English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  زندگی


VR بخوانید ویار - بخش دوم

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: عباس حسین‌نژاد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: ahoseinnejad-at-gmail.com

 
 
شروع کن! دوباره شروع کن! پرواز درناها را هیچ کس جدی نمی‌گیرد حتی اگر تیتر همه روزنامه‌های جهان باشی
 

هرچه تلاش می‌کنم ننویسم نمی‌شود. نه این ذهن پریشان می‌گذارد نه این قلم. بی‌قرار و نه این کاغذ که خود را مهیا نموده تا او بیامیزیم و این کلمات زاده شوند. اسارت بدی است در چنبر این حس نمی‌دانم چه، بودن و نفس کشیدن.

شروع کن! دوباره شروع کن! پرواز درناها را هیچ کس جدی نمی‌گیرد حتی اگر تیتر همه روزنامه‌های جهان باشی. سرودن شعر با هزار و یک قافیه جورواجور که هر کدامشان بدجور همدیگر را تحویل می‌گیرند اصلا سخت نیست، فقط کاغذ می‌خواهد که می‌توانی از دوستت قرض بگیری و یک خودکار بیک که داری.

شب‌ها خوابت هم اگر نبرد باید توی رویاهایت که همیشه خاکستری بوده‌اند و انگار خواهند بود تا حداقل هزار سال دیگر، به جستجوی اسبی باشی که آذین اسپندین روی پیشانی دارد و شروع همه‌ی سال‌های شمسی و قمری و میلادی را - دقیق اگر بشنوی - صدایش از دور و نزدیک هی می‌آید تا سفید و سیاه و زرد و سرخ یادشان باشد امسال هم علی رغم همه‌ی قول‌های خداوندی و با وجود گذشت چندین و چند هزار سال، باران نیامده و طبق پیش‌بینی‌های به عمل آمده، امسال هم نمی‌آید که نخواهد آمد.

برو توی خیابان برف می‌آید یعنی دیشب آمده و صبح، یخبندان صورت خیابان را پوشانده و احتمالا که نه مطمئنا لعن و نفرین به خدا و زمین و آسمان و شهرداری و حکومت و نظام و کفاش و سایر کسانی که احتمال دارد در لیز خوردن و شکستن دست و پای کسانی که با لگن جاذبه به طرز شدیداللحنی درک کرده‌اند دخالت داشته‌اند به آسمان می‌رود که ای تف به ...!!

ببین! این کلمات هی کج و راست می‌شوند که یادت بیاورند هی داری کج و راست می‌شوی بی‌که بفهمی، بی که یادت باشد در شروع آفتابی لحظه‌ای که باید، ترانه‌ای را که باید، زمزمه نکردی و حالا بکش. و حالا داری می‌کشی از روزگار، از روزگار، از ...

 

 تاریخ انتشار:   May 28, 2004 7:38 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir