مارمولک واقعا غافلگیرکننده بود. هم از آن جهت که ذهنها آماده شده بود برای دیدن فیلمی که جسورانه از خطوط قرمز گذشته است که در واقع اینطور نبود و هم از آن جهت که بالاخره توانست قشری بسته و دستنیافتنی (روحانیت) را که همیشه در همه عرصهها حساسیت برانگیز بوده دستمایه فیلمی کمدی قرار دهد، موفق شود راه میانه را در پیش بگیرد و سربلند هم شود.
در واقع فیلم قداست لباس روحانیت را زیر سئوال نبرده بلکه آن را وسیله انسانسازی و هدایت دزد سابقهداری قرار میدهد که طی یک پروسه به آرامی دگرگون میشود. رضا مارمولک دو وجهه بارز دارد که یکی فطرت پاک و اعتقادات لوتیوار اوست و دیگری شیادی و حقهبازی اوست. در فصلی که رضا برای نجات کبوتر گرفتار از دیوار راست بالا میرود به خوبی این دو وجه شخصیت او برملا میشود.
پس لباس برای او تنها جنبه وسیله پیدا نمیکند بلکه به او هویت جدیدی میدهد که در آن ذوب میشود. اما این تحول ناگهانی و اتفاقی نیست که جعلی و ساختگی به نظر برسد. آنچه نباید از نظر دور کرد این است که این تحول دو طرفه است همانطور که رضا مارمولک دچار استحاله میشود هویت روحانی هم تحتتاثیر رفتار سهلگیر و ساده او قرار میگیرد طوری که همه آرزوی داشتن چنین پیشنمازی را میکنند، یک روحانی آسانگیر در احکام شرع و اصول اعتقادی مردم
که معتقد است به تعداد آدمها راه برای رسیدن به خدا هست.
طنزی که در مارمولک با آن مواجه هستیم تلفیق طنز کلامی و موقعیت است البته بار طنز کلامی با توجه به ذائقه ایرانی بیشتر است. مثل تقلید لحن و گویش روحانیها که با گفتن اولین «سلام علیکم» سینما را منفجر میکند. شوخیهای کلامی زیادی وجود دارد که خیلی خندهدار از کار درآمده است که البته خیلی از آنها در جریان فیلم نقشی ندارند و صرفا جنبه تفنن دارد : «خدا به ما خدمت دهد که به شما توفیق کنیم !»
حتی میتوان متلکها و شوخیهایی جنسی که با کلام فاخر روحانیت تلفیق و تلطیف شده هم در مارمولک دید.
موقعیت هایی که رضا مارمولک در کسوت روحانی قرار میگیرد البته گاه تصادفی و دور از ذهن است اما از ابتدا کارگردان این قرار را با تماشاگر خود میگذارد که منتظر هر اتفاقی باشد.
مارمولک فیلمی است که خاطره تصویری برای ما نخواهد داشت چرا که تبریزی عمدا و تیزهوشانه با میزانسنهای بسیار ساده و بیتکلف کاری کرده تا تنها پرویز پرستویی دیده شود چرا تمام بار فیلم و هستی فیلم بر دوش اوست و همه چیز برای او و برای پررنگتر شدن او پیش رفته و پرستویی هم رضامارمولک را بسیار محتاطانه و البته در کمال استادی از متن بیرون کشیده است.