نگاهی به فيلم «باج خور»

جمعه، 8 خردادماه 1383

     

 
       
 

موضوع: سينما

 

نويسنده: مهدی اسماعيل‌نژاد

   
     
پس از دیدن فیلم اولین چیزی که ذهن را مشغول خود می‌کند اینسرت‌های زیبا و جسورانه‌ای است که از بازیگران و اشیائ صحنه گرفته شده است مثل بارها و بارها آتش زدن کبریت و فدک و روشن کردن سیگار،...
   

 

 

 


پس از دیدن فیلم اولین چیزی که ذهن را مشغول خود می‌کند اینسرت‌های زیبا و جسورانه‌ای است که از بازیگران و اشیائ صحنه گرفته شده است مثل بارها و بارها آتش زدن کبریت و فدک و روشن کردن سیگار، دست‌ها، لب‌های ماتیکی چرب، چشم‌های نگران، تفنگ، زنجیر و سوئیچ و .. .. . در واقع باج خور ( به جز استفاده آزاردهنده و فراوان از موسیقی ) سعی دارد چندان پر احساس و اشک انگیز نباشد و دقیقا یک نوآر دهه 70 فرانسوی باشد با همان قواعد و اسلوب رایج در ژانری که البته الان منسوخ شده است، مثل همه فیلم‌های تلخ و سیاهی که ستاره بی‌همتایی چون آلن دلون در نقش ضد قهرمانی خونسرد و بی باک و تنها دست به سرقت یا قتلی می‌زد و در نهایت با خیانت یک دوست به دام می‌افتاد و کشته می‌شد. داستانی که سی سال پیش هم از فرط تکرار به فراموشی سپرده شد. پس چه چیزی موتمن را علاقمند به ساختن فیلمی تاریخ مصرف گذشته کرده است؟

با تمام این حرفها نمی‌توان از ارزش‌های فیلم به خصوص کارگردانی هوشمندانه فرزاد موتمن گذشت و اینکه او حالا دارد جا پای کارگردان مورد علاقه‌اش تارانتینو در اندازه خود می‌گذارد ارجاعات فراوان او به فیلم‌های مورد علاقه‌اش و میزانسن‌های برگزیده‌اش شاهدی بر این ادعاست.

فصل ورود اسی ( فریبرز عرب نیا ) به انبار و تعمیر گاه اتومبیل و روبرو شدن با علی ( شاهد احمدلو ) در واقع فصلی از فیلم دندان مار ساخته مسعود کیمیایی است و نه تنها این فصل که فضای مردانه فیلم هم بر گرفته از سینمای استاد است تا آنجا که دیالوگ قیصر را از زبان اسی می‌شنویم.

باج خور ترسیم کننده دنیایی است که در آن آدم‌ها به هیچ اصول اخلاقی پایبند نیستند و به راحتی به هم خیانت می‌کنند و ارزشی برای عواطف و احساسات انسانی قائل نیستند. غدیر از اسی می‌خواهد تا رعنا زنش را بکشد چون به زعم او هرزه شده است اما در نهایت معلوم می‌شود که غدیر به خاطر بدهی سنگینی که او داشته تصمیم به قتل او می‌گیرد. اسی به غدیر خیانت می‌کند و با همسرش همدست می‌شود. غدیر به اسی نارو می‌زند و به او سوء قصد کرده و سپس علی را می‌کشد. رعنا و اسی تصمیم می‌گیرند انتقام گرفته و با پول‌ها فرار کنند اما رعنا تنها از اسی سوء استفاده می‌کند و با او راهی نمی‌شود. دکتر که در ابتدا جان اسی را نجات داده بود تصمیم می‌گیرد او را بکشد تا با همسرش رعنا فرار کند و ... تا اینکه پی می‌بریم حقیقتا رعنا روابط نامشروعی با مرد یا مردان دیگری داشته است و از ابتدا باید کشته می‌شد. فیلم انباشته از این روابط پشت پرده و غافلگیرکننده است که تماشاگر را در طول مسیر داستان به بی‌تفاوتی وا می‌دارد.

با اینکه این فضاها نقاط اشتراکی با آثار کیمیایی دارد اما در باج خور نقش زن پررنگتر و کلیدی‌تر است و حضوری فعال و کارساز دارد. شخصیت رعنا ( با بازی نیکی کریمی ) یک زن اغواگر نوآر است که مدل ایرانی ندارد. او با یک نقشه حساب شده و با استفاده از جاذبه زنانه خود اسی را به کمک می‌طلبد تا همسر سابقش را کشته و بدهی‌اش را از او بگیرد و با دیگر همسرش فرار کند. نیکی کریمی نقشی متفاوت و بازی چشمگیری دارد و البته همچنان و با اینکه گریم خوبی دارد چهره ای معصوم و چشم‌های ساده‌ای دارد که نمی‌تواند کاملا با نقش هماهنگ شود و دقت فراوان و تمرکز او بر صدایش کم نظیر است و باید قبول کرد که این یکی از بهترین بازی‌های کریمی بوده است. فصل بلند گفتگو در بالکن از آن فصل‌های تماشایی و به‌یادماندنی است که کریمی بی‌آنکه مستقیما حرفی بزند سعی می‌کرد با نگاه های کنترل شده و خارج از قاب ترحم اسی را جلب کند که البته در نهایت موفق نمی‌شود !

نمی‌توان از بازی فریبرز عرب نیا چیزی نگفت. بعد از نمایش فیلم سلطان همه قهرمان فراموش شده کیمیایی همان جوان آس و پاس معترض را که بر علیه قانون جامعه قیام می‌کند تا عدالت را حکم فرما کند یافتند. عرب نیا با آن ابروهای در هم فرو رفته، پیشانی چروک خرده و رگ‌های برجسته، صدای گیرای عصبی و خنده های تلخ بغض آلود انگ نقش‌ آدم‌های خود ویرانگر معترض است که زمانی بهروز وثوقی نقش آن را بر عهده داشت و حالا مدتی است که محمدرضا فروتن در قالب این نقش‌ها برای استاد فرو رفته و چقدر حیف. عرب نیا بی‌نظیر است هوش و زکاوت او که در چشم‌های تیره‌اش مستتر است باعث شده تا به شخصیت اسی هویت بدهد و او را از یک مزدور بیرحم ارتقا دهد و از سویی در اندازه عاشقی چشم و گوش بسته نماند و البته همه اینها باشد.

تنهایی آدمهای فیلم را در تک تک نماهای درشت بسته ای که از چهره بازیگرها گرفته شده دیده می‌شود، کلوزآپ های زیبا و پر کنتراستی از عرب نیا که بعدتر بچه دست فروش چهره قاب شده ای از عرب نیا را به او تقدیم می‌کند.
نباید از سهل انگاری موتمن که یک کارگردان تکنیکی است در پرداخت صحنه های زد و خورد گذشت حتما می‌شد با براشت‌های بیشتر و از زوایای مختلف حس تعلیق و هیجان را به وجود آورد چون ضعیف ترین بخش فیلم شاید اصلی ترین فصل‌ها هم بودند‌ که با ابتدایی‌ترین شیوه‌ای سرهم بندی شده بود تا توی ذوق بزند.

باج خور بعد از هفت پرده و شبهای روشن سومین کار موتمن است و همچنان فیلم شبهای روشن بهترین فیلمش است. پایبندی موتمن به اصول ژانر باعث شده تا با کارگردانی صاحب سبک مواجه باشیم که باید قدر او را دانست. امیدوارم این فیلم فروش مناسبی داشته باشد تا موتمن با خیال راحت فیلم خودش را بسازد و روزی شاید شاهکاری برای سینمای ایران بیافریند.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine