« مرکز پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران » عبارتی است که بر روی تابلو قهوهای رنگی در انتهای اتوبان جلالآل احمد نقش بسته و اگر از آن طرفها رد شده باشید حتما تا الان این تابلو توجه شما را به خودش جلب کرده.
برای انجام گفتگو و تهیه گزارشی راجع به فعالیتهای این مرکز تصمیم میگیریم سری به آنجا بزنیم. نگهبان دمدر نمیداند مسئول روابط عمومی کیست و ما را باید به کجا ارجاع بدهد، اما ظاهرا این فقط مشکل نگهبان نیست چرا که چند دقیقهای طول میکشد تا در این ساختمان کوچک موفق شویم مسئول روابط عمومی را پیدا کنیم.
بعد از کلی پرسوجو خانم مسئول روابط عمومی را پیدا میکنیم، از ما معرفینامه فکسشده از طرف مجلهمان میخواهد، وقتی برایش شیوه و اساس کار مجلهمان را توضیح میدهیم بعد از چند تماس تلفی به ما میگوید: « هفته آینده تماس بگیرید، انشاالله آقای ... که یکی از مشاورین مرکز هستند فرصت داشته باشند که بتوانند با شما یک گفتگو داشته باشند. البته میتوانید تلفنی هم سوالاتتان را بپرسید. »
به خانم روابط عمومی میگوییم این مرکز سایت اینترنتی دارد که بتوانیم از طریق آن اطلاعاتی بدست آوریم و با فعالیتهایش آشنا بشویم؟ خانم روابط عمومی که انگار برای اولین بار است با این سوال مواجه میشود کمی تعجب میکند، نگاهی به ما میاندازد، گوشی تلفن را بر میدارد و باز به چند نفری تلفن میزند و یک سوال تکراری را از چند نفری که با آنها تماس گرفته میپرسد: « آقای فلانی ما سایت اینترنتی داریم؟ »
تلاشها بالاخره نتیجه میدهد، ما و خانم روابط عمومی حداقل میفهمیم که مرکز سایت ندارد.
ما هم که وضعیت را میبینیم و نه فرصت کافی تا انتشار مجله در اختیار داریم و نه حوصله مصاحبه تلفنی، عطای تهیه گزارش را به لقایش میبخشیم.
***
چند هفته پیش همایشی با عنوان «بم:تجربه ؛ تهران:پیشگیری» توسط یک تشکل دانشجویی در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. در این همایش که بر حسب اتفاق مصادف شده بود با فردای روز زلزله بلده - که در تهران هم احساس شد - سخنرانیها و برنامههای مختلفی در مورد زلزله تدارک دیده شده بود. یکی از برنامههای این همایش میزگردی بود که دکتر مازیار حسینی - مسئول مرکز پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران - هم در آن حضور داشتند. میزگرد از نیمهراه شکل پرسش و پاسخ به خود گرفت و بخاطر جو احساسی حاکم بر جلسه - که بیشتر ناشی از جو وحشت حاکم بر جامعه در آن روزها بود - کنترل جلسه از دست برگزار کنندگان مراسم خارج شد و دانشجویان شرکت کننده سوالاتشان را به شکل صریح و بیپرده مطرح کردند تا جلسه به تدریج به مناظره دکتر حسینی با چند نفر از دانشجویان تبدیل شد.
اما نهایتا دکتر حسینی در میان بهت و تعجب همگان در حالی که ظاهرا از برخی پرسشهای صریح دانشجویان عصبی و ناراحت شده بود جلسه را به حلت قهر ترک کرد.
فایل صوتی زیر بخشهایی است از گفتههای دکتر حسینی در مورد فعالیتهای مرکز پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران در همان میزگرد.
هر چند که فایل کیفیت مناسبی ندارد، اما وقتی از هیچ راه دیگری نتوانستیم اطلاعاتی راجع به فعالیتهای این مرکز به دست بیاوریم مجبور شدیم به همین تکه فایلهای کم کیفیت بسنده کنیم.
فایل صوتی را میتوانید از اینجا بشنوید