English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  زندگی


خاطرات يک حادثه

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: منصوره مدرس

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
کلاس‌ها بهتر بود رسما تشکیل نمی‌شد. یک عده که از ترس زلزله بعدی از خانه بیرون نیامده‌اند و بقیه هم، با پس لرزه کلاس تعطیل است!
 

فردای زلزله

صداوسیما - گزارش

گزارشگر : « برای چی اومدی اینجا؟»
پسربچه : «قراره زلزله بیاد اومدیم بیرون»
- : «مگه فردا امتحان نداری؟»
- : «چرا، ولی مامانم از اداره‌شون زنگ زد گفت که امروز ساعت ۵ زلزله میاد،۲۰ دقیقه دیگه، امتحانمون برگزار نمیشه دیگه، مدرسه‌ها تعطیلن!»

دانشکده

کلاس‌ها بهتر بود رسما تشکیل نمی‌شد. یک عده که از ترس زلزله بعدی از خانه بیرون نیامده‌اند و بقیه هم، با پس لرزه کلاس تعطیل است!

اقوام-دوستان

همه از هم احوالپرسی می‌کنند که اتفاقی نیفتاده باشد. همه وحشت زده‌اند منتهی بعضی‌ها اصلا به روی خودشان نمی‌آورند و بعضی‌ها هم خیلی خیلی به روی خودشان می‌آورند! ظاهرا اکثرا به بیرون از خانه شتافته‌اند، اما من هنوز مانده‌ام در آن وقت کم چطور رسیدند آن پایین؟

چند روز پس از زلزله؛ یک گپ دوستانه

- «من همش احساس می‌کنم زمین می‌لرزه»
- «منم همین طور!»
- «آره، منم همین طور!»
- «من که یه ساک کامل آماده کردم که اگه زلزله اومد ...»
- (با خنده) «ای بابا...حالا اگرم اومد خودشون یه چیزی بهمون می‌دن دیگه...»
-

چند هفته پس از زلزله؛ در ماشین

- «از زلزله چه خبر؟»
- «خبری نیست..دیگه آتش نشانی هم از آماده باش بیرون اومد..»
- «خونه ما چند تا ترک بزرگ برداشته..»
- «خونه ما هم همین طور..می‌گن حیوونا زودتر می‌فهمند زمان زلزله رو...»
- «بله...همسایه پایینی ما سگ داره، تا صداش درمی‌آد من وسط حیاطم!»
- «بله..سگ هم قیمتش میره بالا...»
- «خب، خبر جدید چیزی ندارین؟»
-
- ...

حدودا یک ماه پس از زلزله؛ مترو

- «فکر کن اینجا زلزله بیاد...وای خدا نصیب نکنه...»
- ...

 

 تاریخ انتشار:   June 18, 2004 9:00 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir