« آیا تا بحال اندیشیدهایم که اگر در محیطی بدور از دست سازهای بشر قرار داشته باشیم، و شدیدترین زلزله اتفاق بیفتد چه پیش میآید؟ آیا سقف سستی بالای سر ما قرار دارد که بر سر ما فرو بریزد؟ آیا سدی در کنار ما هست که با وقوع زلزله شکاف بردارد و ما را در سیلآبی وحشتناک غرق کند؟ آیا لوله کشی گازی هست که با انفجار خود ما را در کام شعلههای آتش فرو ببرد؟
پاسخ این است که هیچ اتفاقی برای ما نمیافتد، و این زلزله نیست که بصورت بلایی بر سر ما نازل میشود بلکه دست سازهای سست و بی خردانه ماست که ما را با خطر مواجه میسازند. پس کدام انسان عاقلی میتواند با دستان خود خود را به کام مرگ ببرد درحالی که میتواند با کوچکترین تمهیدات اولیه و ساده جلوی بسیاری از این خطرات را بگیرد.
جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران بهعنوان یک سازمان غیر دولتی آمده است تا با آموزش این تمهیدات ساده نجات دهنده جان مردمان بسیاری باشد که بدلیل عدم اطلاع دقیق از نحوه تاثیر زلزله و خطرات ناشی از آن در بیمی عمیق از زلزله فرو رفته اند.»
جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران یک تشکل غیر دولتی است که در زمینه پیشگیری از آسیبهای ناشی از زلزله فعالیت میکند. با مهدی وجودی و مهندس علیرضا سعیدی دو تن از اعضای تشکل در مورد اهداف، فعالیتها و مشکلاتشان به گفتگو نشستیم.
بخشهایی از این گفتگو را میتوانید اینجا بشنوید.
تشيکل NGO
هسته همه فعاليتهاي NGO از سايت شخصي من شروع شد که اين سايت هم مطالبي راجع به زلزله دارد. من سايتم را حدود يک سال و چند ماه پيش راهاندازي کردم. انگيزه راهاندازي سايت هم يک مقداري حس معروف شدن و اين مسائل بود! و اينکه به هر حال زلزله رشته تحصيلي و تخصصي من بود و من از دوره ليسانس مقدار زيادي اطلاعات بهصورت پروژهها و گزارشکارهاي تايپ شده در زمينه مهندسي عمران و زلزله داشتم و به دنبال جايي بودم که اينها را عرضه کنم. اول اينها را بصورت CD آماده کردم که ديدم انتشار آنها خيلي مشکل است، پس اينترنت را انتخاب کردم. سايت را با اطلاعات نسبتا شخصي شروع کردم بعد پروژهها را روي آن قرار دادم و کمکم سوق دادم به سمت مهندسي زلزله. کمکم سعي کردم اين خلا را که مردم در دسترسي به اطلاعاتي راجه به زلزله داشتند پر کنم و مطالبي در زمينه آموزش عمومي و همگاني در سايت قرار دادم. بعد از زلزله بم، هيت سايت من از روزي حدود ۳۰۰ نفر به حدود ۳۰۰۰ نفر رسيد و اين نشان ميداد همچين نيازي بوده است و مردم هم بعد از آن ماجرا بيشتر به اين مسائل علاقهمند شدند.
بعد از زلزله بم بود که ما ديديم در کشور ما هنگام زلزله هنوز جايگاهي براي بخش غير دولتي ما تعريف نشده است، غير دولتي نه به اين معني که يک شرکتي بيايد و پروژهاي را انجام دهد بلکه جايي بصورت يک NGO که به هيچجا وابسته نباشد و نيازي هم به تعريف و تمجيد دولت نداشته باشد. يک جايي که امين مردم باشد، در سمت مردم باشد و درآمدها و هزينههايش را هم از مردم تامين کند. اين باعث شد ما که پيش از آن هم دوست بوديم و بطور جداگانه هر کدام داشتيم روي زلزله کار ميکرديم دور هم جمع شويم.
هسته اوليه ما پنج نفره بود. من (مهدي وجودي) بودم که دانشجوي مهندسي زلزله پژوهشگاه هستم و ليسانسم را هم از دانشکده فني گرفتهام. آقاي مجتبي ديرباز، دانشجوي مهندسي زلزله پژوهشگاه که قرار است بخش اسکان موقت را به عهده داشته باشند. مهندس جليلي که فوق ليسانس سازه از دانشکده فني هستند و در زمينه ايمني فعاليت ميکنند. آقاي مهندس سلامتي که مهندسي آبوفاضلاب ميخواند و بطور تخصصي روي شريانهاي گاز و آبرساني فعاليت ميکنند. آقاي مهندس حميد پاکپور، مهندسي خاکوپي خواندهاند و در زمينه ژئوتکنيک لرزهاي کار کردهاند. و آقاي مهندس سعيدي که از طريق سايت من با ما آشنا شدند و بعدا به جمع ما اضافه شدند. ايشان کارشناس عمران هستند و از زلزله منجيل به اين طرف بصورت حرفهاي و خارج از دولت و بصورت interest شخصي روي مديريت بحران کار کردند.
اهداف
در مملکت ما متخصص زلزله کم نيست، متخصصهايي که در مراکز مختلف روي زلزله بحث و بررسي و تحقيق ميکنند. در طرف ديگر هم مردمي هستند که هيچ اطلاعاتي به آنها نميرسد. بعضي بصورت جزاير دورافتادهاي هستند که هيچ ارتباطي با هم ندارند. متخصصين براي خودشان کارشان را ميکنند و مردم هم براي خودشان دارند ميگردند. اين وسط يک gap(شکاف) اطلاعرساني وجود دارد. ما رسالت اوليهمان را بر اين گذاشتهايم که از سمت متخصصين اطلاعاتي را که داريم بصورت يک چرخ گوشت خرد کنيم و به نحوي که براي مردم قابل استفاده باشد بدست مردم برسانيم. يعني بصورت يک portal بين متخصصين و مردم عمل کنيم چون معتقديم تا زماني که کسي نخواهد در يک خانه ناامن زندگي کند، کسي همچنين خانهاي براي او نميسازد و اصلا جرئت انجام چنين کاري را نخواهد داشت. اگر کسي که ميرود خانه بخرد علاوه بر سراميک کف و دستتشويي به ايمن بودن خانه هم توجه کند، آنموقع کسي که خانه ميسازد مجبور ميشود که به خودش تکاني بدهد و چيزي که ميسازد بر اساس استانداردها باشد.
اين رسالت اصلي ماست و در وبسايتمان هم اين را مد نظر قرار دادهايم؛ ما هدفمان مردم است. البته کارهاي کلاني هم داريم انجام ميدهيم. کارهايي در حد مديريت بحران و اسکان موقت که يک سري طرح و پروزه در اين زمينه داريم. ما داريم در واقع بصورت يک اکييپ علمي-پژوهشي کار ميکنيم. اطلاعات خودمان را خودمان ميسازيم، در واقع داريم اين اطلاعات را براي ايران generate ميکنيم. يک مثال ساده در مورد مديريت بحران ميزنم. شما بخاطر شرايط خاص احساسي ما نمي توانيد به هيچ عنوان مديريت بحران خارجي را در ايران پياده کنيد. در آمريکا هميشه به اين صورت است که بعد از يک حادثه همه از شهر فرار ميکنند. يعني اگر شما ورودي و خروجي شهر را ۱۰ بگيري، ۷ خروجي از شهر است و ۳ تا ورودي امداد رسانهاست که به شهر وارد ميشوند. اما در کشور ما بر عکس است. بعد از هيچ حادثهاي مردم به هيچ عنوان از شهر فرار نميکنند، چون مردم داريي و خانه خودشان را حتي اگر خراب هم شده باشد در حد ناموسشان دوست دارند. بخاطر همين است که در زلزله بم چندين کيلومتر در ورودي شهر ترافيک داشتيم. پس به هيچ عنوان نميشود با ديکته کردن مديريت بحراني که در خارج تجربه شده است در ايران هم جواب گرفت. ما اينجا بحرانهايي داريم که آنجا ندارند. ما داريم روي بحرانهايي که مختص خود منطقه ما هستند کار ميکنيم. در واقع اين همان شعار UN است که ميگويد: thing global, act local
فعاليتها
وبسايت ما از تاريخ ۱۰ ارديبهشت شروع به کار کرد. البته فعاليتهاي ما به وبسايت محدود نميشود. برنامههاي ديگري هم داريم که هنوز شروع نشدهاند.
يک دفترچهي ۹ صفحهاي براي ايمني خانوادهها تهيه کرده بوديم که پس از زلزله چند هفته پيش بصورت وسيعي پرينت آن بين خانوادهها دست به دست گشت. خيليها تماس گرفتند و تشکر کردند در حالي که ما اين را توزيع نکرده بوديم و فقط در وبسايت قرار داده بوديم.
