دکتر مهدی بهادرینژاد استاد دانشگاه صنعتی شریف است، دکتری مکانيک از دانشگاه Illinois دارد و در دانشکده مکانیک تدریس میکند.
وقتی شندیم دکتر بهادرینژاد کتابی در زمینه شادی دارد اصلا تعجب نکردم. دکتر از آن دسته استادهای فوقالعاده منظم و سختگیری است که علیرغم تمام سختگيریهایش همیشه محبوب دانشجویان بوده!
یکی از شاگردان دکتر میگفت ما همیشه ساعتمان را از روی رفتار دکتر تنظیم میکردیم! وقتی وارد دانشکده میشد؛ ساعت حتما ۷ بود، وقتی از اتاقش به سمت کلاس خارج میشد؛ ساعت حتما ۷ و ۲۰ دقیقه بود، وقتی وارد کلاس میشد؛ ساعت حتما ۷ و بیستونه دقیقه و سیثانیه بود؛ وقتی درب کلاس را میبست ساعت حتما ۷و سی دقیقه بود و این یعنی دیگر کسی اجازه ورود به کلاس را نداشت.
در کارنامه دکتر بهادرینژاد علاوه بر تالیف مقالات متعدد در زمینه تحصیلیاش دو کتاب به نامهای «شادی و زندگی» و «دانشگاه زندگی» هم دیده میشود.
در کتاب «شادی و زندگی» از مطالب اصلی کتاب Love to be Happy که دکتر به زبان انگلیسی و در کشور آمریکا تالیف کرده، استفاده شده است.
«شادی و زندگی» را نشر دایره در سال ۱۳۷۸ منتشر کرده است.
کتاب با جملهای از ارسطو آغاز میشود: «شادی بهترین چیزهاست، آن قدر اهمیت دارد که سایر چیزها تنها برای کسب آن هستند.»
دکتر بهادرینژاد هم در تکمیل این جمله مینویسد: «معتقدم ما برای شاد زیستم خلق شدهایم. غیر از فعالیتهایی که برای تامین غذا و پوشاک و مسکن ضروریاند، بقیه فعالیتهایمان برای دستیابی به خوشحالی بیشتر و بالا بردن میزان شادی صورت میگیرد. همچنین معتقدم میزان شادی واقعی و پایدارما و نیز روشهای دستیابی به آن، اثر مستقیم روی رفاه و شادی و بهبود وضع اقتصادی جوامع و نیز حفظ محیط زیست دارد.»
هدف کتاب در بخش مقدمه هم اینچنین تشریح شده است: « از راه حل ارائه شده در این کتاب هر کسی میتواند استفاده نموده شادتر زندگی کند. اگر پیشنهادهای ارائه شده را افراد زیادی در زندگی خود بکار گیرند جامعه شاد و خوشحال خواهد شد. هدف این کتاب کشف اسراری است که افراد همیشه شاد به انها پی بردهاند. این کتاب روشی را پیشنهاد میکند که هر کدام از ما با دنبال کردن آن میتوانیم به شادی همیشگی و جاودان دست یابیم.»
نویسنده سپس دلایل بررسی پدیده شادی از روشی عملی را توضیح میدهد و در مورد نحوه مواجهه پژوهشگر با یک پدیده مینویسد: «در بررسیهای علمی، ابتدا پژوهشگر سعی میکند فرضیهای برای حل مسئله ارائه دهد. این فرضیه بر حقایقی ( از دیدگاه پژوهشگر ) استوار است. من در رشتهی مهندسی مکانیک تحصیل کردهام و از روش علمی در تحقیقات دراز مدت خود در زمینههای ترمودینامیک، تبدیل انرژی، کاربردهای انرژی خورشیدی و غیره استفاده نمودهام و در برخورد با یک مسئله اجتماعی نظیر شاد زیستن نیز راه دیگری جر برخورد و نگاه علمی نداشتهام. بنابراین از تجارب خود در مهندسی مکانیک و ریاضی استفاده کرده، در پی یافتن رابطه یا فرمولی بودهام که بیانگر تمام عواملی باشد که به شادی انسان کمک میکند. این رابطه، معاله یا فرمول رابطهی شادی سنجی مینامم.»
دکتر بهادری نژاد فرضیهاش را اینچنین طرح میکند: « فرضیهای که مایلم با شما در میان بگذارم بر پایه مشاهدات چندین سالهام در ارتباط با ناراحتیها و نگرانیهای مردم در بسیاری از کشورهای جهان استوار است. با دیدن این غمها و ناراحتیها از خود میپرسیدم که چرا به وجود آمدهاند و چه میتوان کرد تا انها را رفع نمود یا تقلیل داد.
فرضیه یا راه حل پیشنهادی بر اعتقادات و اصول زیر استوار است:
۱. انسان برای شاد زیستن آفریده شده است.
۲ به سبب جهالت و ناآگاهی، انسان راههای اشتباهی را برای بدست آوردن شادی پیموده است.
۳. مردم از وضع کنونی زندگی خود و از راه حلهای ارائه شده برای مسائل راضی نیستند زیرا همیشه به معلول توجه شده نه به علل.
۴. مردم حاضرند راههای جدیدی را برای حل مسائل و زدودن غم و اندوه خود بیابند. آنها حاضرند پس از یافتن و برخورداری زا شادی، را و روش کسب شادی را به دیگران بیاموزند و سرانجام جامعهای شاد و خوشبخت بوجود آورند.
۵. روشهای دستیابی به شادی را میتوان به وسیلهی رسانههای گروهی و کلاسهای درس به عموم مردم آموخت.»
توضیح و خلاصهای از فصلهای دوازدهگانه کتاب در بخش آمده است: « مطالب این کتاب به شرح زیر ارائه شدهاند: در فصل دوم صحبت از مکاشفهای است که چند سال قبل آن را تجربهکردم. این مکاشفه به من نشان داد که آیندهی بشریت بسیار آرام و همراه با شادی و خوشحالی زاید الوصفی است. در فصول سوم تا پنجم عوامل یا پارامترهایی را که شادی و ادوه را تعیین میکند بررسی کرده، نحوه به حداکثر رساندن شادی را بیان میکنیم.
درفصل ششم بر مهمترین عامل شادی پایدار یعنی عشق تاکید میکنیم. در فصل هفتم این بحث را مطرح میکنیم که خدمت بی چشمداشت و بیریا برای تقویت عشق بیتوقع و پاک و زدودن تمامی ناراحتیها ضروری است. در فصل هشتم درباره اهمیت ارتباط با یک استاد، مراد یا مولا گفتگو میکنیم. این ارتباط، یعنی استاد و مراد خود را بسیار دوست داشتن و همیشه به او و خاطراتش اندیشیدن کمک شایانی به کسب شادی میکند. عوامل دیگری که به شادی انسان کمک میکند نظیر: پیشرفت، رضایت، گذشت، سپاسگذاری، امید، خوشبینی، خیرخواهی، و مورد قدردانی قرار گرفتن، در فصل نهم مورد بحث قرار گرفتهاند.
در فصل دهم از آموزش ارزشهای انسانی صحبت میکنیم. برخورداری از ارزشهای انسانی وسیله بسیار مهمی برای کاستن از عوامل کمکنندهی شادی و دستیابی به آزادی واقعی است. در این فصل اشاره میکنیم که بدون برخورداری از ارزشهای انسانی بشر لیاقت ندارد که انسان نامیده شود. این ارزشها عبارتند از: صداقت، تقوی، عشق، صلح و آرامش، همدردی، علاقه به خدمت بیچشمداشت و غیر که برخورداری از آنها انسانیت ما را تعیین میکند. همچنین از یک روش تجسم خلاق و مراقبه برای ارتباط با استاد و مراد و مولای خود صحبت به میان میآوریم که باعث تقویت ارزشهای انسانی میشود. فصل یازدهم دربارهی ذهن و بدن است و اینکه رذائل اخلاقی علت تمامی و یا اکثر بیماریها و دردهای جسمانی هستند. در انتهای این فصل نتیجه میگیریم که شادی بهترین درمان است و برای اینکه سالم باشیم لازم است شاد باشیم.
خلاصهی اقداماتی را که برای دستیابی به شادی پایدار میتوان انجام داد تا جامعهای شاد و خوشحال بوجود آورد در فصل دوازدهم آوردهایم.»
دکتر بهادری نژاد عوامل شادی در انسان را اینچنین تشریح میکند: « برای شناسایی عوامل متشکله و موثر بر شادی مایلم آنها را به سه گروه اصلی، یکی مثبت و دو تای دیگر منفی، تقسیم کنم. گروه مثبت مستقیما به افزایش شدی کمک میکند، در حالی که دو گروه منفی از شادی و خوشحالی انسان کاسته، بر رنج، غم، ناراحتی و افسردگی او میافزاید. گروه مثبت شادی که آنها را با حرف J نشان میدهم شامل عوامل زیر است:
۱.عشق و محبت ۲.امید به آینده ۳.پیشرفت و موفقیت در کار ۴.خوشبینی ۵.خیرخواهی ۶.سپاسگزاری ۷.رضایت ۸.گذشت ۹.مورد قدردانی قرار گرفتن
دو گروه منفی شادی یا عوامل غم و رنج و افسردگی عبارتند از: گروه ناراحتیهای جسمانی و گروه ناراحتیهای عاطفی یا روانی. ناراحتیهای جسمانی که آنها را با حرف F نشان میدهم از این قرارند:
۱.گرسنگی و سوتغذیه ۲.درد و بیماری و سایر ناراحتیهای جسمانی
شمار ناراحتیهای عاطفی، احساسی یا روانی بسیار زیاد است. شاید بتوان بیش از ۵۰ رذیلهی اخلاقی را ذکر کرد که از شادی کاسته و بر رنج، افسردگی و غم انسان میافزایند. عناصر منفی مربوط به ناراحتیهای عاطفی، احساسی و روانی را به ۲۵ عامل زیر محدود میکنیم. عناصر منفی شادی یا رذائل اخلاقی که آنها را با حرف E نشان میدهم به شرح زیر هستند:
۱. آرزو( برای کسب ثروت، شهرت و قدرت) ۲.اضطراب ۳.انتقام جویی ۴.بدخواهی ۵.تحقیر ۶.ترس ۷.تنفر و کینه ۸.توقع ۹.حسادت ۱۰.حرص و زیادهخواهی ۱۱.خشم ۱۲.خشونت ۱۳.خودپرستی ۱۴.دلبستگی ۱۵.دلتنگی ۱۶.دورویی ۱۷.ستم ۱۸.سرزنش ۱۹.شهوت ۲۰.عجله ۲۱.عصبانیت ۲۲.عیبجویی ۲۳.غصه ۲۴.نومیدی و یاس ۲۵.وسواس»
بهادری نژاد سپس به ارائه فرمولی کمی برای شادی میپردازد و در اینمورد مینویسد: « شادی پدیدهای کیفی است و نمیتوان آن را کمی کرد ملی اختصاص عدد به عوامل مثبت و منفی شادی به ارزیابی وضعیت شادی و بویژه یافتن عواملی که ما را غمگین و افسرده میکنند، کمک زیادی میکند. برای ارزیابی شادی میتوانیم رابطهی ساده زیر را بنویسیم و تمام عوامل یاد شده را در آن بگنجانیم. این رابطه «شادی سنجی» نام دارد: H=J-F-E
یعنی: شادی (H) برابر است با عناصر مثبت شادی (J)، منهای رنجهای جسمانی(F)، منهای رنجهای عاطفی(E).
همه دماسنج را میشناسند و میدانند برای اندازهگیری دما یا درجه حرارت بکار میرود. اما تا آنجا که من اطلاع دارم وسیلهای وجود ندارد که بتواند شادی یا رنج و غم آدمی را اندازهگیری کند و آنرا برحسب اعداد مثبت یا منفی بیان کند. با وجود اینکه ابزاری برای اندازهگیری شادی وجود ندارد شاید غیر ممکن نباشد که میزان شادی را با استفاده از چیزی که مایلم آن را «شادی سنجی» بنامم ارزیابی کنیم. این وسیله همان رابطه فوق است. در قلمرو دانش، تعیین و ارزیابی خاصیت و حالت اجسام با استفاده از روابط ریاضی بجای ابزارهای اندازهگیری پدیدهی تازهای نیست. اگر شما در رشتهی مهندسی یا فیزیک تحصیل کرده باشید میدانید که وسیلهای برای اندازهگیری یکی از خواص ترمودینامیکی به نام انتروپی وجود ندارد. البته برای اندازهگیری خواص دیگر اجسام نظیر دما و فشار وسایل اندازهگیری به نامهای دماسنج و فشارسنج وجود دارند، ولی برای اندازه؛یری انتروپی وسیله ای به نام انتروپیسنج وجود ندارد. در عوض، با استفاده از روابط ریاضی میتوانیم تغییرات انتروپی را در فرایندهای ترمودینامیکی حساب کنیم. در بحث شادی نیز میتوانیم از یک رابطه ریاضی استفاده کرد، اندازهی شادمانی و نشاط یا رنج و غم خود را تعیین کنیم.»
اهمیت عوامل شادیبخش و عناصر رده رنجها هم این چنین معین میشود: « به طور اختیاری ۱۰۰ امتیاز را بین تمام عناصرمثبت شادی (J) بصورت زیر توزیع میشود:
۱.عشق (۷۰ امتیاز) ۲.امید (۴امتیاز) ۳.احساس پیشرفت و موفقیت در کار (۶امتیاز) ۴.خوشبینی (۳امتیاز) ۵.خیرخواهی (۲امتیاز) ۶.سپاسگذاری (۴امتیاز) ۷.رضایت (۴امتیاز) ۸.گذشت (۴امتیاز) ۹.مورد قدردانی قرارگرفتن (۳امتیاز)
برای عناصر ردهی رنجهای جسمانی (F) هم جمعا ۲۰۰ امتیاز به صورت زیر توزیع مینمائیم:
۱.گرسنگی و سوتغذیه (۱۰۰امتیاز) ۲.بیماری و ناراحتیهای جسمانی (۱۰۰امتیاز)
برای عناصر ردهی رنجهای عاطفی (E) مقدار ۱۰۰ امتیاز را بطور مساوی بین تمام عناصر توزیع میکنیم و بنابراین به هر یک ۴ امتیاز میرسد.»
دکتر بهادرینژاد در مورد علت امتیاز بالایی که برای عنصر عشق در نظر گرفته است مینویسد: « به دلیل اهمیت عشق در ایجاد شادی است که در رابطهی شادی سنجی ۷۰ نمره از ۱۰۰ نمره را به عشق اختصاص دادم. برای بسیاری از کسانی که عشق عمیق و واقعی را چشیدهاند و سعادت، آرامش و شدی آن را حس کردهاند حتی این نمره هم کم است و اگر این رقم را انتخاب کردهام به این دلیل است که برای سایر عواملی که به شادی انسان کمک میکنند ارزشی قائل شوم و بتوانم آنها را در معدله بگنجانم. لازم است تاکید کنم که بیعشق، شادی و نشاط زندگی به حداقل میرسد. بویژه، در نبود عشق عوامل منفی شادی ممکن است حاکم شوند و تمامی امتیازهای مثبت نظیر: احساس پیشرفت کردن، مورد قدردانی قرار کرفتن و ... را خنثی کنند. وقتی کسی از عشق ۷۰ امتیاز بگیرد تمام عوامل منفی از زندگی او رخت بر میبندد. با چنین عشق عمیقی هیچچیز نمیتواند آرامش او را بر هم زند زیرا « معشوق و محبوب» خود را در همهکس، همه چیز و همه جا میبینند.»
با استفاده از این فرمول و عدد دهی به مقادیر بالا شما میتوانید میزان شادیتان را مشخص کنید. به این ترتیب حداقل H برابر ۳۰۰- میشود یعنی کسی که هیچ عامل شادیآفرینی در زندگیاش وجود ندارد، گرسنه و بیمار است و تمام رنجهای عاطفی هم در او به مقدار حداکثر وجود دارد.
بالاترین مقدار هم برای شادی ۱۰۰+ امتیاز است. و شخصی که میزان Hاش ۱۰۰+ محاسبه میشود شخصی است که تمام عوامل شادیآفرین در او حداکثر است، رنجهای عاطفی ندارد، از بیماری بهدور است و شکمش هم سیر است.
دکتر بهادرینژاد در ادامه بحث «شاخص ملی شادی» را مطرح میکند و مینویسد: « اگر تمام مردم یک کشور شادی خود ر با معادله شادی سنجی ارزیابی کنند، میتوان میزان شادی روزنامه، ماهانه، سالانه یک کشور را تعیین و نتیجتا در هر سال شاخص ملی شادی آن ملت را مشخص کرد. این شاخص عبارت است از جمع جبری میزان شادی سالانه تمام آحاد ملت تقسیم بر تعداد افراد. این شاخص را میتوان با رابطه زیر نشان داد:
NIH = ( ∑ Hi ) / n