تصور شرایط زیر زیاد هم نباید مشکل باشد و شاید نمود یک خانواده معمولی در سطح جامعه است:
"شخص با خانواده اش از زلزله جان سالم بدر برده است، منزل او کاملا ویران شده و او اینک به همراه خانواده اش در خیابان روبروی منزلش ایستاده، او دارای یک کودک شیر خواره ، یک پسر۱۸ ساله (که از ران پا دچار شکستگی است ) یک دختر ۱۷ ساله ، همسری جوان و مادری پیر است که نیاز به داروهای فشار و قند دارد. خوب از پسر بزرگ که مجروح است شروع میکنیم ، او میبایست به بیمارستان برسد و احتمالا به شهر دیگری اعزام گردد امکان آنکه او به همراه یکی از اعضاء خانواده برود بدلیل کمبود جا در هواپیما نیست و ترس از گم کردن فرزندتان و عدم رسیدگی مناسب به او آغاز بحران است. مدت زمانی را که شما مجبورید به تنهایی (توجه داشته باشید بخاطر بچه ها نمیتوانید همسرتان را با خود ببرید ) برای حمل پسرتان و رسیدن به فرودگاه یا بیمارستان صرف کنید را چیزی در حدود پنج ساعت تخمین بزنید ، تازه اگر هواپیمایی باشد و بیمارستان جایی داشته باشد . در این پنج ساعت خانواده شما بدون مرد تنهاست و مطمئنا بچه شیر خوارتان غذا میخواهد و مادرتان میبایست انسولین خودش را که در زیر آوار مدفون شده را هر چه زودتر قبل از شوک کمبود انسولین که بسیار خطرناک هم هست بزند ! در ضمن داروی فشار او نیز چند ساعتی است که دیر شده ! دخترتان لباس مناسبی بر تن ندارد و تهیه لباس یا بیرون کشیدن حتی یک تکه پارچه فعلا مقدور نیست و شب سردی در راه است و احتمال بارش باران هم میرود . شما بخاطر درگیری برای بستری یا اعزام کردن پسرتان قادر نخواهید بود که برای خانواده پتو ویا چادر آنهم اگر برسد بگیرید."
حتی تصور چنین شرایطی نیز سخت است، درحالی که شرایط بالا، یکی از بهترین و ایدهآل ترین سناریو های موجود است. مدیریت بر بحران از قبل از بحران آغاز میگردد با تهیه نمودن لوازم و تجهیزات و دانش مورد نیاز آن ، دانشی که به شما میآموزد که چگونه برای آنچه در پیش رو دارید برنامه ای در خور و عملیاتی داشته باشید . مدیریت بر بحران از یک خانواده تا یک محله تا یک شهر و یک کشور گسترش میابد و با توجه به مسئولیتهایی که مدیر هر مرحله بر عهده دارد دارای آموزشهای مربوط به خود و راهکارهایی ویژه است از پدر یک خانواده تا رئیس جمهور کشور.
در زیر یک لیستی از تمام بحرانهایی که ممکن است پس از زلزله ایجاد شوند را میینید:
1. بحران عملیاتی کردن مدیریتها
2. بحران اطلاع رسانی
3. بحران امنیت
4. بحران تخلیه و توزیع کمکهای ارسالی
5. بحران عدم مهارتهای ویژه امدادگران
6. بحران مسیرهای مواصلاتی
7. بحران اسکان و اعزام مجروحین
8. بحران اسکان بازماندگان پس از زلزله
9. بحران تدفین اجساد
10. بحران زنده یابی و خارج کردن مجروحان ( آواربرداری)
11. بحران عدم هماهنگی نیروهای عمل کننده
12. بحرانهای بهداشتی
13. بحران لوازم و تجهیزات
14. بحران کودکان بی سرپرست
15. بحران زنان و دختران بی سرپرست
16. بحران رفتاری فردی و گروهی بازماندگان
17. بحرانهای حمل و نقل
18. بحرانهای شبکه های آبرسانی
19. بحرانهای شبکه جمع آوری فاضلاب
20. بحرانهای شبکه سوخت رسانی
21. بحرانهای انتقال نیرو
22. بحرانهای سیستم های مخابراتی
23. بحران ساختمانهای ویژه
24. بحران ساختمانهای حیاتی
25. بحران سازه های با پتانسیل آسیب رسانی بالا
26. بحران جمع آوری و دفع زباله
این بحرانها با دید کلان تهیه شده است و شاید مخاطب بسیاری از آنها دولت است. ولی باید بدانیم اولا هرکدام از این موارد تاثیر مستقیم بر خانواده ها دارد و نیز اینکه تمام آنها را میتوان در مقیاس کوچک در خانواده نیز داشت.
حال ببینیم ساده ترین راه حل برای شرایط وصف شده در فوق چیست؟
بحث مدیریت بحران محله یکی از راههای چاره است. هر محله میتواند یک هسته برای خود داشته باشد. ایجاد چنین هسته هایی میتواند از بروز بسیاری از مشکلات و بحرانها بکاهند. پس از بروز زلزله، اعضای یک محله با تشکیل این هسته و هماهنگی در عملکرد، باعث ایجاد امنیت میشوند. با برنامه ریزی درونی خود، هر یک از افراد مامور تامین نیاز خاصی از اعضای محله میشود و ...
شاید تصور کنید که هیچ یک از این موارد عملی نیست. و در شرایط پس از زلزله، هیچ یک از افراد توانایی تفکر برای ایجاد چنین هسته ای را ندارند. ولی باید توجه شود که مدیریت بحران، همیشه باید قبل از بحران آغاز شود. یعنی اعضای محله پس از چند بار تمرین و مانور چنین هسته ای در شرایط عادی، خود را برای شرایط بحرانی آماده میسازند و با این تمرین دیگر نیازی به تفکر و برنامه ریزی در شرایط سخت بحرانی نخواهد بود.