ناطق آنگاه افزود:* اگرچه بر همهی برادران ـ و بلکه در شرایط حساس کنونی، خواهران ِ ـ مسوول، بالاخص براداران عزیز نماینده در تمامی فراکسیونها، واجب است که به مناسبت زلزلهی فرخندهی اخیر، که بحمدالله فقط جان حدود چهل هزار نفر از عزیزان ما را در بم گرفت، اختلافات سیاسی را کنار گذارده، روی هم و بم را با رعایت موازین شرعی ببوسند و زیر پرچم رافت و مودت اسلامی همگان در بازسازی بم بکوشند ... ( ناطق در اینجا نفسش بند آمد و لیوان آب روی تریبون را هورت کشید؛ سپس مجددا افزود: ) اما قرار نیست که چون زلزله آمده و زبانم لال حرکات موزونی کرده و شاید هم خط قرمزها و دیوار بلند بیاعتمادی میان ما و نابرادران آمریکایی را اندکی هم جابهجا کرده، ما تمامی آن دشمنیها و رذالتهای استکبار جهانی را فراموش کنیم و دست یاری آن خیانتپیشگان را رویم به دیوار به گرمی بفشریم؛
علیالخصوص که با دست خیس اگر با کافر مصافحه کنند، غسل واجب دارد. ( ناطق و هواداران در صحن علنی، از این مزاح ناطق خندیدند. چند نفری احسنت گفتند. ) به عبارت دیگر، آن جناج چپکردهی نامذکور، که به خاطر وفاق ضخیمی که در اکنون در لایه لایهی آحاد ملت شریف هست نمیخواهم اسمش را ذکر کنم، اگر خیال کرده که به بهانهی زلزله و سرگرم بودن برادران متعهد به امر امداد رسانی و چیزهای دیگر رسانی، میتواند برود و تنها تنها با آمریکای جهانخوار مذاکرات کند، کور خوانده. ملت سرفراز ما، چه بخواهد و چه نخواهد، بیدارتر از آن است که اجازهی چنین خیانتهایی را به افراد بیشناسنامه بدهد. فلذا از برادران ثبتاحوال هم درخواست میکنم که با همکاری مراجع گمنام ذیربط، آنها را یک دل سیر افشاگری کنند که علاوه بر خنک شدن دل مومنین، حتی در این شرایط بحرانی نیز، خودی و غیر خودی از هم تفکیک بشود.
همچنین، از آنجا که خواستهی قاطبهی ملت، بهبود روابط ایران با همسایگان اقلیمی و همسایگان تازه است، پیشنهاد میکنم عزیزان فکری هم به حال پیشنهادات مقامات ردهی پایین استکبار جهانی بکنند؛ شاید با رعایت همهی جوانب قانونی و مصالح ملی، رابطهی خود را با آنها گسترش دهیم و پوزهی آنان را بیش از پیش به خاک بمالیم، انشاءالله.
پینوشت:
* این سبک را از مرحوم هفتهنامهی گلآقا دزدیدم؛ خدا قبول کند.