صاحبان نظر در موسیقی ایران، در مواجه با واژهی «دستگاه»، سعی نموده تأملی در این کلمه داشته و هر یک به فراخور حال و ذوق خود برداشتی از این واژه داشتهاند. چه بسا که تمامی آنها در توجیه خود ذیحق بودهاند و برداشتشان صحیح.
در این خصوص زندهیاد استاد حنانه از یک درشکه و یک ساختمان به عنوان یک دستگاه نام میبرد و دستگاه را چنین تعریف میکند: مجموع اجزاء یک آهنگ که در یک گام یا مقام با حفظ فواصل خاص آن مورد استفاده قرار گرفته باشد.
استاد روحالله خالقی نیز دستگاه را به عنوان «آوازهای بزرگ» معرفی کردهاند و فرهنگ عمید آن را «یک آهنگ کامل موسیقی» بیان کرده است.
اگر اولین و ابتداییترین آلت موسیقی در ایران را چیزی شبیه عود و تار بدانیم و قبول کنیم که در سرزمین قدیم ایران، برای اولین بار چیزی شبیه عود و تار امروزی ساختند، میتوان کلمه دستگاه را در ارتباط با این دو نوع ساز بهتر و راحتتر بررسی کرد.
با بیانی سادهتر در موسیقی ردیف، مجموعهی گوشهها و آوازها و دیگر قطعات منسوب به دستگاهی، تشگیل یک دستگاه را میدهند و هر دستگاه نیز بخش مهمی از موجودیت موسیقی ردیفی ایران را تشکیل میدهد.
اما در اصل، این مجموع گوشه و آواز، بوجود آورندهی دستگاه نیست، بلکه گوشهها و آوازها، شکل گرفته از فرم اصلی دستگاه هستند که به یک معنی و در حقیقت فرزندان و منسوبان دستگاه به حساب میآیند نه معنا و مفهوم آن.
برای مثال در گفتو گوی معمولی و یا به اصطلاح روزمرهی مربوط به موسیقی نیزگوشهی شهناز و حسینی و آواز ابوعطا و ترک به شور نسبت داده میشوند و حال و هوای شور را دارند، ولی «دستگاه شور» نیستند.
هر دستگاه را فواصل مشخص نتها در یک گام، فیگور یا حالت خاص یک نت تشکیل میهد. و در واقع این حالت نتها و فاصلهی آنها هستند که لحن و حال و هوای خاص دستگاه را موجب میشوند.
بنابراین بر روی دستهی تار، دست نوازنده باید بر روی نتهای گام آن دستگاه گردش کند (دستگاه). و با حالت دیگر نتها کاری نداشته باشد و نوازنده فرض میکند که آن حالتها اصلا وجود ندارد.
هر قطعه نواخته شده در یک دستگاه « حال و هوای خاص» خود را داراست. و همین خصوصیت برای اهل فن وسیلهایست برای تشخیص اهل فن و پیبردن به آن دستگاه توسط ایشان.
مبتدیان با مددگیری از جمله و عبارت یا تداعی نغمهای شناخته شده، پی به دستگاه موسیقی میبرند. اما اهل فن چنین نمیکنند. اساتید نیازی به کمک گرفتن از تداعی جملهای ندارند. آنان از درک «حال و هوای خاص» هر دستگاه پی به وجود دستگاه میبرند. نتیجه میگیریم که حداقل در تعریف «احساسی» و خودمانی، کلمهی «دستگاه» با عبارت «حال و هوای خاص» سادهتر و مطمئنتر و گویاتر است.
دستگاه چارچوبیست از موسیقی که مستقل بوده و نیازی به دیگر دستگاهها ندارد و در بیان احساس سراینده و نوازنده اقتدار کافی دارد.
معمولا موسیقی ایران را شامل هفت دستگاه میدانند از این قرار: ماهور، همایون، سهگاه، چهارگاه، شور، نوا و راست پنجگاه. این طبقهبندی از چهل پنجاه سال قبل معمول و امروز هم متداول است و ردیفهای مختلف موسیقیدانهای دوره اخیر از قبیل ردیف مرحوم حسینعلی و میرزاعبدالله و درویش از روی همین ترتیب است.
باید گفت که در میان دستگاههای هفتگانهی فوق شور از همه بزرگتر است. زیرا هر یک از دستگاهها دارای یک عده آوازها و الحان فرعیست ولی شور غیر از آوازهای فری دارای ملحقاتیست که هر یک به تنهایی استقلال دارد. آوازهای مستقلی که جزء شور محسوب میشود و هر یک استقلال دارد از این قرار است: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.
یکی از آوازهای ایرانی که اسم آن در کتب موسیقی هست آواز اصفهان میباشد که آنرا از متعلقات دستگاه همایون دانسته اند.
دکتر مسعودیه در کتاب ردیف آوازی ایران هر دستگاه را شامل پنج قسمت میدانند: پیش درآمد، آواز، چهارمضراب، تصنیف و رنگ که در واقع همان حال و هوای خاص که به تفصیل به آن اشاره شد در تمام این پنج قسمت به وضوح شنیده میشود.
برای آشنایی بیشتر با ماهیت هر دستگاه، در بحثهای بعدی به خصوصیت هر دستگاه نیز اشارهای خواهد شد.