معمولا عادت داریم با هر مشکلی که روبرو میشویم، یا هر موضوع جدیدی که در جامعه پیش میآید، خیلی سریع به مقایسه وضعیت کشور خود با دیگر کشورهای پیشرفته جهان بپردازیم. بحث زلزله هم که در روزهای اخیر با لرزیدن مردم تهران که محور اصلی جامعه ایران هستند، تبدیل به موضوع مورد علاقه همه مردم شده و هر کسی در هر مقامی که هست به اظهار نظر در مورد زلزله آن هم از نوع تخصصی آن میپردازد. از راننده تاکسی تا بقال سر محله و مجری برنامه خانواده در صدا و سیما همگی علاقه وافری به بحث زلزله پیدا کردهاند.
در این متن میخواهیم به بررسی وضعیت تفاوتهای موجود در بحث زلزله و پیشرفتهای علمی آن در کشور ایران و کشور ژاپن و آمریکا بپردازیم که بعنوان دو غول علمی در مهندسی زلزله و زلزله شناسی محسوب میشوند.
اساس زلزله ها
تمام زلزله های جهان از یک اصل فیزیکی بسیار ساده و ابتدائی بنام همرفت، منشاء میگیرند! داخل کره زمین بدلیل حرارت و فشار بالا بصورت خمیری و مایع عمل میکند. این ماده مذاب که ماگما نامیده میشود، در همه نقاط خود دمای یکسانی ندارد که همین یکسان نبودن دما، باعث ایجاد پدیده همرفت میگردد. مواد درون کره زمین همانند آب درون یک کتری که بر روی شعله قرار دارد، همواره در حال تغییر مکان هستند. سطح کره زمین از تکههای بسیار عظیم خاک و سنگ تشکیل شده است که در اثر جابجایی مواد زیرین خود، این صفحات نیز مجبور به جابجایی در کنار یکدیگر میگردند. بسیاری از زلزلههای ثبت شده در جهان، در مجاورت مرزهای این صفحات قرار دارد. با این توصیف بسیار مختصر در زمینه اساس زلزله به بیان تفاوت زلزله های ایران و ژاپن میپردازیم.
تفاوت زلزله های ایران و ژاپن
قبول داریم که کشور ژاپن سالهاست که به مقاوم سازی زیر ساختهای خود پرداخته و در این زمینه نیز موفقیتهای بسیاری کسب کرده است، و میتوان گفت کاملا موفق بوده است. اما باید به یک نکته اساسی نیز توجه کنیم که یک تفاوت بسیار بسیار مهم در زلزله خیزی ایران و ژاپن وجود دارد. کشور ژاپن در یک منطقه فرورانش قرار گرفته است. بدین معنی که پوسته اقیانوسی به همان دلیلی که در بخش قبل ذکر گردید، در حال فرو رفتن در زیر پوسته قارهای است. این پدیده باعث میشود تا اغلب ( البته نه همه ) کانون زلزله هایی که در ژاپن اتفاق میافتد معمولا در اعماق بسیار زیاد و در حدود 300 کیلومتر قرار داشته باشد. باید توجه نمود که عمق زلزله هیچ تاثیری در بزرگای آن یعنی همان واحد ریشتر که اعلام میشود، ندارد. هر زلزله فقط و فقط یک بزرگا دارد. لذا زلزله ای که با بزرگای 7 ریشتر در عمق 300 کیلومتری اتفاق میافتد، در مسیر حرکت به سطح زمین بسیاری از انرژی خود را از دست میدهد. اما در ایران وضعیت بگونه دیگریست. تمام زلزله های این منطقه کم عمق هستند. زلزله بم در عمق 8 کیلومتری و زلزله اخیر شمال ایران در عمق 26 کیلومتری اتفاق افتادند. در این عمق بسیار اندک انرژی زلزله از بین نمیرود و باعث میگردد تا خرابی های بسیار زیادی در سطح زمین داشته باشیم. با این تعاریف، میتوانیم متوجه شویم که زلزله های ایران چقدر مخربتر از بسیاری از زلزله های ژاپن میتوانند باشند.
پس وقتی ادعا میشود که یک زلزله 7 ریشتری در ژاپن فقط 1 نفر کشته بجا میگذارد، ابتدا باید توجه کنیم که آیا این 7 ریشتری در چه عمقی اتفاق افتاده است. در عمق 300 کیلومتری یا در عمق 8 کیلومتری.
زلزله در آمریکا
زلزله های کشور آمریکا ( که البته بیشتر آنها مربوط به فعالیت گسل سن آندریاس میشود) از نظر عمق شبیه زلزله های ایران هستند. اما یک تفاوت عمده وجود دارد در مدیریت و هدایت دانش. از زلزله سال 1906 سان فرانسیسکو، مطالعات مستمر و کلاسیک بر روی بحث زلزله در کشور آمریکا آغاز گردید. یعنی امسال چیزی حدود 98 سال است که کشور آمریکا در زمینه زلزله مطالعه میکند. پس میتوان گفت 98 سال است که سرمایه گذاری کرده است که خطرات زلزله را کاهش دهد. اما در کشور ما، تقریبا اولین گامهای اساسی برای مطالعات زلزله کشور، از زلزله منجیل سال 1369، که امسال خرداد ماه چهاردهمین سالگرد آن میباشد، آغاز گردید.
آنچه میخواهم با این اعداد و ارقام نشان دهم این است که برای داشتن کشوری ایمن در برابر زلزله باید صبر کرد. البته صبر همراه با عمل. جالب توجه است اگر بدانید بسیاری از بزرگترین دانشمندان مهندسی زلزله کشور آمریکا ایرانی هستند. اساتیدی چون دکتر نعیم، دکتر رهنما، دکتر بزرگنیا و دهها استاد دیگر. در داخل کشور نیز اساتید بسیار قوی در زمینه زلزله داریم که امیدواریم با سرمایه گذاری های موثر و مناسب در این زمینه، بتوانیم بسیار سریعتر به هدف ایران ایمن دست یابیم.