قلیان، که ظاهرا صورت صحیح املای آن غلیان است در فرهنگ عمید اینچنین توصیف شده است: « آلتی است برای تدخین تنباکو، و مرکب است از سر غلیان که بیشتر از سنگ ساخته میشود با بادگیر فلزی و میانه چوبی و میلاب که در کوزه غلیان میان آب قرار میگیرد و نی یا نیپیچ که سر آنرا در در دهان میگیرند.»
در فرهنگ دهخدا به نقل از «تاریخچه چپق و قلیان» در مورد تاریخچه قلیان آمده است: «احتمال قوی میرود که غلیان را ایرانیان پدیدآورنده باشند و نخست غلیان در ایران ساخته شده باشد، زیرا بیگفتگوست که اروپائیان آن را نمیداشتهاند و نمیشناختهاند و از این روست که تاورنیه و دیگران ناچار بودهاند برای شناسانیدن، در سفرنامههای خود یکایک تکههای آنرا با چگونگی پر کردن و کشیدن آن بستایند. شصت و هفتاد سال پس از آن زمان، در پادشاهی شته سلطان حسین، محمدرضا بیگ نامی به فرستادگی از سوی آن پادشاه به دربار لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه رفته، و هنوز تا آن هنگام به اروپاییان غلیان را نشناخته بودهاند و از غلیانکشی محمدرضا بیگ در شگفت میشدهاند و بهتماشا میایستادهاند.همچنین بیگفتگوست که عثمانیان آنرا نساختهاند، زیرا تاورنیه در سفرهای خود از خاک عثمانی گذشته و به ایارن آمده، غلیان را در گفتگو از ایران و ایرانیان یاد میکند و هیچگاه نمیگوید آن را در عثمانی نیز دیده بوده است. از اینها پیداست که ایرن افزار شگفت دودکشی میوه هوش و اندیشه ایرانیان بوده است که باید گفت هنری نشان دادهاند و همچون عثمانیان و انگلیسیان در تاریخچه دودکشی جایی برای خود بازکردهاند، و آنچه این را استوارتر میکند این است که نامهای تکههای آن را سرغلیان و میانه و میلاب و نی و شیشه از زبان فارسی گرفته شده است.»
اما قلیان هر چه که باشد و از هر کجا که آمده باشد ظاهرا قرار است استعمال آن در اماکن عمومی ایران ممنوع شود. خبری که چند هفته پیش توسط مسئولین مطرح شد و باعث شد که Close Up این شماره ۷سنگ را به موضوع قلیان اختصاص پیدا کند.
«چرا نباید قلیان را ممنوع کرد» عنوان نگاهیست که دکتر سیامک بهرامپرور به قضیه ممنوعیت قلیان و پیامدهای آن دارد.
دو گزارش که زحمت تهیه آنها را دو قلیانکش! کشیدهاند را هم در این مجموعه قرار دادهایم؛ یکی از وضعیت قهوههای خانههای جنوب تهران و با عنوان «جنگ ما با آمریکاست، نه با قلیان!» که توسط رضا ابراهیمی، بچه محلهی گمرک سیتی!، تهیه شده و دیگری گزارشیاست از وضعیت قلیان در بین ایرانیان خارج از کشور با عنوان « قلیان در رغبت» که توسط سهیل اسماعیلزاده، ساکن شهر منچستر، تهیه شده است.
شعر طنزی با عنوان «هر چه ایران میکشد از دست قلیان میکشد!» از رضا رفیع، طنز پرداز، هم این مجموعه را کامل میکند.