VR بخوانید وی آر - بخش اول

جمعه، 25 اردیبهشتماه 1383

     

 
       
 

موضوع: زندگی

 

نويسنده: عباس حسین‌نژاد

   
     
بیا این شیشه را بگیر و ببر سر خیابان پر از خونش کن و برگرد! زود باش که خیلی کار داریم لطفا!! راستی قیمت خون بابای آن سوپرمارکتی سرخیابان چه ارتباطی با قیمت خون بابای آن مغازه‌ی داروفروشی دارد که...
   

 

 

 

بیا این شیشه را بگیر و ببر سر خیابان پر از خونش کن و برگرد!
زود باش که خیلی کار داریم لطفا!!
راستی قیمت خون بابای آن سوپرمارکتی سرخیابان چه ارتباطی با قیمت خون بابای آن مغازه‌ی داروفروشی دارد که هر کار می‌کنند می‌خواهند بابایت را در بیاورند و به آتش بکشندش با حقوق بازنشستگی.
خبر آخر را شنیده‌ای؟ می خواهند سهم هر کس را از مرگ هر چه زودتر بدهند تا دیگر توی خیابان شب کسی نخوابد که بخواهد مزاحم افکار عمومی روزنامه‌های شهر بشود که شهردار و رئیس جمهور به خاطرش آب آناناس غنی شده‌ی مخصوص فشار خون بخورند!
چشمت درد نگرفته که اینقدر می‌روی توی کتابفروشی آستان قدس، کتاب را سرپایی می‌خوانی تا بعدازظهر که بر می‌گردی به خانه، ۱۲۶۰ تومان پس‌انداز کرده باشی و تا بانک نبسته بگذاری‌اش توی حسابت تا وقتی که هر پنج هزار تومان شد بشود یک امتیاز شانس بردن جوایز ارزنده‌ی جنسی و غیر جنسی و پراید و دوو و صبا که پیغام و پسغامی برایت نفرستاد توی پیغامگیر موبایلت که مهلت پرداخت هزینه‌ی صد و خورده‌ای هزار تومانی‌اش به سر می‌آید فردا و باید از هر کسی - چه رویت بشود چه نشود - پول قرض کنی تا حیثیتت که در این ملکت برای بردن‌اش هزار و یک راه پیش رویشان است نرفته و نرود و اتوبوس جمعیت بوق‌زنان از روی جنازه‌ی بی صاحبت رد نشود که تویش عروسی عمه‌ی فلانی بوده است که دارد می‌رود خانه‌ی بخت که شترش دم در خوابش برده و با زور دگنک هم از جایش تکان نمی‌خورد و یادت می‌آید که اِ... این شتر همان شتری است که قرار بود در خانه‌ی تو را بزند و تو همان موقع - درست همان موقع - که شتر می‌خواست لقدش! را بزند به در، تو در را باز کردی و لقدش خورد به یک جایی‌ات که فقط می‌توانی توی سایت‌های XXX آن‌را نقل قول مستقیم کنی و بروی توی برف‌های ولنجک سرما برود توی استخوانت و دلت بگیرد از بس که توی ترافیک امیرآباد بوق ماشین و دود اتوبوس خورده است به جانت، تا بالا بیاوردش از چشم‌هایت که کابوس می‌بینند همیشه، چه خواب باشد چه بیدار و چه هوشیار!
دلت گرفته، می‌دانم. آن تلویزیون را روشن کن کمی زلزله تماشا کنیم تا شاید دلمان مثل ایستگاه خیام نیشابور انفجار غیر هسته‌ای آب و پنبه و گوگرد کند. می‌گویند کمک‌های مردمی پخش می‌کنند توی بازار کرمان که آدم می‌تواند به قیمت از تولید به مصرف برای تا سه نسلش کاپشن آمریکایی بخرد که تا هفتاد سال دیگر هیچ کس در فامیلت سرما نخورد. اصلا می‌خواهی برای همدردی با مردم بم که فقط و فقط کارشان کشت خرما بوده و هرگز نمی‌توانستند ترانزیت مواد مخدر را بخش کنند چه برسد که آن‌را بکشند و به حلق جوان مردم تحویل در درب محل بدهند، خانه خرابیت را در تیرا‌ژ نامحدود با رانت دولتی منتشر کنی!
چه‌ات شده! داری نفس می‌کش یا ...! آخی! اگر آدم بتواند نفس ناراحت هم بکشد غنیمت است. ببخشید آقا قرص خودکشی خدمتتان نیست. این دوستم حالش بدست دگتر گفته از این قرص‌ها برایش بخرم. مارکش؟ همین صادق هدایت خوب است!
ادامه دارد

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine