مقدمهای بر دستگاههای موسیقی ایرانی:
اصطلاحا آنچه که به نام موسیقی سنتی در زبان امروز ما و اهل موسیقی رایج است، مجموعهایست از گوشهها و دستگاهها، نغمهها و آوازهایی که زندهیاد میرزاعبدالله جمعآوری کرده و آن، چیزهاییست که در تهران نواخته میشده. والا موسیقی ایران بزرگ، مجموعهایست از آنچه که ما امروز موسیقی سنتی یا ردیف مینامیم، به اضافهی موسیقیهای محلی و مقامی همهی شهرها و روستاهای ایران بزرگ.
ایرانی که در عرصهی نقشهی فرهنگی، مدنظر است یعنی سرزمینی که همهی پارسیگویان در آنجاها زندگی میکنند و دارای موسیقی و فرهنگ مشترکی هستند. به هر حال بخشی از این موسیقی در تهران رایج بوده که مرحوم میرزاعبدالله آنها را جمعآوری کردهاند.
آوازهای ایرانی از سه قسمت تشکیل شدهاند: یکی دستگاه، دیگری نغمه و آن یکی گوشه. اگر موسیقی ایران را مملکتی تصور کنیم، دستگاه را استان، نغمه را شهر و گوشه را به خانه میتوان تعبیر نمود. آوازهای بزرگ را دستگاه مینامند و معمولا موسیقی ایران را شامل هفت دستگاه و پنج آواز میدانند. دستگاهها از این قرار: ماهور، همایون، سهگاه، چهارگاه، شور، نوا، راستپنجگاه. (این طبقهبندی چهل پنجاه سالیست که متداول گردیده و امروز هم متداول است.) و پنج آواز: ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی که از متعلقات دستگاه شور هستند و آواز اصفهان که بعضی آنرا جزء شور و برخی از متعلقات همایون دانستهاند.
باید گفت که هر کدام این دستگاهها دارای لحن و شخصیتی خاص است و تسلط برآنها و درک هر کدام، از راه سماع سهلترست.
در این مجال کوتاه اشارهای بر شخصیت و رمز و راز نهفته در دستگاه نوا خواهیم داشت.
گوشههای مهم دستگاه نوا:
نوا گام مستقلی ندارد.(1) یعنی عین گام شور است و سابقا آنرا جزء شور محسوب میکردهاند. گوشههای این دستگاه هر کدام به واسطهی شخصیت آهنگ و وزن شناخته میشوند. یکی از مهمترین گوشههای نوا گَوِِِِشت(گواشت) هست که سبب تغییر درجات گام نوا میشود و همچنین باعث تمایز بیشتر این دستگاه با شور خواهد شد. دیگر از گوشههای مهم نوا، نهفت است که در آن تغییری به گام نوا داده نمیشود.
دیگر از گوشههای مهم نوا، عراق است که در آواز افشاری هم استعمال میشود و از گوشههای مهم ماهور هم هست. سایر گوشههای شور ممکن است در نوا به کار رود ولی گوشههای مهم نوا همانهاییست که ذکر شد.
نوا مقامیست که تنها درموسیقی سنتی نواخته میشود.
شخصیت این دستگاه:
نوا آوازیست با طمأنینه و با وقار و نصیحتآمیز، که با آهنگی ملایم و متوسط و نه چندان فرحبخش و نه زیاد دردناک و محزون بیان احساسات میکند. در موقع خستگی و فراغت شنیدن آواز نوا بسیار مطبوع است و معمولا آنرا آواز خراب گفته و در گذشته، آخر مجالس انس و طرب مینواختهاند.
در حقیقت نوا ناصحیست صبور و با تجربه که با بیانی شگفتانگیز، ماهرانه نصایح خود را به مستمعین میدهد. به خصوص اگر اشعار مناسبی چون اشعار عارفانهی حافظ، برای خواندن نوا انتخاب شود، مخصوصا در ناحیهی بم با آوازی پخته و گرم تأثیری عجیب دارد و مستمع را بیاختیار مطیع خواهد کرد.
نوا در حالیکه پند صبوری میدهد در پرده از تألمات زندگانی هم شکوه میکند. منتهی شکایت این دستگاه مانند دشتی و سهگاه پر از فغان و نالان نیست و غم اندوه را در حالی مستور و پنهان بیان میکند. نوا هم مانند شور نمونهی کاملیست از احساسات عالی فیلسوفانه و صوفیانه و عارفانهی اهالی مشرق زمین و نمایندهایست از حالات و کیفیات عرفا و فلاسفه و کسانیکه به خوبی مزهی تجربیات زندگی را چشیدهاند.
توضیحات:
1- هر دستگاه گامی متفاوت با دیگر دستگاهها دارد. در تعریف گام باید گفت گام عبارت است از تعدادی اصوات پیدرپی(نت) که با فاصلههای معین و حساب شده به دنبال هم قرا میگیرند و آخرین نت گام، هنگام بالایی نت اول باشد. یعنی نت آخر، دقیقا تکرار همان نت اول باشد در فرکانسی متفاوت.
منابع:
2-نظری به موسیقی، نگارش روحالله خالقی، چاپ سوم، انتشارات صفیعلیشاه.
3-تئوری بنیادی موسیقی، نگارش پرویز منصوری، چاپ چهارم، نشر کارنامه
4-ردیف سازی موسیقی سنتی ایران (میرزاعبدالله)، به روایت نورعلی برومند، مقدمه و نتنویسی ژان دورینگ، چاپ اول، انتشارات سروش