ما بزودي کلاسهاي آموزشيمان را برگزار خواهيم کرد. البته ما فعلا از طرفي هنوز درگير بوروکراسيهاي اداري مثل ثبت کامل NGO و اين مسائل هستيم.
سايت در واقع هدف ما نيست. فقط منعکس کننده جز کوچکي از فعاليتهاي ماست. آن چيزي که در سايت داريم حدود کمتر از پنج درصد اطلاعاتي است که قرار است در سايت قرار دهيم. اين سايت خيلي جوان است و حدود دو ماه است که فعاليت آن شروع شده. برنامه ۶ ماه تا يکسالهاي داريم که کل اين اطلاعات را در سايت بگذاريم.
در واقع سايت منعکس کننده فعاليتهايمان است و بزودي بيشتر فعاليتهايمان را روي برگزاري کلاسهاي آموزشي متمرکز خواهيم کرد.
الان سرفصلهاي کلاسهاي آموزشي ما آماده است ولي فکر ميکنم تاآخر تير اين کلاسها راه بيفتند. براي عموم آزاد خواهد بود. آنچه که آموزش خواهيم دادا، اول يکسري آموزش اوليه در مورد اينکه زلزله چيست تا مردم را از اين گنگي که فکر ميکنند زلزله يک پديده متافيزيکي است در بياوريم. زلزله بلا نيست، زلزله يک پديدهاي است مثلا باران، فقط عمر ما اينقدر کوتاه است که نميتوانيم تکرار زلزله را ببينيم. اميدواريم اينقدر آگاهي مردم را بالا ببريم که مردم بتوانند خيلي راحت با يکسري تمهيد ساده در مقابل زلزله ايمن باشند و هيچ وقت با ترس نخوابند.
هزينهها
منبع هزينهها تا الان کمکهاي مردمي بوده است. البته چند شرکت ساختماني خصوصي به ما پيشنهاد دادند که به ما کمک کنند يا يک شرکت انبوهساز هم اعلام کرد که هر کمکي بخواهيد ما حاضريم به شما بکنيم. ولي فعاليت ما بگونهاي است که از هيچ شرکت خصوصي که بطور مستقيم در زمينه کارهاي ساختماني فعاليت ميکند، کمک نخواهيم گرفت. چون در واقع کمک گرفتن از اينها به معني تاييد کارهايشان است مگر اينکه ما واقعا کار آنها را تاييد کنيم. ما کاري نخواهيم کرد که استقلال خودمان را از بين ببريم و مجبور شويم چون از فلان شرکت کمک گرفتهايم آنرا تاييد کنيم و اسم آنرا توي سايتمان بگذاريم.
به هر حال ما ادعا داريم که چشم مردم هستيم، حالا اگر اسم اينچنين شرکتهايي در سايت وارد شود، مردم تصور ميکنند که اين شرکت مورد تاييد ماست. ما اينچنين محدوديتهايي را در مورد تامين هزينهها داريم. الان هم فقط بر کمکهاي مردمي تکيه کردهايم.
پروژههايي را هم براي دولت انجام خواهيم داد. نه اينکه در بدنه دولت وارد شويم، به عنوان مشاور دولت عمل ميکنيم و يک سري طرحهاي مديريت بحران را به دولت ارائه ميدهيم تا از اين طريق بتوانيم يکسري از هزينهها را تامين کنيم.
در مورد قبول کردن کمک دولتي - اگر دولت تمايل به کمک داشته باشد - بستگي دارد کمک به چه نحوي باشد. اگر باعث شود ما استقلالمان را از دست بدهيم هيچوقت اينکار را انجام نخواهيم داد. يک بحثي وجود دارد که الان همه کارهاي ساختماني ما دست دولت است. از شهرداري تا وزارت مسکن و شهرسازي تا مرکز تحقيقات ساختماني و مسکن تا پژوهشگاه زلزله و سازمان نظام مهندسي هم که بايد يک NGO باشد رفته در قالب دولت. همه اينها از يک پيکرهاند و هيچوقت کسي نميآيد از کارهاي خودش ايراد بگيرد. بنياد مسکن مثلا الان در بم دارد بازسازي ميکند، کي بايد برود و بر کار آن نظارت کند؟ همه از يک پيکرند و خب نميتوانند بخوبي بر هم نظارت داشته باشند. ما هم اگر از آنها کمک بگيريم جزيي از آنها ميشويم. پس اينکار را نخواهيم کرد بلکه در سمت مردم هستيم و اميدواريم و در واقع مطمئنيم که مردم به ما کمک خواهند کرد که اينکار را انجام دهيم.
دولت
دولت ميخواهد کار کند، دوست داد، ولي عمق فاجعه اينقدر زياد است و وضعيت اينقدر پيچيده است که ما معتقديم دولت دست تنها نميتواند اينکارها را انجام بدهد.
ما هم نيامدهايم در مقابل دولت باستيم. آمده بصورت موازي دولت عمل کنيم. NGOها ارگانهاي موازي دولت هستند که يک مقدرا با وظايف دولت را به دوش خودشان ميکشند. متاسفانه بخاطر اينکه تا الان همه کارها در ايران دولتي بوده، NGOها هنوز جايگاه خودشان را ندارند. وقتي ما ميگوييم يک سازمان غير دولتي هستيم بعضي با تعجب نگاه ميکند که سازمان غير دولتي يعني چه و ميپرسند همان شرکت هستيد ديگر ؟
جايگاه NGOها براي عموم مردم تعريف نشده است. ما در واقع هم بايد کار زلزلهمان را انجام بدهيم و هم بسترسازي براي وضعيت NGOها بکنيم.
ما مشکلي نداريم که بخواهيم با دولت کار کنيم. دولت الان تعريف عملکردي از NGO ندارد.
ملت
بخش دولت که امکانات لازم براي همکاري با NGOها را ندارد، مردم هم قادر نیستند با سازماندهی وارد زلزله شوند. ما پيشنهادمان اين است که بجاي اينکه کلاننگري کنيم، جز گري کنيم. يعني بياييم معکوس مديريت کنيم.
ما ميخواهيم بجاي اينکه بياييم از بالا هدايت بکنيم، به اجزا جامعه، يعني يک پدر خانواده، يک مادر خانواده، يک سرپرست، به او آموزش بدهيم که چطور مديريت بحران را در خانه خودش از قبل از زلزله تا پس از زلزله اجرا کند. ياد بگيرد چطور آموزش ببيند، ايمنسازي کند، امکاناتش را تجهيز کند، پس از اينکه زلزله آمد چطور چطور عمل کند، نيروهاي زيددستش را چطور مديريت کند و از محل زلزله خارج کند و اسکان دهد و ...
يعني تمام آنچه را که بعد از زلزله در بعد مديريت کلان با آن روبرو هستيم ما آورديم در مديريت جز يک خانه تعريف کرديم. اين قطرهها جمع ميشوند و در يک کوچه يک هسته محلي ميشوند و همينطور ادامه پيدا ميکند تا نهايتا آن دريايي که ما ميخواهيم ميشود.
NGOهاي ديگر
بجز ما کم نيستند کساني که در زمينه زلزله کار غير دولتي انجام ميدهند. دوتاي آنها با ما تماس گرفتهاند و گفتهاند ما ميخواهيم با شما همکاري کنيم. ولي مشکل اين است که متاسفانه اينها هيچ تخصصي در زمينه زلزله ندارند. مثلا در زمينههاي کامپيوتر، روانشناسي و پتروشيمي تحصيل کردهاند. يعني تخصصشان ربطي به زلزله ندارد.
خب البته اين تخصصها هم مفيد و لازم هستند. ما بحرانهايي داريم که بايد به طريق اينها حل شود. مثلا بحرانهاي کودکان و زنان را داريم که بايد بدست اينها حل شود ولي لينها هم بايد جايگاه خودشان را بدانند و نخواهند در مسئل کلاني که در حيطه کاري يک مهندس زلزله است دخالت کنند.
به هر حال NGOهاي ديگري هم هستند. الان هر کدام که فعاليتهاي ما را ميبينند ميگويند ما دقيقا ميخواستيم همين کارها را انجام بدهيم، ما هم ميگوييم خب حالا ما اينکارها را کرديم، حالا شما ميخواهيد چکار کنيد؟
آنچه که NGO ما را متفاوت ميکند فقط يک نکته است و آن اينکه اعضاي آن هم متخصص زلزله هستند. مثلا براي آسيبهايي که زلزله به خطوط آب وارد ميکند ما متخصص داريم، براي آسيبهايي که بر سازه وارد ميشود يک متخصص داريم، در مورد ماهيت زلزله يک نفر پيامدها و بحرانهاي زلزله که بحث مديريت بحران ميشود يک نفر و به همين ترتيب.
چون ما همه جوانب يک زلزله از زمينشناسي تا مسائل ديگرش را داريم به عنوان يک NGO تخصصي فعاليت ميکنيم.
چرا اینترنت؟
با توجه به اينکه اينترنت هنوز در دسترس همه مردم نيست ما هدفمان اين نيست که خودمان را به اينترنت محدود کنيم. ولي تا آنجا که در توان ما بوده است از ابزارهاي موجود استفاده کرديم. ابزاري که تا الان در اختيار داشتيم اينترنت بوده است. يک مدت بعد شايد با کمک مرکز مشارکتهاي مدني بخواهيم به NGOهاي ديگر آموزش بدهيم. اما با توجه به محدوديتهاي منابعمان ما بهترين راه را انتخاب کرديم.
البته الان روزنامهها مطالب ما را بر ميدارند و به اسم خودشان يا بدون اجازه و ذکر منبع چاپ ميکنند. ( در اينجا چند روزنامه که از مطالب سايت استفاده کردهاند را به ما نشان ميدهند ) حتي زحمت اديت مطلب را هم به خودشان نميدهند. مثلا در جايي از متن نوشته شده که « اينجا را کليک کنيد » حتي اين را هم اديت نکردهاند! روزنامههاي اعتماد، ابتکار و شرق اينکار را کردند.
اين بخش روزنامهها که بدون اينکه ما بدانيم، مطالب ما را برميدارند و کار ميکنند. از آنطرف کتاب در دست چاپ داريم. در مورد نشريه هم داريم کار ميکنيم و ممکن است نشريه مکتوب هم داشته باشيم.
علاوه بر اينها دفترچههاي آمادگي در مقابل زلزله در دست تهيه داريم که در کلاسهاي حضوريمان توزيع ميکنيم و در آينده خودمان براي هر منطقه براي مردم ميفرستيم تا آنجايي که پول داشته باشيم.
الان فقط پولهايي که به ما هديه داده شده را در اختيار داريم. کل پولهايي که داشتيم ۱ ميليون تومان بود. ما الان ۴ ماه است که داريم کار ميکنيم و طبق محاسباتي که انجام داديم در مقابل کاري که داريم انجام ميدهيم ماهيانه يک ميليون و ششصد هزار تومان هزينه NGO ميشود.
حرف آخر
NGOها اگر ميخواهند واقعا غير دولتي باشند بايد اصولشان را با هم هماهنگ کنند و با هم حرکت کنند. هر کسي بايد کار خودش را بکند. بخش زلزله را متخصصين زلزله انجام بدهند، بخشهاي ديگر را متخصصين خودش.
ما يک زمان جايي دعوت شده بوديم که ۶ نفر راجع به زلزله صحبت کردند و جالب بود از اين شش نفر حتي يکيشان نميدانست بزرگاي زلزله يعني چه. چون وقتي کسي اطلاعات اوليه زلزله را نميداند، نميتواند اظهار نظر کند و نميتواند خدمت کند و بيشتر صدمه ميزند. من به کساني که در بعضي NGOها هستند و ميخواهند در مورد زلزله کار بکند ميگويم ناداني شما بيشتر خسارت وارد ميکند تا عدم همکاري شما.
ميگويم اگر ميخواهيد کار بکنيد، يک کار از بينهايت که وجود دارد را بگيريد و تخصصي در مورد آن آموزش ببينيد و انجام دهيد.
مثلا در مورد کودکان که يک بخش کوچکي از تمامي اين بحرانهاست بيايند و ياد بگيرند چطور کودکان را بعد از زلزله جمعآوري کنند تا بهزيستي وارد شود و اينها را تحويل بگيرد. آن فاصله دو روز اول را اگر يک NGO بخواهد در موردش کر کند بايد بلد باشد چطور چادر بزند، چطور چادر را در مقابل صدمات بعدي حفظ کند که مثل بم چادرها را باد نکند، چطور از چادر بطور امنيتي محافظت کند تا بچهها را ندزدند، بعد بداند چطور براي آن بچهها غذاي گرم تهيه کند، بعد چطور با بچههاي آنجا را با بازي و لوازمي که همراه ميبرد سرگرم کند و ...
اين يک مقوله بسيار کوچک است که اينقدر ابزار و تجهيزات و تخصص ميخواهد. ما پس از زلزله ۳۲ تا بحران داريم، يکي از قسمتهاي يکي از آن ۳۲ بحران ميشود کودکان. حالا شما ببينيد چقدر کار ميشود انجام داد. اما مشکل اين است که همه ما ميخواهيم مدير بحران باشيم و در راس باشيم و دستور بديم. ما در همه قسمتهاي زلزله احتياج به نيرو داريم اما افرادي که وارد ميشوند ميخواهند وارد بخشهاي مهم آن شوند که در آن پول دارد، تامين مالي از خارج از کشور دارد و ... در واقع بعضيها ميآيند کار کنند که پول در بياورند.