مشروعیت زرد، گفتگو با دکتر مسعود کوثری - صفحه اول

جمعه، 11 اردیبهشتماه 1383

     

 
       
 

موضوع: گفتگو

 

نويسنده: محمدمهدی مولايی

   
     
مسعود کوثری دارای دکتری جامعه‌شناسی از دانشگاه تربیت مدرس و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران است. حوزه‌های مورد علاقه وی جامعه‌شناسی ادبیات، جامعه‌شناسی فرهنگ و رسانه‌ها هستند. با او در مورد روزنامه‌نگاری زرد به گفتگو نشستیم.
   

 

 

 

مشروعیت زرد


مسعود کوثری دارای دکتری جامعه‌شناسی از دانشگاه تربیت مدرس و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران است. حوزه‌های مورد علاقه وی جامعه‌شناسی ادبیات، جامعه‌شناسی فرهنگ و رسانه‌ها هستند. با او در مورد روزنامه‌نگاری زرد به گفتگو نشستیم.

تنظیم: محمد مهدی مولایی

 




بخشهایی از این گفتگو را بصورت فایل صوتی می‌توانید اینجا بشنوید.

 

متن کامل گفتگو را بصورت فایل PDF می‌توانید از اینجا دریافت کنید.

 



- با تاریخچه و تعریف «نشریات زرد» شروع کنیم.

- واژه «نشریات زرد» یا به اصطلاح وسیعتر آن «روزنامه‌نگاری زرد» یعنی Yellow Journalism ریشه در تاریخ آمریکا و دعوای دو روزنامه‌نگار آمریکایی به نامهای William Randolph Hearst و Joseph Pulitzer دارد.
بحث اینها در اواخر قرن ۱۹ بر سر این بود که چکار کنند که Circulation یا فروش روزنامه‌شان در آمریکا بیشتر بشود. در آن موقع علاوه بر اخبار و مطالب دیگری که در روزنامه چاپ می‌کردند، داستانهای مصوری به نام کمیک‌استریپ در روزنامه چاپ می‌کردند که یکی از معروفترین آنها داستانی بود به نام Yellow Kid يا بچه زرد.
در یکی از این روزنامه ها یکی از کاریکاتورریستها داستانی را شروع کرد. بچه ای که لباس زردی بر تن داشت و وقتی می‌خواست جواب بدهد بجای اینکه حرف بزند روی پیراهنش نوشته می‌شد. این پیراهن شبیه لباس‌های خواب شب بود و زبان بچه هم یک زبان رسمی نبود. به اصطلاح انگلیسی‌ها یک زبان آرگو یا به اصطلاح خودمان «داش مشتی» بود. عامیانه مثل چیزی که در سریال‌های نقطه‌چین و پاورچین می‌بینیم، در واقع زبانی که از عامه مردم گرفته شده. کاریکاتوریست این روزنامه به روزنامه‌ی دیگر منتقل شد و این دو روزنامه دو داستان را بصورت موازی ادامه دادند. بعدا این بحث پیش آمد که چطور می‌توانند گردش و فروش روزنامه را بالا ببرند.
اصطلاح Yellow Pape یا Yellow Journalism یا مطبوعات زرد از همین رنگ زرد این داستان گرفته شده است. بعدها به هر دو این روزنامه‌ها، روزنامه‌های زرد اطلاق شد.
آن زمان جنگ آمریکا-اسپانیا هم مطرح شد. این روزنامه‌ها شروع کردند راجع به اسپانیا چیزهایی را نوشتن که چطوری دارند آماده می‌شوند و وضع آنان چگونه است و ملت آمریکا را تهیج کردند برای مبارزه با اسپانیا. به اصطلاح راست و دروغ را به هم بافتند. این قضیه به جنگ کوبا هم کشیده شد. این دو روزنامه در سوق دادن مردم به جنگ با کوبا و نگرش منفی مردم آمریکا نسبت به کوبا تاثیر مستقیمی داشتند. بعدها مشخص شد که اینها اصلا واقعیات را نمی‌گویند و اینها بر اساس شایعات، بر اساس غلو و بر اساس برانگیختن احساسات مردم عمل می‌کنند. از همین‌جا بحث «روزنامه‌نگاری زرد» سر زبان‌ها افتاد. در واقع به نشریاتی که با برانگیختن احساسات مردم، با غلو کردن، با راست و دروغ به هم بافتن و بدون تحقیق درست در مورد وقایع یعنی بدون fact مطلب را مندرج می‌کنند، نشریات زرد گفته می‌شود.

- شما مخاطب این نشریات را چه کسانی می‌دانید.

- در ابتدا مخاطبان اصلی نشریات زرد توده مردم هستند. توده‌ای که سعی می‌شود با برانگیختن احساسات آنها بدون تعقل آنها را به سمت یک واقعیت خاص سوق بدهند. حتی نمونه این کارها را ما امروزه می‌توانیم در روزنامه‌هایی که اصطلاحا به روزنامه های زرد مشهور نیستند ولی کار زرد می‌کنند ببینیم. حتی خیلی از نشریات آمریکایی پس از واقع ۱۱ سپتامبر سعی می‌کردند با این شیوه‌ها احساسات توده مردم آمرکایی را نسبت به عرب‌ها، مسلمانان و نسبت به تروریستهایی که قیافه‌های عجیب و غریب دارند برانگیزند.
ممکن است روزنامه‌ای در کلیت آن زرد نباشد ولی کار زرد بکند. این موضوع به‌ویژه در روزنامه‌هایی که داستان‌های دنباله‌دار می‌نویسند دیده می‌شود. مثلا مورد رسوایی کلینتون با مونیکا لویینسکی از چیزهایی است که می‌تواند دستمایه این نوع مطبوعات زرد قرار بگیرد.

- تا آنجایی که من خاطرم هست شکل پرداخت این موضوعی که گفتید در نشریات زرد ما با نشریات زرد آمریکا متفاوت بود. در نشریات و افکار عمومی مردم آمریکا کلینتون متهم شد به دروغ‌گویی شد. اتهامش دروغ‌گویی بود. اما در مطبوعات ما اتهام رابطه نامشروع‌ش برجسته شد. این تفاوتها در نگرش چگونه حاصل می‌شود؟

- این دقیقا به اینجا برمی‌گردد که این روزنامه‌ها sensational هستند. یعنی سعی می‌کنند احساسات توده مردم را بر بینگیزند، غلوآمیز حرف بزنند. این sensation هم به این برمی‌گردد که مردم روی چه چیزی حساسیت دارند. این حساسیت‌ها در فرهنگ‌های مختلف فرق می‌کند. ما از دروغ گفتن یک رهبر سیاسی نمی‌توانیم برای کوبیدن و جریمه‌کردن او استفاده کنیم و این قضیه نمی‌تواند احساسات توده را جریحه‌دار کند. چون ما از پیشینه‌ی سیاسی-فرهنگی خاصی برخورداریم که عادت کرده‌ایم به اصطلاح معروف « بگوییم چپ و بخوانیم راست». اصلا به قرائت دوم عادت داریم، یعنی قرائت اول را همیشه برای آدمهای ساده‌لوح می‌گذاریم و همیشه به دنبال پشت قضیه هستیم. بنابراین خیلی برایمان برخورنده نیست. اما در آنجا برعکس است. درآنجا رابطه جنسی ممکن است یک رابطه شخصی تلقی شود ولی دروغ‌گویی مقام یک مسئول بزرگترین خطا باشد. در واقع مردم روی این حساس هستند و این باعث می‌شود که مطبوعات زرد درست روی این نقاط حساس انگشت بگذارند و آنها را برجسته کنند. این تفاوت در واقع به این برمی‌گردد که آن نقاط حساس هر فرهنگ چه چیزی است. شما ببینید که مطبوعات زردی که ما داریم بحث جنسی یکی از کانون‌های اصلی آنهاست. مسئله دختران فراری، مسئله زنی که شوهرش را کشت و مسائلی از این دست حجم بیشتری از مطبوعات زرد ما را اشغال می‌کنند.

- فقط مطبوعات می‌توانند زرد باشند؟ طبق تعریفی که ارائه شد رادیو-تلویزیون نمی‌توانند زرد باشند؟

- چرا، شما توجه کنید که ما دیگر روزنامه‌نگاری را تنها به مطبوعات احتصاص نمی‌دهیم. الان روزنامه‌نگاری رادیویی، رونامه‌نگاری تلویزیونی و روزنامه‌نگاری اینترنتی داریم. الان یکی از بحث‌ها Yellow Internet است. یعنی کجا سایتهای اینترنتی کار زرد انجام می‌دهند. بنابراین شامل همه رسانه‌هایی که کار روزنامه‌نگاری جزئی از عناصرشان است، می‌شود. که می‌دانید روزنامه‌نگاری تلویزیونی و رادویی با کار خبرنگاری فرق دارد.
نمونه بارز این نوع ژورنالیزم زرد در کار تلویزیون را در کنفرانس برلین می‌بینید که بصورت مشخص یک کار زرد بود. یعنی استفاده خیلی بریده‌بریده با تصاویری که مردم را تهییج می‌کند و به اصطلاح غیرت آنها را برمی‌انگیزد و یک نتیجه گیری مشخص و آنی می‌کند. در واقع در گزارش تلویزیونی مردم متوجه نشدند که در کنفرانس برلین آدم‌ها چه گفتند ولی متوجه شدند که کنفرانس تصاویر شطرنجی داشته است!
پس قطعا همه‌ی رسانه‌هایی که روزنامه‌نگاری عنصر آنهاست می‌توانند کار زرد بکنند.

- در کشور ما با توجه به اینکه رادیو تلویزیون دولتی است چطور؟ چون تصور می‌شود این حرکت یک حالت شخصی داشته باشد. شما در تعریفی هم که ارائه دادید گفتید این برانگیختن احساسات با هدف فروش بیشتر است. اینجا که بحث فروش مطرح نیست.

- خب اینجا باید ببینیم چه چیزی تفاوت ایجاد می‌کند. تلویزیون ما به لحاظ اخلاقی که ایدئولوژی جمهوری اسلامی ترسیم کرده است، نمی‌تواند نامودب باشد. نمی‌تواند وارد خیلی از حریم‌ها بشود. بنابراین به‌شکل مرسوم خودش نمی‌تواند کار زرد بکند. بنابراین رادیو-تلویزیون ما سعی می‌کند یک رادیو-تلویزیون پاستوریزه و شیک و بانزاکت باشد که به حوزه‌های ممنوع خیلی وارد نشود. اما به رغم اینکه بحث فروش و گردن ندارد، بجای آن در خدمت یک ایدئولوژی حکومتی یا در خدمت ابلاغ اخلاق حکومتی به مردم است. در واقع خدمت به این هدف اولویت بیشتری نسبت به فروش دارد. بنابراین باید توجه کنیم که کار زرد همیشه در خدمت فروش نیست. گاهی ممکن است در خدمت تثبیت یک اخلاق حکومتی یا یک ایدئولوژی مسلط هم باشد.
شما در روسیه در زمان حکومت کمونیست‌ها هم می‌توانید کار زرد انجام بدهید. با رسانه‌های جمعی در چین هم می‌تواند حتی اتفاق افتاده باشد. شما آنجا با توجه به حساسیت‌های مردم می‌توانید آنها را بر بینگیزید، اغراق کنید و نتیجه‌ای که خودتان می‌خواهید بگیرید.

- خب با این تعاریف فکر می‌کنم نقطه‌چین و کلا برنامه‌‌های نود شبی برنامه زرد باشند، مخصوصا با گرایشهایی که اخیرا پیدا کرده است. یک قسمت که در مورد تحصن نمایندگان برنامه ساخته شد، یک قسمت را هم به تمسخر سینمای جشنواره‌ای اختصاص دادند و ...
این سیاستها به‌نوعی سیاستهای حکومتی بود که در این برنامه ارائه می‌شد.

- بله. این هم در واقع نوعی زرد است که می‌توان اسمش را گذاشت «زرد سیاسی». یعنی حیطه‌هایی که نشریات زرد وارد می‌شوند ممکن است همیشه جرم و جنایت یا فقر یا جنگهای خارجی نباشد. ممکن است به نزاع‌های سیاسی داخل حکومت هم برگردد. بنابراین این هم از نظر من نوعی کار زرد سیاسی محسوب می‌شود.

- در جامعه ما بیشتر کارهای زرد حول دو قشر می‌گردد. یکی قشر فوتبالیست و یکی بازیگر. من خودم یکی از کارهایی که هر هفته انجام می‌دهم این است که عکس گلزار را روی نشریات می‌شمارم! که میانگین آن تا الان ۵ تا بوده است.حالا می‌خواهم این‌را بگویم که در جامعه ما اینطوری جا افتاده است که این مطالب نشریات بیشتر حول این دو قشر و حوادث است اما در کشورهای خارجی گاهی هدف‌های سیاسی هم وجود دارد.
در کشور ما سلیقه عامه مردم اینها را به این هدف سوق داده است؟ یعنی برای فروش بیشتر روی این دو قشر فقط مانور می‌دهند و وارد مسائل سیاسی نمی‌شوند؟ این رویکرد به نظر شما تحمیل شده یا اینها با بازخوردی که از مخاطب گرفته‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که این کار را بیشتر بکنند و کمتر وارد مسائل سیاسی بشوند.

- ببینید در مورد عرصه‌های زرد نمی‌شود گفت که مثلا نشریات زرد در غرب فقط به عرصه‌های سیاسی می‌پردازند. معمولا نشریات زرد Popular هستند. یعنی ترکیبی از سیاست و اجتماع و اقتصاد و ورزش. در اینجا حوزه‌ی سیاست محدودیتهایی دارد که نمی‌شود کار زرد در مورد آن انجام داد. مطالب سیاسی زرد یا باید خیلی کلی باشد که اشارات کلی را مردم نمی‌فهمند و فقط خواص متوجه آن می‌شوند یا این نشریات باید دست از این عرصه بشویند و به عرصه‌هایی روی بیاورند که کم‌خطرتر هستند و به لحاظ سیاسی هم به جایی برنخورد و کسی هم کاری نداشته باشد. یعنی فوتبالیستها یا هنرپیشه‌ها، یا حتی sex و جرایم سکسی. اینها حوزه‌هایی هستند که خیلی تنبیه و جریمه در آن نسبت به مطبوعات زرد وجود ندارد. بنابراین نمی‌شود گفت آنجا مربوط به سیاست است، اینجا مربوط نیست. اینجا شما نمی‌توانید داستانی مثلا درباره مرگ دایانا و روابط پنهانیش مطرح بکنید. یا اینجا در مورد قتلهای زنجیره‌ای نشریات زرد خیلی روی این موضوع نتوانستند کار بکنند. در واقع تنها از طریق سایتهای اینترنتی خارج از کشور که این محدودیت‌ها را ندارند روی این موضوع کارشد.


- بعضی‌ها معتقدند نشریاتی که در ایران به نشریات زرد معروفند با مقایسه نشریات زرد در کشورهای دیگر حتی زرد هم نیستند. مثلا Sun در انگلیس اصول روزنامه‌نگاری را رعایت می‌کند، اما کاری هم که ارائه می‌کند زرد است.
باتوجه به این برخی معتقدند این نشریات در جامعه ما حتی زرد هم نیستند، حالا نمی‌دانم چه اسمی روی آنها می‌شود گذاشت!

- در اینجا دو تفاوت وجود دارد. اولی در مورد سطح روزنامه‌نگاری است. طبیعی است که سطح روزنامه‌نگاری در غرب بالاتر است. یعنی روزنامه‌نگاران حرفه‌ای‌تر حتی در مطبوعات زرد هستند. بنابراین به لحاظ سطح روزنامه‌نگاری سطح آنها بالاتر است و در واقع خود این آدمهای حرفه‌ای را به استخدام گرفتن پوشاندن جنبه‌های زرد نوشته‌هاست. یعنی مطبوعات زرد نمی‌خواهند از اول نشان بدهند که دروغ هستند یا اغراق می‌کنند. بنابراین این مسئله باید در لفافه یک ژورنالیسم قوی و حرفه‌ای باشد که مخاطب اصلا شک نکند که مطلب دروغ است یا دران اغراق شده.
بنابراین این فرق مشاهده می‌شود. اما اگر بر اساس کارکرد و عملکرد قضاوت کنیم، عملکردشان یکی است، این دو یک هدف را دنبال می‌کنند، ولی سطح روزنامه‌نگاری در آنها فرق می‌کند. یک موضوع دیگر هم اخلاق جامعه است و اخلاق مطبوعاتی، که این هم در جوامع مختلف فرق می‌کند.
چیزی که در جامعه ما غیر اخلاقی است آنجا غیر اخلاقی نیست و بالعکس. اینکه ما داخل چه اخلاقی می‌نویسیم بر اساس آن نوع پردازش مطلب برایمان متفاوت است. ممکن است برخی جاها را به لحاظ اخلاقیات خودمان با اشارات بنویسیم در حالی که در جای دیگری بی‌پرده مطرح شود. به هر صورت مسئله به اخلاق و سطح روزنامه‌نگاری برمی‌گردد که این دو متفاوتند، اما عملکرد و نوع کار این نشریات یکی‌است.

- مثلا در کشور خودمان فکر می‌کنید چه مسائلی اتفاق افتاد که در مطبوعات زرد قابل پیگیری بود و بدان توجه نشد.

- موضوعات زیاد هستند و روزنامه‌نگاران باید تشخیص بدهند که چه چیزی قابلیت تبدیل شدن به یک داستان یا story را دارد و چه چیزی به آنها اجازه داده می‌شود.
درست است که مطبوعات زرد احساسات را بر می‌انگیزند، غلو می‌کنند و بدون fact صحبت می‌کنند اما کاملا هم اینگونه نیست که صد در صد دروغ یا غلو محض باشند. به هر حال رگه‌هایی از داستان واقعی و یک سرنخ‌هایی وجود دارد.
در اینجا ما خیلی چیزها را نمی‌توانیم دنبال کنیم. مثلا در مورد قتل مادر شوهر توسط عروس ممکن است ما نتوانیم این داستان را توسط روزنامه‌نگاران دنبال کنیم، برویم با اولیای دم صحبت کنیم، با اهل محل صحبت کنیم، به سراغ آدمهایی که مادر شوهر را می‌شناختند برویم و ... حریمهای اخلاقی و اجتماعی اجازه نمی‌دهد مسائلی را تبدیل به داستان کنیم.
بنابراین اینکه چه موضوعاتی قابل طرحند، این موضوعات زیاد هستند. مثلا انفجار قطار حامل سوخت در نیشابور می‌توانست یکی از این کارها باشد، یا مثلا انفجار ترقه در استادیوم آزادی و محروم شدن ایران از یک بازی با تماشاگر چیزهایی هستند که فقط خبر کوتاهش را باید بخوانیم.
خیلی از هفت‌تیرکشی‌هایی که در تهران اتفاق می‌افتد روزنامه‌نگاران ما حق ندارند دنبال دانستانش بروند که اسلحه از کجا تهیه شده و ... محدودیتهای سایسی و اخلاقی مانع می‌شوند.
موضوع زیاد است که این مطبوعات می‌توانند دستمایه قرار دهند و به هر حال این مطبوعات نقش آگاهی بخشی هم دارند و نباید از این موضوع هم گذشت. در بعضی جاها که روزنامه‌های رسمی نمی‌توانند وارد شوند، روزنامه‌های زرد وارد میدان می‌شوند. درست است خطر انحراف در آنها وجود دارد.
مثلا در روزنامه‌های رسمی‌تر و به اصطلاح وزین کمتر مطالبی در مورد فوتبال می‌بینیم. یا در مورد زندگی هنرپیشه‌ها و اخلاق و کارهای آنها در این روزنامه‌ها مطلبی نمی‌بینیم. چون از دید انها این کار بد است و اصلا خوب نیست یک هنرپیشه مطرح شود. درست نیست یک عکس نمای درشت یک هنرپیشه در روزنامه بصورت رنگی بیاید. در واقع روزنامه‌های وزین کشور خودشان را از این کارها مبرا می‌دانند. آن اخلاق و ایدئولوژی مسلط هم که تعیین می‌کند چه چیزی خوب است، چه چیزی بد، کمک می‌کند روزنامه‌های رسمی گاهی نتوانند و قادر نباشند وارد یک عرصه‌هایی شوند.

- گفتید عرصه‌هایی وجود دارد که نشریات رسمی یا به اصطلاح وزین نمی‌توانند وارد شوند و خوب است که نشریات زرد به انها بپردازند. حالا واقعا ما همچین مواردی را داشته‌ایم؟
در ایران این نشریات در موضوع غالبا فقط وارد عرصه خصوصی زندگی هنرپیشگان و فوتبالیستها می‌شوند. در زمینه عملکرد هم دیده می‌شود حتی این نشریات خبرهای سوخته‌ی روزنامه‌های معمولی را تیتر می‌کنند. خبری که یک هفته از تاریخ آن گذشته است و در یکی صفحه معمولی یک روزنامه چاپ شده است، آنرا بر می‌دارند و تیتر می‌کنند.

- درست است، برخی از این کارها می‌کنند و در واقع با عوض کردن تیتر و جابجا کردن برخی الفاظ خبرهای سوخته روزنامه‌ها، یا به عبارتی خبرهای سوخته خبرگزاریها را تبدیل به رپورتاژ می‌کنند. خب، این به نقص روزنامه‌نگاری و توان مالی برمی‌گردد و ناچار هستند به هر حال به یک نوعی به حیات خودشان ادامه بدهند.
روزنامه‌های ما را نگاه بکنید. چند درصد مطالبشان به اصطلاح تخت است؟ اکثر مطالبی است که از یک جای دیگر دپو شده و روزانه در روزنامه ریخته می‌شود. کاملا هم مشخص است صفحاتی از روزنامه که اطلاعات دپو شده در ان ریخته می‌شود کجاها هستند. خب به هر حال روزنامه باید روزانه دربیاید و صفحات آن هم باید پر باشد. بنابراین این بر می‌گردد به سطح روزنامه‌نگاری، توان اقتصادی و مشکلات مالی روزنامه‌های زرد. ولی به اندازه کافی در جامعه ما موضوع برای دنبال کردن وجود دارد که آنها تبدیل به یک Story یا داستان شوند. منتها سطح روزنامه‌نگاری، داشتن پول، داشتن خبرنگار هم مهم است. شما می‌دانید که پرهزینه‌ترین کار رزونامه کارهای رپورتاژ خبری است که باید گزارش‌گر فرستاده شود.چون بخشهای ترجمه و بخشهایی که از خبرگزاری گرفته می‌شود در واقع به قول اینترنتی‌ها copy & paste است و خبرنگار نمی‌خواهد. بنابراین قسمت پرهزینه‌ای که ماشین می‌خواهد، عکاس می خواهد، ضبط صوت می‌خواهد، پیگیری می‌خواهد، کتک خوردن می‌خواد و مسائل وزارت اطلاعات و مسائل حقوقی دارد، بخشهای رپورتاژهای زنده است.
خب این در مطبوعات زرد هم دیده می‌شود که امکانات کمتری دارند. ولی به اندازه‌ی کافی به نظر من موضوع وجود دارد.

- خب حالا با توجه به این سطح روزنامه‌نگاری که در ایران هست الان این نشریات عملکرد مفیدی دارند؟ اینکه می‌توانند داشته باشند یک بحث دیگری است.

- یک بخشهایی هست، بله. تا حدی در عرصه‌هایی که مطبوعات وزین ما وارد نمی‌شوند، نشریات زرد وارد می‌شوند. مثل ورزش، فوتبال به طور مشخص، سینما و هنرپیشگان و برخی جرایم که گه‌گاه مطرح می‌کنند. اینها تا حدودی می‌تواند نقش تکمیلی داشته باشد. ما نمی‌توانیم بگوییم که الان مطبوعات وزین بمانند و نشریات زرد حدف بشوند چرا که هر دو تا از سطح روزنامه‌نگاری کشور برمی‌خیزند. نمی‌شود یکی را متهم کرد و دیگری را خیلی وزین تلقی کرد.
شما مطبوعات به اصطلاح وزین ما را از دید روزنامه‌نگاری به آنها نگاه کنید. می‌بینید که چقدر نکات غیر روزنامه‌نگاری در آنها هست. مثلا در بعضی روزنامه‌های ما مصاحبه‌های هابرمارس و فوکو که معلوم نیست از کدام متن ترجمه شده می‌آید، مطلبی که باید در هفته‌نامه بیاید در روزنامه می‌آید، مطلبی که جای آن در نشریات علمی است در روزنامه می‌آید. اینها نقایص روزنامه‌های رسمی ما هستند. بنابراین به نظر من این دو تا با هم سازگارند.


ادامه در صفحه بعد

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine