مقام عیش میسر نمیشود بی رنج
بلی به حکم بلا بستهاند عهد الست
«حسن تعلیل» یکی از زیباترین و دیدنیترین میدانهای تاخت و تاز کلام و مضمون شعری است. بهرهگرفتن از عناصر طبیعی و رخدادهای عینی برای پشتیبانی از خیالات و داعیههای شاعرانه و ظرافتها و نگارگریهای حاصل از آن همیشه برای اهل هنر مسحور کننده است و به دلیل ارتباطی که به این ترتیب میان دنیای ناشناختهی خیال و تفکر هنرمند با دنیای محسوس و ملموس برقرار میشود برقرار میشود. در واقع حسن تعلیل یکی از مهمترین دروازهها و مجاری ارتباطی با شعر است و موجب گسترش هر چه بیشتر طیف مخاطبان در پهنای جغرافیایی و درازای زمان میشود.
در بیتی که از خواجهی شیراز آوردهایم، نخست داعیهی شاعر را میخوانیم که:
مقام عیش میسر نمیشود بیرنج
سپس مصراعی در تقویت و تایید این داعیه آمدهاست که عرصهی هنرنمایی و اعجاز خواجه است:
بلی به حکم بلا بستهاند عهد الست
تلمیح مصراع به آیهی ۱۷۲ از سورهی مبارکهی اعراف و داستان پیمان بنیآدم نیاز به تکرار ندارد. بخشی از آیهی شریفه که کلمات آن در مصراع آمده، چنین است:
الست بربکم قالوا بلی
این داستان بارها منبع الهام و مضمونسازی شاعران بوده است اما در کار حواجه، ارجاعی که به صورت شنیداری و حتی نوشتاری کلمات وجود دارد، قابل تامل است.
«بل» در مصراع دوم هم در معنی تاکید و داعیهای است که در مصراع اول آمده و هم اشاره دارد به پاسخ بنیآدم در برابر پرسش (الست بربکم) در معنی اول (یعنی معنی تاکیدی) این کلمه «بلی» تلفظ میشود و در معنای دوم به سیاق قرآنی «بلا» خوانده میشود که در این شکل تلفظ با «بلا»ی دومی که در مصراع آمده، جناس تام دارد.
گویی پاسخ بنیآدم (قالوا بلی) اقرار به مهیا بودن دارد. برای بلا و ابتلا و تسلیم در برابر آن. چرا که به قول خواجه:
مقام عیش میسر نمیشود بیرنج.