیقی و گاه اساسا بی‌معنا (مثل اتل متل توتوله...) را جزو فولکلور طبقه‌بندی می‌کنند.
مهمترین مشخصه یک اثر فولک

 

 تاریخ انتشار:   July 23, 2004 10:22 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir