English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  سینما


شعرهايی روی نگاتيو

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
امير عفاف: تلخ‌پنداری شوخ با کاراکتری آرام، مسافری به جهان حقیقت، سیاست‌مداری خلاق، کاوش‌گری نو آور با عطشی بی‌پایان صفات ذاتی شاعر برجسته‌ایست که با توشه کلمات در هر حرفه‌ای از این دست شاهکار می‌آفریند حتی هنر فیلمنامه‌نویسی!
 

شاملو بزرگ مرد شعر ایران است. تردیدی نیست. ده‌ها مجموعه بی‌نظیر شعر گویای این ادعاست! شاعرانگی شاملو مهم‌ترین و نه تنهاترین فعالیت ادبی، فرهنگی است. ترجمه و داستان‌نویسی، روزنامه‌نگاری و گردآوری آداب و فرهنگ مردم این سرزمین و تدوین آنها با عنوان کتاب کوچه. قلم بی‌حد و مرز، سوژه‌های ناب و درخشان، فخامت کلام، دایره پهناور لغات موجب شده است که در همه این فعالیت‌ها موفق باشد. تلخ‌پنداری شوخ با کاراکتری آرام، مسافری به جهان حقیقت، سیاست‌مداری خلاق، کاوش‌گری نو آور با عطشی بی‌پایان صفات ذاتی شاعر برجسته‌ایست که با توشه کلمات در هر حرفه‌ای از این دست شاهکار می‌آفریند حتی هنر فیلمنامه‌نویسی!


عده‌ای معتقدند شاملوی شاعر با محک قلم‌اش در این زمینه بر اعتبار ادبی خود خدشه وارد کرده است. بعضی از نزدیکان و دوستان‌اش بر این اعتقادند که استاد ناگریز برای گذران زندگی و غم نان مجبور به نوشتن فیلمنامه بود. شاید سینما و تلویزیون آن روزگار برای شکستن چارچوب فیم‌های فارسی که تقلیدی بی‌اساس از سینمای هند و مصر بود. به دیالوگ‌های نامتجانس شاملو احتیاج داشت، حتی اگر با شکست تجاری روبرو می‌شد. کسی چه می‌داند؟ سینمای مستئجل فارسی می‌توانست با خلاقیت او متحول شود؛ اما مذاق منتقدان به ساختار شکنی عادت نداشت. فعالیت در محدوده سینما برای اندیشه‌های گسترده شاملو فضای کوچکش بود. این مقاله گزارش کاملی از عملکرد استاد در سینما و تلویزیون است. قضاوت با شماست!

اولین انعکاس تماس ذهنی شاملو با سینما بازگشتی‌ست به سال ۱۳۳۵. فعالیت‌های گسترده شاملو از نشریات مختلف، چاپ سه مجموعه شعر و تعدادی ترجمه کتاب سبب شد با آگاهی کامل از پیرامون ادب و شناخت مدیوم‌های سینما به نقد فیلم‌های فارسی آن روزگار بپردازد که مهم‌ترین آن نقد جنجال برانگیز فیلم هفده روز به اعدام ( هوشنگ کاووسی ) بود. فیلم با انتقاد شدید فرخ غفاری و مجله ستاره سینما روبرو شد؛ اما شاملو در مجله آشنا نه تنها ایرادی بر فیلم نگرفت بلکه با موشکافی سناریو به تحسین آن نیز پرداخت.

در سال ۱۳۳۸ برای تهیه فیلم مستندی برای شرکت ایتال کونسولت به سیستان و بلوچستان سفر می‌کند. خود در سفرنامه خاش آورده است: « یک شرکت ایتالیایی که پیمانکار عمران سیستان و بلوچستان شده بود، به من پیشنهاد کرد از منطقه عمل و اقدامات عمرانی‌ش فیلم مستندی بسازم. اولین چیز جالب در این پیشنهاد همین بود که پس از سی سال می‌توانستم خاش را ببینم. خاش و بم را که بسیار دوست می‌دارم و خاطره‌اش حسرتی مدام است. در زاهدان که از هواپیما پیاده شدیم گفتند برای سرعت در کار هلی‌کوپتری در اختیار ما گذاشته می‌شود، چرا که می‌باید سراسر منطقه را طی می‌کردیم. گو این‌که عمران منطقه چیزی نبود جر تجربه آبیاری و چاهی عمیق در خاش ( که سرش را پوشانده بودند و چون سببش را پرسیدم گفتند به دلایل محرمانه!) به هر حال نخستن کار ما پروازی مشتاقانه به خاش بود. با ماریو آلبرتی ( کارگردان ) و کاس‌تی‌ی ( خلبان ) که جوانی بود بسیار کتاب خوانده، نجیب و پربار و پرحرف!»

یک سال بعد به کمک سهراب سپهری و هادی شفاییه اداره سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تاسیس و سرپرستی آن را به عهده می‌گیرد. این سازمان با پیشنهاد تیمسار ریاحی وزیر کشاورزی وقت جهت آشنایی دهقانان با کشاورزی جدید دایر شد. کار به شکل مرتب انجام می‌شد که ریاحی برکنار و جمشید آموزگار جانشین‌اش شد. « آموزگار آمد سری به بخش سمعی و بصری زد. توقع داشت ما رفتار کارمندانه داشته باشیم و احترامات فائقه، هیچ‌یک از ما با این رفتار با درد عادت نداشت. آب به ما یک جو نرفت استعفا دادیم و خلاص!»

در هیمن سال شاملو به پرداخت فیلمانه‌ای از سیامک یاسمی می‌پردازد. او بعد از انتشار هوای تازه به باغ آینه مورد توجه اهل هنر و توده مردم قرار گرفته است. دیالوگ‌نویسی فیلم اول هیکل با دایره وسیع زبان محاوره به کوشش استاد باعث می‌شود، این کمدی فارسی پرفروش‌ترن فیلم سال شود؛ اما صاحب نظرانی که شاملو را به عنوان پدیده‌ای در ادبیات می‌دانستند از فیلم استقبال نکردند.
در سال ۱۳۴۲ کارگردانان با آگاهی از اینکه شاملو به تهیه فیش‌هایی از آداب و فرهنگ کوچه پرداخته است و همین‌طور تسلط او در زمینه نوشتن و پرداخت متون، همکاری گسترده‌تری را با وی آغاز کردند. اولین فعالیت بامداد در این سال فیلم تار عنکبوت ( مهدی میرصمد‌زاده) بود که نسبتا فروش خوبی داشت. فیلم‌نامه را شاملو بر اساس داستانی از جیمز هادلی چیز نوشت. مردها و جاده‌ها (ناصر ملک‌مطیعی) فیلم‌فارسی بی‌محتوایی بود که با لطف دیالوگ‌پردازی صمیمی، بی‌غل و غش شاملو تا مدتی نماد تیپ کلاه مخملی فداکار در سینمای ایران بود (بی آنکه نام شاملو در تیتراژ پایانی آورده شود.) فیلم دیگری که با قلم شاملو به تصویر کشیده شد دختر کوهستان به کارگردانی محمدعلی جعفری، محصول پارسا فیلم بود.

۱۳۴۲ سال به نسبت پرکار شاملو در سینما بود. ترانه روستایی (صابر رهبر) که به علت ضعف زیاد تصویر پردازی با محالفت شدید شاملو نام‌اش از تیتراژ فیلم حذف و همایون بهادرانی به عنوان فیلم‌نامه‌نویس معرفی شد. رهبر، در مصاحبه‌ای دو کار همزمانش (ترانه روستایی، مسیر رودخانه) در کفه قیاس نشاند: « ما به ترانه روستایی که فیلم‌نامه‌اش را احمد شاملو نوشته بود به عنوان کار تجاری دل بسته بودیم؛ اما در عمل این مسیر رودخانه‌ها بود که هم کارکرد بیشتری داشت و هم بیشتر مورد توجه صاحب‌نظران قرار گرفت.»

نیرنگ دختران ( سعید نویندی ) فیلم ضعیف بی‌تجربه‌ها که در حین تولید با مشکلات ساخت مواجه شد، به طوری که تهیه کننده مجبور به تعویض کار کارگردان شد. دیالوگ‌بندی پرقدرت شاملو بار دیگر فیلم‌سازان و تهیه‌کنندگان را وسوسه به همکاری می‌کند. جمال امید به خاطر می‌آورد: « پرویز حجازی که رشته اصلی کارش کاباره‌داری بود با تشویق سعید نویندی وارد فعالیت سینما شد. نویندی با استفاده از داستان ایتالیایی تعطیلات در ایسکیا داستانی را آماده کرد و در اختیار شاملو قرار داد تا فیلمانه‌ای بر اساس آن آماده کند.»

فیلم به رغم جنجال‌های تولید و ضعف‌های فراوان فروش نسبتا خوبی دارد که مرهون دیالوگ‌های غنی و به‌یاد ماندنی شاملو ست، به طوری که بعضی از جملات فیلم مدتها به صورت تکیه کلام در خاطر مردم ماندگار می‌شود. موفقیت فیلم تار عنکوبت در سال قبل باعث می‌شود تیم ( شاملو، میرحمدزاده، قادری) به ساخت اثر جنایی دیگری با عنوان بن‌بست بپردازند که علی‌رغم پیش‌بینی‌ها با شکست تجاری سنگین مواجه می‌شود. همه سر حزیف (احمدرضا فاضلی) پایان فعالبت فیلم‌نامه‌نویسی شاملو دراین سال بود.
سال۱۳۴۴شاملوی کارگردان پشت دوربین قرار می‌گیرد! داغ ننگ محصول پانورا فیلم و به تهیه‌کنندگی و بازیگری ایرج قادری.

قادری با نگرانی از دست دادن سرمایه اندکش مدام در ساخت فیلم دخالت می‌کند. نتیجه این که تنها تجربه شاملو در فیلم‌سازی با شکست روبه‌رو می‌شود. شاملو در مجله ستاره سینما (۴۴/۴/۲) نوشت: « تهیه کننده هر چه توانست در جریان کار، صحنه‌های مورد پسندش را به فیلم اضافه کرد و کار به جایی رسید که من تنها آوانسی که می‌خواستم حذف نامم بود که البته با آن هم موافقت نشد.» گنج قارون (سیامک یاسمی) هم با ویرایش شاملو به موفقیت بزرگی در عرصه سینمای آن روز بدل می‌شود که باز هم نامی از شاملو برده نمی‌شود. سال بعد با ناصر ملک‌مطیعی همکاری می‌کند. (فرار از حقیقت) درام عشقی و لطیف که شاملو دقایقی مجبور به بازی در نقش قاضی فیلم نیز می‌شود. در این بحبوحه با یدالله رویایی دو شماره از مجله هنر و سینما را نشر کرده است. آخرین فیلمی که شاملو به فیلمنامه‌نویسی و دیالوگ‌پردازی آن می‌پرداخت من هم گریه کردم (۱۳۴۷، ساموئل خاچیکیان) بود که بنا درخواست در عنوان‌بندی نهایی نامی از ایشان برده نشد.

ناصر تقوایی در سال ۱۳۴۸ از صدای شاملو به عنوان نریتور برای فیلم مستند «بادجن» استفاده می‌کند. فیلم برای نمایش در تلویزیون با مشکل مواجه می‌شود؛ اما نمایش‌اش در جلسات فرهنگی، سینمایی، دانشجویی منع نمی‌شود. فیلم «باد جن» به مراسم دفع زار یا بادجن در بندر لنگه می‌پردازد. روایت پرتاثیر و شاعرانه فیلم با صدای چندرگه و لرزان شاعر نامی ایران ادا می شود. « فیلم با دریایی منقلب آغار می‌شود در حالی که صدایی مرثیه‌ساز شاملو خسته و اندوه‌گین از شهر لنگه حکایت می‌کند. شهری که ۷۰ هزار جمعیت داشت و اکنون خاکستانی است، در پی خاکستان دیگر و بر سر گورها فانوسی در هم یا کوزه‌ای بی‌گل بی‌انتظار دست یا چشم» ( جواد مجابی اطلاعات ۱۳۴۸)

در سال‌های ۴۸ تا ۱۳۵۱ شاملو به کارگردانی چند فیلم فولکلوریک ارزنده برای تلویزیون می‌پردازد. بزرگ‌ترین چهره ادبی، فرهنگی روز بنا به درخواست تهیه‌کنندگان تلویزیون فیلم‌های جاودانی در زمینه آشنایی با آداب و رسوم ایرانیان می‌سازد که هر کدام گنجینه‌ای از فرهنگ محسوب می‌شود. در این سال‌ها رشد مستندسازی در سینمای ایران چشم‌گیر بود و نام شاملو در کنار نام‌هایی چون: فریدون رهنما، ناصر تفوایی، پرویز کیمیاوی، هوشنگ کاووسی، پرویز صیاد، هژیر داریوش، جلال مقدم، نادر ابراهیمی، واروژ کریم مسیحی... در تایخ مستندسازی مانگار می‌شود.
حاصل تلاش شاملو ۱۱ فیلم با اسامی: آقا قلیج داماد می‌شه، شهری از سنگ، پاوه، رقص دیلمانی، رقص قاسم‌آبادی (در سال ۴۸)، رقص ترکمن، عروس در داراب‌کلا، گیله مردی(در سال ۴۹)، وزرای جنگ، یالانچی پهلوان، یاور سری (در سال ۵۰) است.

در سال ۱۳۵۴ بار دیگر مهارت خود را تلویزیون آزمون می‌کند: تخت ابونصر سریالی به کارگردانی مرتضی علوی و بازی ایران، چهره‌آزاد، سهراب شیراندالی و ... که شاملو بر اساس نوشته صادق هدایت نویسندگی آنرا بر عهده داشت. داستان این مجموعه از آنجا آغاز می‌شود که عده‌ای باستان‌شناس از موزه مترو پلتین نیویورک برای حفاری به ایران می‌آیند. پرفسور وارنر در این حفاری‌ها تابوتی را کشف می‌کند که در داخل آن یک سردار مومیایی شده وجود دارد، وصیت‌نامه‌ای در کنار جسد یافت می‌شود و دنباله سریال پیجوی این وصیت است. در همین سال به عنوان گوینده سریال تلویزیونی قصه‌های مثنوی به مدیر دوبلاژی احمد رسول‌زاده با علی حاتمی همکاری می‌کند: «سلام، من مگر هستم، ملک‌الملوک، عزرائیل یا به هر نام و نشان دیگر، بهتر یا بدتر، خیلی‌ها دلشان می‌خواهد از زبان خودم بشنوند می‌بینید مردم از فرشته خدا هم می‌خواهند به ملکوت نارو بزنند. مرگ‌های دسته‌جمعی چند سال پیش آن‌چنان مرا خسته کرده بود و از این سر دنیا به آن سر دنیا کشانده بود که فرصت درد دل کردن هم نداشتم: اما خوشبختانه در مرگ‌های تدریجی اخیر این فرصت دست داد تا امشب خاطره‌هایی را برای شما تعریف کنم...» (صدای شاملو، داستان پنجم، طوطی و بازرگان) در سال ۵۷ پرویز صیاد شعر و صدای شاملو را زیور فیلمی با عنوان بن‌بست می‌کند. موسیقی مجتبی میرزاده، صدا و شعر شاملو، فیلم‌نامه قوی و محکم صیاد و سال‌های بحرانی انقلابی باعث می‌شود فیلم در محاق بماند.

امير عفاف

 

 تاریخ انتشار:   July 23, 2004 1:31 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir