يا رب نکن از لطف پريشان ما را
هر چند که زلزله است پايان ما را
با دست کرامتت کمکها بفرست
مسپار به ياری عزيزان ما را
روی گسلم نصيحت و پند چه سود
مرديم پدر دعا به فرزند چه سود
فردا که همين سقف ترک خورده بريخت
نام قم و زاری دماوند چه سود
هنگام سپيده دم خروس سحری
دانی که چرا همیکند نوحهگری
يعنی که اگر چه خانهات نو شده بود
آوار شده است و تو کنون دربهدری
اسرار زمين را نه تو دانی و نه من
وين شايعهها را نه تو خوانی و نه من
هشدار يقين به رای دکتر ننما
چون خانه بريزد نه تو مانی و نه من
اين خانه خرابه بارگاهی بوده است
آن روزنه گرفته چاهی بوده است
وين لای لجن که زير پاهای شماست
يعنی اين تکه مستراحی بوده است
ای کاش انيس درد و غم میبودی
از دامن روزگار کم میبودی
آنگاه که زلزله زمين را لرزاند
ای کاش کنار ارگ بم میبودی
شعر را از اينجا بشنويد.